X
تبلیغات
بزرگترين ارشيو جك و اس ام اس اينترنت

بزرگترين ارشيو جك و اس ام اس اينترنت

جوک و SMS اونم از نوع توپش

به نام خدا

فرشاد

 

به رشتيه مي گن چند تا بچه داري ؟ مي گه 5 تا ! مي گن اسماشون چيه ؟ رشتيه مي گه : علي ، علي ، علي ، علي ،علي
مي گن : اي بابا ! پس تو خونه چه ريختي اينارو از هم تشخيص مي دين ؟
...مي گه : آخه فرق داره ! علي اصغر آقا داريم ، علي اكبر آقا داريم ، علي محمود آقا داريم

فرستنده : فرشاد

 

!!!به تركه مي گن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ؟ مي گه مامانتو

فرستنده : فرشاد

 

!!يارو پشتش مي خاريده ، مي بينه دستش نمي رسه ، ميره بالاي صندلي

فرستنده : فرشاد

 

!!يارو مي ره مرغداري ، جو مي گيرتش ، تخم مي كنه

فرستنده : فرشاد

 

به يارو مي گن ، با بالش جمله بساز ، مي گه : آقا يه روز رفتيم شكار ، يه پرنده ديدم ، زدم به بالش!!! مي گن بابا اين بالش نه، اون !!!يكي بالش ! مي گه خب ... رفتيم شكار ، يه پرنده ديدم ، زدم به اون يكي بالش
مي گن : عجبا ! بابا اصلا يه جمله بساز كه توش همه تشك باشه هم بالش
مي گه : اه ... بابا تو شك انداختي الان منو كه من زدم به اين يكي بالش يا اون يكي بالش

فرستنده : فرشاد

 

سه تا تهروني تو يه قهوه خونه سر به سر يه تركه كه اونجا كار مي كرد مي ذاشتن ، بعد از يه مدت ، پشيمون مي شن و مي گن بابا بسشه ، ديگه اذيتش نكنيم ، جمع مي شن و مي رن پيش تركه ، مي گن آقا شرمنده ، ما ديگه اذيتت نمي كنيم و اين صوبتا
تركه مي گه : حتما ؟ ديگه اذيتم نمي كنين ؟ گير نمي دين ؟ متلك بارم نمي كنين ؟
اونام مي گن : نا ديگه ! از اين به بعد رفيقيم
!!!تركه مي گه : باشه پس منم ديگه نمي شاشم تو چايي هاتون

فرستنده : فرشاد

 

!رشتيه صبح پا مي شه ، مي بينه 4 تا آجر گذاشتن زيرش ، زنشو دزديدن

فرستنده : فرشاد

 

يارو واسه اولين بار رفته بوده تهران ، توي پارك يه دختره رو مي بينه ، مي ره جلو مي گه : خانوووم اسم شوما چيه ؟
دختره با ناز و عشوه مي گه : بوي گل يـــــــاس ، اسمم ثرياس
!!!يارو هم فكر مي كنه و مي گه : بوي گوز خـــــــر ، اسمم غضنفر

فرستنده : فرشاد

 

!يارو مي گوزه دنبال پوكش مي گرده

فرستنده : فرشاد

 

!جوجه ميره پارتي ، جو مي گيرتش مي گه : جيكس جيكس

فرستنده : فرشاد

 

شنگول و منگول و حبه انگور خونه تنها بودن ، گرگه مي ره دم درشون ، صداشو نازك مي كنه مي گه : درو وا كنين بچه ها من مادرتونم
!!!بچه ها مي گن : برو بينيم با . ما آيفون تصويري داريم

فرستنده : فرشاد

 

!!!به قزوينيه مي گن با نمودار جمله بساز . مي گه من از كونمودار خوشم نمياد

فرستنده : فرشاد

 

يه دهاتي تو دهشون خرشو گم مي كنه و هر چي مي گرده پيداش نمي كنه ، آخرش مي ره شهر كه دنبال خرش بگرده ، تا شب دنبالش مي گرده باز پيداش نمي كنه ، هوا تاريك بوده و نمي تونسته برگرده دهشون ، تصميم مي گره شب رو تو يه مسافرخونه بمونه ، هر جا مي رفته جا نداشتن ، تا اينكه خسته و كوفته مي رسه به يه مسافرخونه ، كلي التماس مي كنه ، صاحب مسافرخونه دلش مي سوزه ، مي گه باشه ، بيا برو اتاق شماره 27 ، مال يه زوج جوونه ، الان نيستن ، شب ديروقت ميان ، زير تختشون بخواب ، صبح هم تا بيدار نشدن پاشو جيم شو ، اونم ميره و . نصف شب فكر خرش بوده و خوابش نمي برده ، دختر و پسره هم اومده بودن . رو تخت پسره دختره رو مي گيره بغلش ، مي گه : عزيزم من تو چشاي تو همه دنيا رو مي بينم . يارو دهاتيه از زير تخت داد مي زنه : عمو! خوب نيگاه كن ببين خر مارو اونجا نمي بيني؟؟؟

فرستنده : فرشاد

 

يه روز مامان رشتيه پسرشو نصيحت مي كرده كه پسرم اينقدر بي خيال نباش ، مواظب رفتار زنت باش و اين حرفا
رشتيه هم دگرگون مي شه و تصميم مي گيره غيرتي باشه و زنشو كنترل كنه
نصف شب بوده و زنش از خواب پا ميشه
رشتيه مي گه : كجا ؟
زنه مي گه : دستشويي
!!!رشتيه مي گه : نمي خواد ، بيا بخواب خودم جات مي رم

فرستنده : فرشاد

 

!!!يارو داروخونه وا مي كنه ، جلوش مي نويسه : نوار بهداشتي ، با نصب در محل

فرستنده : فرشاد

 

رشتيه مي خواسته بره ماموريت ، واسه اينكه از زنش مطمئن باشه ، زير تخت زنش يه وزنه با طناب آويزون مي كنه ، وزنه رو مي ندازه تو ظرف ماست ، كه اگه عمليات انجام شد و تخت تكون خورد ، ماسته بخده بريزه زمين و مچ زنشو بگيره ، مي ره و برمي گرده مي بينه ماسته كره شده

فرستنده : فرشاد

 

پسره لكنت داشته به ر مي گفته ل
يه روز دير مي رسه سر كلاس و خانوم معلم مي گه : حسني ؟ چرا دير اومدي سر كلاس
جسني مي گه : خانوم ببخشين لام دول بود
!!خانوم معلم مي گه : خب لاي منم هر شب دوله ، ولي اينكه دليل نمي شه دير بيام سر كلاس

فرستنده : فرشاد

 

!!!قزوينيه دست بابا بزرگشو مي گيره مي بره مهد كودك ، مي گه آقا اينو واسم خورد كنين

فرستنده : فرشاد

 

اصفهانيه و تهرونيه و كرده از سينه هاي زناشون واسه هم مي گفتن
تهرونيه مي گه : من زنام يك سينه هايي داره ، هر كدوم اندازه يه طالبي گنده
اصفهانيه مي گه : به ! اين كه چيزي نيس ، سينه هاي زن منه اندازه هندونه شب چله اس
!!كرده مي گه : بابا اينا كه چيزي نيستن ، من هر وقت كرست زنم رو مي برم خشكشويي ، مي گه آقا چتر نجات دو نفره قبول نمي كنيم

فرستنده : فرشاد

 

بن لادن رو مي خواستن شكنجه كنن ، از ملت همه پرسي مي كنن تا سخت ترين شكنجه رو انتخاب كنن
هر كي يه چيزي مي گه ، تا اينكه مي رسه به لره ، لره مي گه : يه ميله آهني رو داغ داغ كنين تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بكنين تو

كونش ، ملت كف مي كنن ، مي گن بابا حالا چرا از طرف سردش بكنيم تو ، لره مي گه : تا هر كي خواست درش بياره دستش بسوزه نتونه
!!!

فرستنده : فرشاد

 

داريوش بعد سالها اومده بوده تهران ، ورزشگاه آزادي كنسرت داشته ، خواست حالي بده به ملت
مي گه : عزيزان ، هم وطنان ، من مطعلق به همه شمام ، چي بخونم واستون
!!!يارو از وسط جمع داد مي زه : از ابي بخون

فرستنده : فرشاد

 

معلمه به دانش آموزه مي گه : كرد رو صرف كن
!!!پسره مي گه : كردم ، كردي ، كرد ، كرديم ، كردند ، مرد

فرستنده : فرشاد

 

يه روز يه گوسفنده رو سوار وانت مي كنن تا ببرن سرشو ببرن ، يهو گوسفنده مي زنه زير گريه
مي گن چرا گريه مي كني ؟
!مي گه : نذاشتن جلو بشينم

فرستنده : مهدي

 

!!يارو مي خواسته بره سر قبر ، گل پيدا نمي كنه بخره ، 2 تا كمپوت مي خره مي بره

فرستنده : سامان

 

رشتيه مي ره نجاري ، مي گه آقا يه كمد بساز اصغر آقا توش نباشه

فرستنده : فرشاد

 

قزوينيه مي ره توالت ، كون خودشو مي بينه شق مي كنه ، مي گه : بخواب بخواب خوديه

فرستنده : فرشاد

 

يكي از بچه مايه داراي قزوين رفته بوده ژاپن ، مي ره يه روبات فروشي ، مي گه آقا يه ربات توپ مي خوام ، قيمتشم مهم نيس ، فقط همه كار بكنه ، فروشندهه يه روبوت مياره ، مي گه اين آخرين مدلمونه ، سرشو كه فشار مي دي لباسشويي مي شه ، دستشو كه بكشي در يخچالش وا مي شه و اين حرفا . قزوينيه مي ره و فرداش با كير باند پيچي شده مياد سراغ فروشندهه و مي گه : مادرجنده ، چرا نگفتي كونش چرخ گوشته
!!!

فرستنده : فرشاد

 

دختره به دوست پسرش مي گه ، امروز عصر بيا خونمون ، هيشكي خونه نيس . پسره عصر پا ميشه مي ره دم خونه دختره
!!!دو ساعت وا ميسته ، هر چي در مي زنه كسي درو وا نمي كنه

فرستنده : فرشاد

 

!!دو تا لره سر اينكه كودومشون وسط بخوابه دعواشون مي شه

فرستنده : فرشاد

 

!!!يارو با خدا قهر كرده بوده ، مي ره سر نماز ، مي گه دو ركعت نماز صبح مي خونم به كسيم ربطي نداره

فرستنده : فرشاد

 

يارو شب فيلم سوپر نگاه كرده بوده ، صبح پا ميشه ميره كله پزي محل ، يه كله پاچه سفارش مي ده ، صاحب اونجا مي پرسه ، آبشم بريزم روش ؟ يارو مي گه : نه عزيزم ، بريزش رو سينه هام

فرستنده : فرشاد

 

حيووناي ماده جنگل همه جمع مي شن ، مي رن پيش آقا شيره ، مي گن ما از دست شوهرامون شاكييم ، مارو زيادي مي كنن ، هممون گشاد شديم ، شيره هم دستور مي ده كير همه حيووناي نر رو ببرن و بريزن تو يه كيسه ، بعد چند هفته ، حيووناي ماده حشري شده بودن ، مي رن پيش آقا شيره ، مي گن بابا غلط كرديم ، ديگه كسي نيست مارو بكنه ، شيره هم دستور مي ده گوني رو خالي مي كنن زمين ، دونه دونه كيرارو نشون مي داده و صاحباشون مي بردن . از قضا آقا الاغه غايب بوده و هر چي كيرشو نشون مي دن ، صاحبش پيدا نمي شه
!!!مرغه با بالش مي زنه به بال خروسه و مي گه : بگو مال منه بگو مال منه

فرستنده : فرشاد

 

رشتيه رفته بوده ماموريت ، زنش حشري شده بوده ، خودشو مي ماليده به تخت ، مي گفته : من مرد مي خوام ، من مرد مي خوام
پسرشم اين صحنه رو ديده بوده و فرداش هم زنه با يه مرد رو همون تخت مشغول بودن
پسره هم خودشو مي ماله به تخت و مي گه : دوچرخه مي خوام ، دوچرخه مي خوام

فرستنده : فرشاد

 

لره و تهرانيه با هم دوست بودن ، يه روز تهرانيه بهش مي گه بگو بلوط ، لره مي گه بلوط ، تهرانيه مي گه : كيرم تو گلوت
لره مي ره كلي فكر مي كنه ، فرداش مياد به رفيق تهرونيش ميگه : بگو شلغم ، تهرونيه مي گه شلغم ، لره مي گه : كيرت تو حلقم
!!!

فرستنده : فرشاد

 

يه روز از يه مهندس ساختمون مي پرسن : بدن خانوما چه شكليه؟
!!!مي گه : نماش كه عاليه ، حالشم حرف نداره ، فقط پذيرايي و توالتش پيش همه

فرستنده : ساني

 

از قزوينيه مي پرسن : تحصيل كردي ؟
مي گه : والا تحصيل كه نه ... ولي محصل چرا

Ali CiviL : فرستنده

 

!!!قزوينيه مي ميره ، وصيت كرده بوده با جنازش پودر بچه درست كنن

Ali CiviL : فرستنده

 

يه روز قزوينيه مي ره ويديو كلوپ سي دي سوپر كرايه مي كنه ، فرداش سي دي رو پس مياره ولي سي دي پاره پاره بوده
فيلميه : آقا سي دي خوب بود؟
!!!قزوينيه : آره ولي سوراخش كوچيك بود

Ali CiviL : فرستنده

 

!!به يارو مي گن با گوهر جمله بساز ، مي گه : تو گه هر وقت منو مي بيني مي گي جمله بساز

فرستنده : علي صدام

 

به لره مي گن تا حالا شده تو زندگيت نه راه پيش داشته باشي ، نه راه پس ؟ مي گه آره ... مي گن كي بوده ؟
!!!مي گه : اره گير كرده بود تو كونم

فرستنده : فرشاد

 

!!!به يارو مي گن سيگار چيه ؟ مي گه پدر سلامتي ... مي گن چرا ؟ مي گه چون مادر سلامتي رو مي گاد

فرستنده : فرشاد

 

!!يارو رفته بوده مسجد ، موقع برگشتن مي بينه كفشاش نيست ، مي گه وااا من كي رفتم؟

فرستنده : فرشاد

 

يارو رفته بود مسابقه 20 سوالي ، پارتي داشته و قبل مسابقه بهش مي گن كه جواب خياره ، ولي زود نگو كه ضايع نشه
اينم مي ره تو مسابقه و اولش مي پرسه : تو جيب جا مي شه؟
مجري مسابقه مي گه : نه
!مي گه : بابا عجب خيار گنده ايه

فرستنده : فرشاد

 

!!!يارو مي ره زير ماشين ، رفيقاش با دمپايي مي زنن در ش مي ارن

فرستنده : فرشاد

 

!!!يارو ميخ رفته بوده تو پاش ، مي بينه نمي تونه درش بياره ، كجش مي كنه

فرستنده : فرشاد

 

يه ماه از محرم و صفر گذشته بوده ، ولي باز از شهر صداي دسته عزاداري ميومده ، مي رن مي بينن دسته اردبيليا تو كوچه بن بست گير كرده

فرستنده : فرشاد

 

!لره يه دزد رو دنبال مي كنه ، از دزده هم جلو مي زنه

فرستنده : فرشاد

 

قزوينيه رفته بوده مسابقه 20 سوالي ، مسابقه هم بصورت زنده از تلويزيون پخش مي شده
مي پرسه : نرمه ؟
مي گن : آره
!مي گه : كانه ديگه
مي گن : آقا اين حرفا چيه ، شئونات رو رعايت كنين و اينا
مي پرسه : سفيده ؟
مي گن : آره
مي گه : بالام جان ، كانه ديگه
مي گن : آقا بده زشته عيبه ، پخش زنده استا
مي پرسه : وسطش خط داره؟
مي گن : آره
!مي گه : بابا كانه ديگه
مي گن : آقاي محترم ، چند بار بگيم نخير اون چيزي كه مي گين نيس
مي پرسه : سوراخ داره؟
!مي گن : نه
!!!!!!!مي گه : اين چه جور كانيه كه سوراخ نداره

فرستنده : فرشاد

 

يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه : راسته شما به خر ها مي گين داداش؟
!!تركه مي گه : آره داداش

فرستنده : مسعود

 

 

به لاك پشته مي گن خالي ببند ، مي گه : دويدم و دويدم

فرستنده : سحر

 

!!حالا ميرن به اسكلته مي گن يه خالي ببند ، مي گه : توپولويم توپولو

فرستنده : سحر

 

يارو با 206 مسافر كشي مي كرده ، 5 نفر سوار كرده بوده ، با سرعت تمام مي رفته ، اولي مي گه : آقا خيلي داري تند ميريا
راننده مي گه : تا حالا 206 داشتي ؟ يارو مي گه : نه ، راننده مي گه : پس خفه شو
دومي مي گه : آقا خيلي خيلي داري تند ميريا ، باز راننده مي پرسه تاحالا 206 داشتي ؟ اونم مي گه : نه ، باز راننده مي گه : تو هم خفه
همين جوري مي گفتن كه خيلي تند مي ري و اينا ، تا اينكه پنجمي مي گه آقا زيادي داري تند مي ري ها
!!!راننده مي پرسه : تاحالا 206 داشتي ؟ مي گه : آره ... مي گه پس بگو ترمز ش كجاس

فرستنده : سحر

 

دختر دهاتي فرداي عروسيش در تعريف از شوهر خودش گفت : ننه ، نمي دوني ... اونجاش انقدر نو بود كه حتي پلاستيك روشم نكنده بود

فرستنده : مسعود متاليكا

 

يه قزوينيه رو با يه گوني شرت مي گيرن ، مي گن اينا چيه ؟ مي گه : اينا دفتر خاطرات منه

فرستنده : مسعود متاليكا

 

يارو مي ره مشهد ، مي گه امام رضا به من كمك كن كه اين ماشين تو قرعه كشي بانك به من در بياد ، منم هرسال سه بار بيام مشهد ، يارو مي ره و ماشينه به اسمش در نمياد ، يارو باز ميره مشهد و مي گه يا امام ، اين ماشين واسه من در بياد ، من پياده ميام مشهد ، بازم در نمياد . باز ميره مشهد و مي گه اين ماشينه به من در بياد ، من رو سينم ميام زيارت ، بازم در نمياد . آخرش امام رضا مياد تو خواب طرف و مي گه : خب خنگ خدا ، تو اول يه حساب وا كن ، بعد من اين ماشينو مال تو مي كنم

فرستنده : شيوا

 

تركه با قزوينيه داشتن تو همين شاهگلي خودمون ماهي مي گرفتن ، كه تركه مي گه : من يكي گرفتم
قزوينيه مي گه : منم گرفتم ، قلاباشون رو در ميارن ، مي بينن جفتشون يه ماهي رو گرفتن
سر ماهيه دعوا ميفته و قزوينيه مي گه همديگرو مي كنيم ، هر كي بيشتر كرد ماهي مال اون
تركه هم قبول مي كنه و مي گه اول من و يه ساعت قزوينيه رو مي كنه
!!!بعد قزوينيه مي گه نوبت منه ، تركه مي گه : نمي خواد ديگه ، ماهي هم مال خودت

فرستنده : بهزاد

 

يه روز يه رشتيه مي خواس حال بچه محلشو بگيره ، ميره زن ايدزي مي گيره

فرستنده : رها

 

يه روز يه مار روسري سرش مي كنه ، مي گه من كبري ام

فرستنده : رها

 

يه روز يه نفر مي ره جهنم ، مي بينه همه دارن مي زنن مي رقصن ، مي گه چه خبر شده؟
يكي از جهنميا داد مي زنه : پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده

فرستنده : رها

 

يه روز يكي مي ره بهشت ، زير پاي مادران له مي شه

فرستنده : رها

 

يه روز خدا مياد به مالا نصرالدين مي گه : بيا چند روز جاي من كار كن ، اونم مياد و خدا هم دكمه هارو يادش مي ده ، كه اينو بزني بارون مياد و اين يكي رو بزني باد مياد و اينا ، يه دكمه هم نشونش مي ده مي گه اينو بزني قيامت مي شه
اونم شروع مي كنه به زدن دكمه ها ، خلاصه حوصلش سر مي ره و دكمه قيامت رو مي زنه و قيامت مي شه
اول حضرت علي مياد ، مي گه تو خيلي آدم كشتي برو جهنم
همينطور پيش مي ره و مي رسه به حضرت مهدي ، مي بينه تو دفتر حضور غيابش زياد غيبت داره
!!ملا نصرالدين مي گه : تو برو با اوليات بيا

فرستنده : احتشام

 

يه مرده شور رو مي گيرن مي برن زندان ، ملت مي پرسه جرمش چيه؟
!!!مي گن : پدر سوخته سوال هاي شب اول قبر رو بين مرده ها پخش مي كرده

فرستنده : آرزو

 

!يارو شرت نم دار مي پوشه تخماش جوونه مي زنه

فرستنده : امير

 

يه بچه 3 تا تخم داشته ، نمي تونسته به باباش بگه ، ميره مي گه بابا هيچ مي دونستي من و تو رو هم 5 تا تخم داريم؟
!!باباهه مي گه : يعني پسرم تو همش يه دونه تخم داري

فرستنده : امير

 

يه روز پليس راه جلو ماشين لر هارو مي گيره ، مي گه : كارت ماشين ، گواهينامه ، كارت بيمه
لرا مي گن : حالا چي كار كنيم ، با اينا جمله بسازيم ؟

فرستنده : سحر

 

پسره آلتش خيلي كلفت بوده ، مامانش نصيحتش مي كرده كه پسرم هر وقت خواستي زنتو بكني ، منو صدا كن بيام بگم چي كار كني
پسره هم يه شب مي گه مامان بيا ، بعد ... مامانه پشت در اتاق وا ميسته ، يه ليوان روغن مي ده به پسره
بعد از تو اتاق پسره داد مي زنه : ننه چي كار كنم حالا ؟
مامانه مي گه : اول بكنش تو ليوان ، بعد در بيار بكن اون تو
پسره مي گه : نمي ره تو ننه
مامانه مي گه : بازم بكن تو ليوان در بيار بكن تو
!!!پسره مي گه : ننه تو ليوان نمي ره

فرستنده : سهيل

 

تو دروازه ورودي شهر قزوين نوشتن : شرت آهني موجود است
!!موقع در اومدن از شهر نوشته : آهن پاره خريداريم

فرستنده : سهيل

 

!!يارو تو خيابون كرست پيدا مي كنه ، مي گه : چه همشهري هاي بي فرهنگي ، ممه رو خوردن پوستشو انداختن زمين

فرستنده : سهيل

 

به قزوين كه نزديك تر مي شي ، رفته رفته تابلوهاي راهنمايي پايين تر مياد ، چرا؟
!!راننده نتونه خوب ببينه ، پياده شه جلو تابلو خم شه

فرستنده : رها

 

!موبايل يارو تو دستشويي زنگ مي زنه ، بر مي داره سرفه مي كنه

فرستنده : رها

 

يارو به دختره زنگ مي زنه ، مي گه : ببخشين لهجه دارم؟
دختره مي گه : اااي
!يارو مي گه : پس قطع كن دوباره زنگ مي زنم

فرستنده : رها

 

دختره رو برق مي گيره ، با ناز و عشوه مي گه : اوا ، ادي (اديسون) ولم كن

فرستنده : رها

 

يه پدره دست بچش مونده بود ، آخه از هيچ زني شير نمي خورد ، آخرش شير يه زن سياه پوست رو قبول مي كنه
پدره مي گه : اي پدر سوخته! شير كاكائو مي خواستي

فرستنده : رها

 

يه روز فارسه به تركه مي گه بگو يخمك ، تركه مي گه يخمك ، فارسه مي گه بيا اينو بمك
تركه مي ره فكر مي كنه ، بر مي گرده به فارسه مي گه : بگو كاميون ، فارسه مي گه : كاميون ، تركه مي گه بيا اينو بمك
فارسه مي گه : اين كه نمياد ، تركه مي گه : بمكي مياد

فرستنده : پرويز

 

يه روز يه دهاتي با يه فارس كلاس بالا نشسته بودن ، فارسه از سياست و اينا حرف مي زده ، دهاتيه مي گه : ببين ، نمي دونم چي مي گي ، ولي محص احتياط ننتو بگام

فرستنده : پرويز

 

!!!يارو در يخچالش خراب مي شه ، پرده مي زنه

فرستنده : هانيه

 

شب عروسيه رشتيه بوده ، رفيقش مياد مي بينه رشتيه جلو در واستاده ، مي گه چرا اينجا واستادي؟
!!رشتيه مي گه : به باجناقم يه تعارف زدم ، رفته تو هنوز در نيومده

فرستنده : الميرا

 

!!!به يارو مي گن سه تا اسم بگو توش الله باشه ، مي گه : عبدالله ، يدالله ، سيندرلا

فرستنده : فرشاد

 

يارو ميره پيتزا فروشي ، مي گه ببخشين پيتزا بزرگ چنده ؟ طرف مي گه 2000 تومن ، يارو يكم بالا پايين مي كنه ، مي گه پيتزا متوسط چنده طرف مي گه : 1000 تومن ، بازم يارو يخده با جيبش ور مي ره ، مي گه پيتزا كوچيك چنده ؟ طرف مي گه 700 تومان ، يارو دست مي كنه تو جيبش يه 100 تومني در مياره مي گه : قربون داداش! يه جعبه اضافي به ما بده

فرستنده : رها

 

يارو مي ره واس تلفن همراه ثبت نام مي كنه ، بهش مي گن تا 3 ماه ديگه بهت تحويلش مي ديم ، اونم رو كمربندش يه كاغذ مي چسبونه مي نويسه : بزوردي در اين مكان يك موبايل افتتاح خواهد شد

فرستنده : رها

 

از لره مي پرسن ، ببخشين ساعت چنده ، مي گه : سه و خورده اي
!!!مي گن : دقيقا چنده ؟ مي گه : دقيقا 7 و سي يك دقيقه

فرستنده : رها

 

يارو سرش مي خوره به ميله اتوبوس ، جابجا ولو مي شه وسط اتوبوس ، چند لحظه ديگه به هوش مياد مي بينه ملت بالا سرش ميله رو چسبيدن ، مي گه : ولش كنين بينم چي مي گه

فرستنده : رها

 

يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

فرستنده : رها

 

يارو پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

فرستنده : رها

 

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

فرستنده : رها

 

سه تا يارو رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

فرستنده : رها

 

!!به لره ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه

فرستنده : رها

 

يارو ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته
!!!

فرستنده : فريدا

 

يارو ميره كله پاچه فروشي، طرف بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ يارو ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

فرستنده : فريدا

 

لره مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. لره هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم

فرستنده : فريدا

 

يارو تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه! بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟! مي گه : آخه خيلي كلاس داره

فرستنده : فريدا

 

!!يارو يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه

فرستنده : فريدا

 

!!يارو رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم

فرستنده : فريدا

 

!يارو ميره راه پيمايي ، مي بينه شلوغه ، بر مي گرده

فرستنده : مينا

 

تاحالا فكر كردين چرا رنگ ماشين آتيش نشوني هميشه قرمزه؟
!!جواب : آخه هميشه 20 متر شيلنگ تو كونشه

فرستنده : حامد

 

شباهت شرت و ماه چيه؟
!هر دوشون شبا درميان

فرستنده : حامد

 

!!كرده ميخ ميره تو دستش ، درمياره ميبينه خون اومد ، مي ذاره سر جاش

فرستنده : مريم

 

قلّكه مست مي كنه مي گه بانكه

فرستنده : مريم

 

يه روز دو تا كرم تو روده بزرگ داشتن راه مي رفتن ، يكي بند و بساطشو جمع مي كنه ، لباساشو مي پوشه ، رفيقش مي پرسه كجا مي ري؟ مي گه : با گوز اول پرواز دارم
به يارو مي گن با توله سگ جمله بساز
مي گه : طول سگ ضربدر عرض سگ مساوي مساحت سگ

فرستنده : فرشاد

 

خره لنز مي ذاره ميره جنگل ، همه حيوونا دورش جمع مي شن و با تعجب نيگاش مي كنن
خره مي گه : چيه ؟ آهو نديدين؟
!!!

فرستنده : مهدي

 

يه روز يه سربازه هرچي شرط مي بسته مي بره ، فرمانده زنگ مي زنه جريان رو به فرمانده بزرگ مي گه ، سربازه مي ره پيش فرمانده بزرگه ، فرمانده بزرگه مي گه يه شرط ببند بينم باهام ، سربازه مي گه 20000 تومن شرط مي بندم كه رو كون تو يه خال هست ، فرمانده بزرگ هم شلوارشو مي كشه پايين ، مي بينن خال نيست و سربازه شرط رو مي بازه ، فرمانده بزرگه زنگ مي زنه به فرمانده كوچيكه ، مي گه جمعش كن بينيم بابا ، اين كه همين اولش باخت ، فرمانده كوچيكه مي گه : چطور مگه ؟ فرمانده بزرگم جريان رو تعريف مي كنه و فرمانده كوچيك مي گه : خاك تو سرت ، با من 1 ميليون تومن شرط بسته بود كه من كون فرمانده بزرگ رو مي بينم
!!!

فرستنده : مهدي

 

به قزوينيه مي گن : با نمونه جمله بساز
مي گه : بهترين عضو بدنمون كونمونه

فرستنده : هانيه

 

پرتقاله خودشو مي زده به در و ديوار ، مي گن : چرا اينطوري مي كني ؟
مي گه : مي خوام خوني شم

فرستنده : زهرا

 

!!رشتيه زنشو ميفرسته تهران، زنه كه برميگرده حامله بوده، بعد از زايمان اسم بچه رو ميزارن: هديه تهراني

فرستنده : فريدا

 

يارو سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از يارو ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم
!!

فرستنده : فريدا

 

!!!دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور

فرستنده : فريدا

 

يارو ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. يارو ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم

فرستنده : فريدا

 

آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

فرستنده : رها

 

يارو تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! يارو ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

فرستنده : رها

 

يارو ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! يارو هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم
!!

فرستنده : رها

 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

فرستنده : رها

 

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

فرستنده : رها

 

(واس اونايي كه نقطه چين مي بينن)
مژده زن بامشاد حامله شده بوده ، ميان به بامشاد خبر مي دن كه مباركه داري پدر مي شي و اينا
!!بامشاد مي گه : اي اردل نامرد

فرستنده : فرشاد

 

بچه با باباش تو خیابون میرفته میبینه یه گنجشک افتاده و لنگاش تو هواست. میپرسه :بابا این چرا اینجوری شده؟ باباهه میگه هیچی عزیزم داره میره پیش خدا! فرداش پسره باباشو تو خیابون ميبينه داد ميزنه بابا....بابا....بدو بيا مامان ميخواد بره پيش خدا يه مرده افتاده روش نمی ذاره بره
!!

فرستنده : فريدا

 

!به يارو مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟ مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم

فرستنده : فريدا

 

يارو مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد

فرستنده : فريدا

 

يارو با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد
!!!

فرستنده : فريدا

 

ميگه به لاكپشت ميگن تو چرا نماز نميخوني؟
ميگه : آخه من لاك دارم

فرستنده : آيدا

 

يه روز رشتيه فيلم مبتذل آورده بود ببينه وقتي بازش ميكنه ميبينه ااا زنه شم توش بازي كرده
!!!!تا آخرش نگاه ميكنه بعد كه فيلم تموم شد ميبنده ميگه: آخي همش فيلم بود

فرستنده : شهاب

 

ميگه به يارو ميگن ميزاري بچت بره دانشگاه؟؟
!!! ميگه اگه بد آموزي نداشته باشه عيب نداره

فرستنده : شهاب

 

!!! يارو ميخواسته تو مصرف آب صرفه جويي كنه ميره زنه حامله ميگيره

فرستنده : شهاب

 

! به رشتيه ميگن زنت خيلي نجيبه ميگه : عجيب

فرستنده : شهاب

 

يه روز رشتيه با بچش ميرفته دوستش اينا رو ميبينه بعد يكم احوال پرسي
دوست رشتيه بهش ميگه عجب بچه خوشگلي داري
!!! رشتيه ميگه اه توام يه كار واسه ما كرديا هي منت بزار

فرستنده :
شهاب

 

ميگه يه روز تو قزوين يه زن و شوهر سوار اتوبوس ميشن بعد يه صندلي خالي بوده قزوينيه خودش ميشينه
زنشم سر پا بغلش واميسته بعد يكم مردم شاكي ميشن كه آقا اين چه وضعشه بيغيرتي و فلان
آخرش قزوينيه ميگه والله راستشو بخواين ديشب جمعه بود واسه همين
!!! نه من زانوشو دارم سر پا واستم نه اون كونشو

فرستنده : شهاب

 

يه روز يه تركه ميخواسته خودكشي بكنه ميره رو ريل قطار ميخوابه يه بربري ام زير سرش ميزاره
ازش ميپرسن كه چيكار ميكني ؟ ميگه ميخوام خودكشي كنم
!! ميگن پس اون بربري چيه زيره سرت ميگه: اينو واسه اون گذاشتم كه تا صبح كه قطار مياد از گشنگي نميرم

فرستنده : خودكار

 


يارو زنگ ميزنه موبايل دوستش ميبينه خانومه ميگه : مشترك مورد نظر در دسترس نميباشد
ميگه : خانوم اونو بي خيال حالتون خوبه ؟

فرستنده : پسر كش

 

معلم رياضي به شاگردش ميگه بنويس 32 اونم از اون نظر كه به شيمي خيلي علاقه داشته
Co2 : مينوسيه

فرستنده : رها

 

ميگه يه روز يارو يه دختر بلند ميكنه مبره مهديه تهران نصف شبي بسيجيا ميگيرنش
!!! ميگن بابا مگه جا قحطي بود آوردي اينجا
يارو ميگه بابا مگه خودتون هميشه تو تلوزيون نميگين مكان مهديه تهران

فرستنده : شهاب

 

ميگه قزوينيه به يه جشن مختلط دعوت ميشه بعد عروسي ازش ميپرسن چطور بود؟
ميگه جاتون خالي مرد و پسر باهم قاطي بود

فرستنده : شهاب

 

به دزده ميگن چرا ايقدر شب و روز دزدي ميكني ؟ ميگه : آخه ميخوام با اين اضافه كاري محتاج كسي نباشم و
يه زندگي آبرومند داشته باشم

فرستنده : رها

 

!!! به يارو ميگن با صداقت جمله بساز ميگه من چايم را با 3 تا قط ميخورم

فرستنده : شهاب

 

ميگه يارو بچش دوقلو از آب در اوده بود بعد عمل كه ميره حسابداري واسه تصويه حساب ميپرسه آقا چند ميشه؟
ميگه فلان قيمت
ميگه آقا تورو خدا ارزون حساب كن دوتاشم ببريم

فرستنده : شهاب

 

ميگه يارو تازه رسيده بود تهرون كه ميرسه به يه خانوي ميگه خانوم ممتو بخورم
زنه حسابي شاكي ميشه و بعد كلي دعوا يارو ميگه هاا چي شده هنوز كه نخوردم

فرستنده : شهاب

 

توي مصاحبه تلوزيوني در مورد شوهر مورد علاقه از يه دختري ميپرسن همه يه كي واسه ازدواج گفتن
شخص مورد علاقه تو كيه ؟ دختره ميگه : رونالدو
گزارشگره ميپرسه آخه چرا رونالدو؟
!!! دختره ميگه آخه اين اقاي فردوسيپور هميشه ميگن : چه ميكنه اين رونالدو

فرستنده : شهاب

 

يه روز به يارو ميگن با كس جمله بساز ميگه همسايه ما خيلي وقته مسكوس

فرستنده : شهاب

 

ميدونين فرق زنه حامله با بادكنك چيه؟
بادكنك و اول باد ميكنن بعد باهاش بازي ميكنن ولي زن و اول باهاش بازي ميكنن بعد بادش ميكنن

فرستنده : شهاب

 

يه روز يه پير مرد كه مرده بود از اون دنيا واسه پسراش نامه ميده كه دندون مصنوعياي منو بفرستين بياد
پسراش ميپرسن آخه چرا؟ ميگه آخه اينجا هر چقر مي گم كس اونا نميفهمن چي ميگم فكر ميكنن ميگم
چس

فرستنده : شهاب

 

!!!! يارو از زمين كرست پيدا ميكنه ميگه آخي كلاه لاله و لادنه

فرستنده : شهاب

 


! يه روز يارو يه زنش هر چقدر ميگه اون ساك نميزنه آخر ير يه زنه ميگه چته ميگه : خيلي تلخه واسه همون
زنش ميگه اگه خيلي دلت ميخواد يكم عسل روش بريز تا بخورم
!! يارو هم ميگه آخه احمق بيشعور اگه عسل بريزم كه خودم ميخورم

فرستنده : شهاب

 


يه روز قزوينيه ميبينه يه مرد لخت وسط خيابون واستاده ميره كنارش ميپرسه آقا جريان چيه؟
اونم شروع ميكنه به تعريف كردن : ميگه والله اولش كه ماشينمو دزديدن بعدشم كه اومدم برم به پليس بگم
يكي اومدو همه لباسامو دزديد حالا هم كه اينجوريم خلاصه همش بد شانسي
!!! قزويني يه دستي به كمرش ميكشه و ميگه : مثل اينكه امروز خيلي بد شانسي آوردي
( اون دست به كمر بودن قزويني رو بايد تجسم كنين )

فرستنده : شهاب

 

ميگه يارو يه دختر بلند كرده بود تو ماشين ميرفت كه كميته جلوشونو ميگيره
ازش ميپرسن شما اينجا چيكار ميكنين ؟ ميگه من هيچي دارم هوا ميخورم
ميگن پس اين آبجي چيكار ميكنه؟
!!!! يارو ميگه ااااا آبجيته جندسا

فرستنده : شهاب

 

يه روز يه پسره ميخواسته با دوست دخترش قايم موشك بازي بكنه
!!!!!!!!!! ميگه اگه منو پيدا كردي كه بوست ميكنم اگه نه من پشت ديوارم

فرستنده : شهاب

 

يه روز از يارو ميپرسن آقا ساعت چنده ؟ ميگه نميدونم ولي هر وقت اين بمب ساعتي منفجر شدااا
ساعت 7 بود

فرستنده : رها

 

يارو هر روز زنشو كتك ميزده آخرش يه روز زنه شاكي ميشه ميره خونه باباش
!!! باباشم ميگيره دختر شو حسابي كتك ميزنه ميگه برو به بابات بگو اگه تو دختر منو ميزني منم زنتو ميزنم

فرستنده : رها

 

معلم به شاگردش ميگه : عزيزم فعل زدن رو صرف كن ؟
!!!! شاگرده ميگه : زدم - زدي دعوا شد

فرستنده : رها

 

مرد بيار زو ميكنه به زنش ميگه : من دارم ميميرم بالاخره بگو چمه ؟ زنه ميگه هيچي
مرده ميگه : آخه پس دكتر چي گفت ؟ زنه ميگه : هيچي
مرده ميگه : پس تو داري چيكار ميكني؟ ميگه : هيچي دارم به مامانم نامه مينويسم راستي سرطانو با س مينوسن يا با ص

فرستنده : رها

 

ميگه يه انگليسي داشت تو دزيا غرق ميشدو به زبونه خودش كمك ميخواست
ساده لوحه كه از اونجا رد ميشد اونو ميبينه ميگه : بهتر نبود به جاي انگليسي ميرفتي شنا ياد ميگرفتي؟

يه روز يه قاضي از دزده ميپرسه تو وقتي ساعت طلاي آقا رو دزديدي نترسيدي؟
دزده ميگه : چرا ترسيدم نكنه ساعتش طلا نباشه

فرستنده :
رها

 

!!! از يارو ميپرسن آقا ساعت داري ؟ ميگه : آقا ساعت چيه آدم خايه داشته باشه

فرستنده : شهاب

 


از يارو ميپرسن آقا ساعت داري ؟ ميگه : آقا ساعت چيه آدم معرفت داشته باشه

فرستنده : رها

 


به يارو ميگن 2×2 چندا ميشه ؟ ميگه اونو ولش كن كلمه بده جمله بسازيم

فرستنده : فرشاد

 

پسره به باباش ميگه : بابا من به چه سني برسم ميتونم از دستورات مامان سرپيچي كنم؟
بابا هه ميگه : نميدونم پسرم چون هنوز خودم به اون سن نرسيدم

فرستنده : رها

 

يه روز قزوينيه دوستشو به يه پارتي بكن بكن دعوت ميكنه . دوستش ميگه راستي بگو ببينم كيا دعوتن؟
قزوينيه ميگه : زياد نخواستم شلوغش كنم خودم وخودت

فرستنده : فريبا

 

يارو اسمه بچشو ميزاره سوج . بهش ميگن : چرا سوج؟
!! ميگه : آخه اسم پيامبره ميگن : بابا ما پيامبر سوج نداريم
ميگه : چرا بابا خودم ديدم پشت اتوبوسا مينويسن ياسوج

فرستنده : آرزو

 

يه ايراني با يه اسرائيلي ازدواج ميكنه
!!!! به خاطر حمايت از فلسطين حاضر نميشه بره پايه تشك

فرستنده : آرزو

 

!! ميگه يه روز به يارو ميگن با كشاورز جمله بساز
!!!! ميگه : كونكشا ورزش كنين

فرستنده : فاطمه

 

ميگه يهروز دوتا كير ميرن سينما يكيشون ميگه : خدا كنه فيلمش سوپر نباشه
چون مجبوريم تا آخر سرپا واستيم و آخرشم گريه كنيم

فرستنده : فاطمه

 

ميگه يه روز يارو پدر مادرشو ميكشه ميگن : چرا اين كارو كردي؟
ميگه : تازه به روابط كثيفشون پي برده بودم

فرستنده : فاطمه

 

يه قانون جديد ميزارن كه دخترا هم بايد برن خدمت سربازي
يه لره هم اين خبرو كه ميشنوه ميره جلوي نظام وظيفه و كيرشو ميگيره دستش داد ميزنه: معافيت معافيت

فرستنده : فاطمه

 

يارو ميره خونه خدا بعد كه طواف ميكنه ميره از كهبه آويزون ميشه ميگه: اي خدا بگو ببينم كي تورو كشته

فرستنده : ليلي

 

به يارو ميگن اگه 3 تا دختر بشينن روي يه ميله چي ميشه؟
ميگه : خوب معلومه ميشه يه سيخ جيگر

فرستنده : ليلي

 

!!!! ميگه يارو شرته خارجي ميپوشه ميگن : آقا چه احساسي داري؟ ميگه : احساس غربت

فرستنده : ليلي

 

ميگه يه روز يارو ميخواسته مزاحم خدا بشه ميره در مسجد و ميزنه فرار ميكنه

فرستنده : محمد رضا

 


!!! ميگه ماره 10 سال عاشفه يه ماره بوده بعد 10 سال ميفهمه يارو شيلنگه

فرستنده : محمد رضا

 

بسيجيه تلفن منشي دار ميگيره . پيغام ميزاره كه بعد از شنيدن سوره بقره پيغام خود را بگزاريد

( رحيم جون شرمندتم آي ديتو ندارم لطفا برام بفرست )

فرستنده : رحيم

 

به يارو ميگن شماره موبايلت چنده؟
:ميگه
پرشيا 0914405206

فرستنده : آيدا

 

ميدونين چرا اسكلت نميتونه از پشت بوم خودشو بندازه پايين؟
چون كون نداره

فرستنده : ميلاد

 

ميدونين جرا بخت به قزوينيا رو كرده؟
:d !!!!!چون ميترسه بهشون پشت كنه

فرستنده : رامين

 

يه روز يه آمريكايي يه انگليسي و يه ايروني جمع بودن بعد انگليسيه ميگه ما يه هواپيما ساختيم سي هزار
پا ميره هوا و آمريكايي ميگه ما هم يه هواپيما ساختيم كه هشتاد هزار پا ميره هوا از ايرونيه ميپرسن شما
چي دارين؟
ايرونيه ميگه : ما يه شب جمعه داريم كه 60 ميليون پا ميره رو هوا

فرستنده : رامين

 

يه روز تو اردبيل فيلم شام آخره ميزارن همه با قابلمه ميرن سينما

فرستنده : شهاب

 

:يه روز چند تا زنه رشتي تشسته بودن تو كوچه و غيبت ميكردن كه يكيشون ميگه
شنيدم تو تهران خفاش شب پيدا شده؟
اون يكي ميگه : آره بابا هر چي امكاناته واسه دختر تهرونياست

فرستنده : شهاب

 

يه روز يه خروسه سرما ميخوره ميگن چي شده؟
ميگه : هيچي بابا با يه مرغ يخ زده لب رفتم

فرستنده : شهاب

 

به تركه ميگن با ميز جمله بساز ميگه: ميزو هل دادم اون ور تر
ميگن: اي بابا ريدي به جوك كه
فرستنده :
بهاره

 

رشتيه ميره هيئت هيئت مياد خونه اينا

فرستنده : بهاره

 


بببه رشتيه ميگن چند تا بچه داري ميگه : 30 تا ميگن:چه جوري اسماشونو ياد گرفتي؟
!!!ميگه : اسماشون آسونه فاميليشون سخته

فرستنده : شهاب

 


تتو استاديوم موج مكزيكي ميرن لره غرق ميشه

فرستنده : شهاب

 

يارو ريش بزي ميزاره گرگ ميخوردش

فرستنده : شهاب

 

:قزوينيا طي اعلاميه اي اعلام ميكنن
ما اجماعن حادثه پاكدشت را محكوم كرده و از همين جا اعلام ميداريم كه قزوين در هيچ جاي ايران شعبه
!!!!!!! ندارد

فرستنده : شهاب

 

سه تا لر از قطار جا ميمونن بعد ميدون دنباله قطار يكشون ميرسه سوار ميشه بعد دست دويميرم ميگيره
اونم سوار ميكنه.سوميه هم ميشينه شروع ميكنه به خنديدن ميگن بابا توكه از قطار جا موندي ديگه چرا
!!!!! ميخندي؟ ميگه : آخه اونا اومده بودن بدرقه من

فرستنده : بهاره

 

يارو جونش به لبش ميرسه تف ميكنه ميميره

فرستنده : بهاره

 

ميگه يه روز يه لره ميخواسته از تهران بره به اهواز ميره صندلي جولوي اتوبوس جاي يه نفر ديگه ميشينه
!!!! هر چي بهش ميگن پاشو پا نميشه آخر سر رفيقش مياد تو گوشش يه چيزي ميگه بلند ميشه
همه تعجب ميكنن ميگن: چي گفتي كه پا شد ميگه: هيچي گفتم بهش صندلي اول اهواز نميره

فرستنده : بهاره

 

به قزوينيه ميگن با نمودار جمله بساز
ميگه : امان از دست كون مودار

فرستنده : رامين

 

رشتيه نصف شبي ميخواسته بره دستشويي به زنش كه بغلش خوابيده بود
ميگه: جامو نگهدار اومدم

فرستنده : رامين

 

يارو با زنش ميره دكتر ميگه آقاي دكتر ما بچه دار نميشيم
دكتر ميگه : چند وقته ازدواج كردين ؟
ميگه:1 هفتس آقاي دكتر
دكتر ميگه: آخه مرد حسابي مگخ زنت مايكرويو اااااااا

فرستنده : شهاب

 

رشتيه خونشون بنگاه مياره ميره اتاقارو نشون بده ميرسه به اتاق دخترش ميبينه يه مردي بغلش خوابيده
ميگه اين دخترمه اينم دامادم بعد ميره اتاق پسرش ميبينه يه دختري هم بغل اون خوابيده ميگه اين پسرمه
اينم عروسم بعد كه ميره اتاق خودشون ميبينه بغل زنشم يكي هست
ميگه: اين زنمه اين يكيم خودمم

فرستنده : رامين

 

:شعار تنظيم خانواده در رشت
مادرم ! دو پدر كافيست

فرستنده : شهاب

 

!!!! ياده دوران جنگ بخير
با رويا مي خوابيدم با سپيدم بلند ميشدم با سحر عمليات ميكرديم فرمانده كه ميرفت رو مينا من سيما رو
لخت ميكردم !!!! اه يادش بخير

فرستنده : عطا

 

به يارو ميگن جواب خون شهدا رو كي ميده ميگه : آزمايشگاه

فرستنده : شهاب

 


به يارو ميگن مكه رفتي؟ ميگه آره ولي شما نرين ميگن آخه چرا؟
ميگه: آخه خدا خونه نبود مردمم تو حياط ولو بودن

فرستنده : شهاب

 

يه روز يه لره بوده هنوزم هست

فرستنده : بهاره

 

يارو ميره جلو آينه هر چي نگاه ميكنه خودشو نميشناسه با خودش ميگه : خدايا من اين مرد و كجا ديدم؟
بعد يه ساعت ميگه: آهان فهميدم همونيه كه تو سلمونيم ديدمش

فرستنده : بهاره

 

از رشتيه مي پرسن راست ميگن كه شهيدان زنده اند
ميگه : آره بابا من پسرم شهيد شده ولي عروسم سالي يه بار حامله ميشه

فرستنده : شهاب

 

يارو ميره كوه ميبينه سر بالاييه بر ميگرده

فرستنده : بهاره

 

به يارو ميگن با چه ارزي از مرز خارج شدي؟ ميگه : با ارز معزرت

فرستنده : بهاره

 

به يارو ميگن يه پرنده نام ببر؟ ميگه: خر
!!!! ميگن كه خر كه پرنده نيست ؟ ميگه: خره ديگه ديدي يه موقع پريد

فرستنده : بهاره

 

!!!! ميگه يارو عاشقه خدا ميشه يه مسجد درست ميكنه كه از وسطش يه تير گزشته
(جا داره يه استغفر الله بگيم)

فرستنده : بهاره

 

يه روز يه گاو سرما ميخوره بجاي شير بستني ميده

فرستنده : بهاره

 

يه روز يه خانومه نوار بهداشتيش ميوفته يارو از پشت ميومده بهش ميگه ببخشين خانوم اپل شورتتون افتاد

[ايميل خودتون رو به ما نداده بودين]

فرستنده : سميرا

 

يه روز 3 تا اسپرم با هم دعوا ميكنن يكي ميگه بچه پسره اون يكي ميگه نه دختر
اون يكي ميگه هر 2 تا تون خفه شين كه تو كون گير كرديم

[ايميل خودتون رو به ما نداده بودين]

فرستنده : سيما

 


يه روز يه يارو ميخواسته مگس بگيره ميره پست ديوار صداي ان در مياره

فرستنده : محمد رضا

 


ميگه ژاپنيه مياد ايرون سفت جولوي شالوارشو ميگيره
ميگن : چرا اينجوري كردي ميگه: آخه شنيدم ايرونيا تخم ژاپني خيلي دوست دارن

فرستنده : رزا

 

پيره زنه به قصد خودكشي يه تير ميزنه به زانوش ميگن: مادر چرا حالا به زانو؟
ميگه: ننه والله به من گفتن قلب دو انگشت زير پستونه

فرستنده : رزا

 

تو قزوين يكي رو برق ميگيره همه ميميرن

فرستنده : رزا

 

يارو ميره آزمايش خون بده از نوك انگشتش خون ميگيرن خون نمياد بعد پرستاره انگشته يارو رو ميمكه
يارو ميگه: ببخشين آزمايش ادرار نميگيرين

فرستنده : رزا

 

يارو آبش نمياد جولو ك..ش پياز خورد ميكنه

فرستنده : رزا

 

عنكبوته قرص ايكس ميخوره پليور ميبافه

فرستنده : فرستاده نشده

 

بارو عكس گوره خر ميزنه اتاقش ميگن اي چيه ميگه عكس بابامه وقتي تو يونتوس بازي ميكرد

فرستنده : فرستاده نشده

 

يه روز كه پينوكيو با كزت دوست بود پينوكيو به اون ميگه كه من اونجام ميخاره با يه چيزي بخارونش
پينوكيو هم دماقشو ميكنه اون تو بعد كزت ميگه آفرين حالا يه دروغ بگو

فرستنده : ساني

 

... زنه رشتيه به شوهرش ميگه كه وقتي تو نيستي اين همسايه قزوينيه مياد منو
... رشتيه ميگه بابا اون كه ديونست تو كه نيستي منم

فرستنده : ساني

 

يارو با بچه هاش ميرن به شهر بازي بچش ميگه: بابا 10 تومن بده سواره اون خره بشم ديگه
يارو ميگه: پسرم عمو الان خستس بريم بعدا ميايم

فرستنده : ساني

 

اردبيليه دم اتاق زايمان بوده پرستار مياد بيرون ميگه آقا مژده بدين بچه پسره
اردبيليه كه خيلي هل كرده بود ميگه: راستي اسمش چيه؟

فرستنده : ساني

 

تو اردبيل تلويزيون راز بقا ميزاره كه توش يه پلنگه دوتا گور خر و دنبال ميكنه ولي نميتونه بگيره
...يه هو برنامه قطغ ميگه اين آهنگ و پخش ميكنه: نام آوران دلاوران

فرستنده : ساني

 

لرا ميرن قايم موشك بازي دو تا شون گم ميشن

فرستنده : شهاب

 


به يارو ميگن با اش جمله بساز ميگه : محمديش صلوات

فرستنده : شهاب

 

يه دانشجو كارت دانشجويش تو قزوين ميوفته زمين ميره از اول كنكور ميده

فرستنده : بهاره

 

يارو ميره عروسي جو ميگيردش به عروس شماره ميده

فرستنده : بهاره

 

به گوسفنده ميگن چه جوري ميريني؟ ميگه: به سبك گروه آرين
ميگن چه جوري؟ ميگه: دونه دونه دونه

فرستنده : شهاب

 

يه روز يه گاو دستكش پيدا ميكنه ميگه : آخ جون كرست

فرستنده : شهاب

 

به يارو ميگن چه رنگي رو دوست داري ميگه كمرنگ

فرستنده : شهاب

 

يه روز يارو ميره دكتر ميگه آقاي دكتر هيشكي منو تحويل نمي گيره
دكتر ميگه: خانوم منشي نفر بعد

فرستنده : شهاب

 

به يارو ميگن بابات مرده ميگه ايول تريپ مشكي ميزنيم

فرستنده : شهاب

 

تركه دوست دخترشو دعوت ميكنه يه خونه خالي دختر ميره هر چي در ميزنه هيشكي در و باز نميكنه

فرستنده : شهاب

 

!!!

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:55  توسط َAHJ  | 

به نام خدا

پس فطرت

سینا (فیگو)

Fri Mar 04 2005

 

يه روز تركي بچه اش بعد از عيد فطر به دنيا مي اد اسمش رو مي زاره پس فطرت

جووني

مريم.1998

Thu Mar 03 2005

 

يك بار يه تركه تو خيابون داشته راه ميرفته دومي.ميگه اهاي كره خر بعد تركه ميگه اخه من انقدر جوونم.

خارج

مريم.1998

Thu Mar 03 2005

 

به تركه ميگن اگه كل دنيا رو ميدادن به تو باهاش چي كار ميكردي ميگه مي فروختمش ميرفتم خارج

مرغ بازي

امين از ري

Wed Mar 02 2005

 

يك روزدو خروس به دنبال يك مرغ راه افتاده بودند درحالي كه مرغ ناز ميكرد خروس دومي بهاولي گفت:ولش كن بابا تعاوني لختش را ميفروشد.

یه ترک

الها م

Wed Mar 02 2005

 

ترکی دانشگاه قبول می شه به باباش می گه برم دانشگاه باباش می گه اگه به درست لطمه نمی خوره برو

ابرو

احسان 11

Wed Mar 02 2005

 

يك روزيك خره سرش پايين بوده داشته راه ميرفته ازش مي پرسن چرا سرت پايينه, ميگه مگه اين تركا براي ما ابرو گزاشتن.

دسته تركها

 

Wed Mar 02 2005

 

شش ماه بد از محرم مردم ميبينند تو يه كوچه بنبست صدا مياد ميرن ميبينند دسته عذاداري تركها تو كوچه گير كرده***

غضنفر

نا شناس

Tue Mar 01 2005

 

غضنفر به نامزدش گفت دوست داري فردا شب با هم غذا بخوريم ؟ نامزدش با اشتياق فراوان گفت : البته ، با كمال ميل! غضنفر : خوب به مادرت بگو غذا درست كنه من فردا شب ميام خونتون

انشاء

فريبرز

Tue Mar 01 2005

 

فريبرز اين انشاء را درباره ديدارش از يك باغ وحش نوشته بود : ما يك روز بعدظهر به باغ وحش رفتيم. من در آنجا تنبل ترين حيوان روي زمين را ديدم اسم اين حيوان گورخر بود چون ما بعدظهر به باغ وحش رفته بوديم ، ولي با اين حال گورخرها از تنبلي هنوز پيژامه هايشان را از تنشان در نياورده بودند

يه اصفهاني

بابا

Tue Mar 01 2005

 

روزي يه اصفهاني پسرش را به ميهماني مي بره ، پسره بين غذا مرتب آب مي خوره پدره عصباني ميشه سيلي در گوش پسرش مي زنه كه به جاي غذا چرا داري آب مي خوري ؟بعد از تمام شدن غذا پدر و پسر از مجلس خارج مي شند. پدر از پسرش مي پرسه آخه چرا همه اش آب مي خوردي پسر ميگه چون مي خواستم غذاي بيشتري در شكمم جا بدم ناگهان باباهه سيلي مجددي ميزنه تو گوش پسرش پسره مي پرسه اين ديگه براي چي بود؟ پدر ميگه اين براي اين بود كه اين ترفندت را بايد سر غذا به من ميگفتي

سوختگی

علی

Tue Mar 01 2005

 

یک ترکه لامپ خانه اش میسوزد پماد سوختگی میمالد

رشتيه و بچه دار شدن

كامران

Mon Feb 28 2005

 

يك روز يك رشتيه با خانمش ميرن دكتر و مي گن آقاي دكتر مابچه دار نمي شيم دكتره پس از معاينه ميگه اشكال از شما است آقا در جواب رشتيه مي گيه اينكه ارثي است پدرم و پدر بزرگم هم بچه دار نمي شدند

حسين فداكار

جعفر

Mon Feb 28 2005

 

تركه ميبينه كوه ريزش كرده و همون موقعه يه قطار ميومده فورا پيرهنشو اتش ميزنه تا قطار متوجه بشه تا قطار توقف ميكنه تركه نارنجك ميندازه زيره قطار ميگن بابا اين چه كاري بود؟ ميگه بنده از بچگي علاقه شديدي به دهقان فداكار و حسين فهميده داشتم

نادرشاه

علی

Mon Feb 28 2005

 

معلم نادر شاه رو کی کشت شاگرد اقا به خدا من نکشتم

ادب

فرشاد

Mon Feb 28 2005

 

یه روز 3 نفر به اسم های به من چه و به تو چه وادب میرن دزدی پلیس میاد میگیرتشون ادب میره بالای درخت از به من چه میپرسن اسمت چیه میگه به من چه ازبه توچه میپرسن اسمت چیه میگه به تو چه میگن شما ادبتون کجاست میگن مونده بالای درخت

قسم مي‌خوري

علی رضا جون

Sun Feb 27 2005

 

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

تركه ميره بقالي،‌

علی رضا جون

Sun Feb 27 2005

 

تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

قرعه كشي

علهله

Sun Feb 27 2005

 

هر سال موقع قرعه كشي بانك تركه ميرفته مشهد التماس امام رضا ميكرده كه در قرعه كشي ماشين برنده بيشه اما هيچوقت هيچي برنده نميشده.دوباره پاميشه ميره مشهد التماس تا ازشدت خستگي خوابش ميبره.امام رضا مياد به خوابش و ميگه بنده خدا اول يه حساب توي بانك باز كن بعد بيا سراغ من

ترکه

رضي الله

Sun Feb 27 2005

 

ترکه داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!!!!!

از ترکه ميپرسن

علی رضا جون

Sun Feb 27 2005

 

از ترکه ميپرسن: پيغمبر کي به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم!

يارو رشتيه بچه نداشته،

علی رضا جون

Sun Feb 27 2005

 

يارو رشتيه بچه نداشته، ميره مسافرت، مياد ميبينه سه تا بچه داره. ازش مي‌پرسند: ‌چي شد، تو كه بچه نداشتي؟ ميگه: والله همسايه‌ها شرمنده كردن!

رشتيه بچه دار نميشده،‌

علی رضا جون

Sun Feb 27 2005

 

رشتيه بچه دار نميشده،‌ محلشون رو عوض ميكنه!

خنده دار

شيرين

Sat Feb 19 2005

 

تركه ميخواسته بره شهرك آزمايش براي امتحان رانندگي , صبح ناشتا ميره امتحان شهر بده

افتاب بخورن تاخشك بشن

حميد

Sat Feb 19 2005

 

يه تركه ميبينه همسايش برفهاي پشت بام روپاروكرده وريخته توكوچه.عصباني ميشه وبرفاروبازحمت زيادباسطل ميبره روپشت بام خودش پهن ميكنه وميگه:اينابايدافتاب بخورن تاخشك بشن!

خنده دار

شيرين

Sat Feb 19 2005

 

شنيدين وجه تشابه احمدزاده تلويزون با پارك چيه ؟ خوب گفتن كه هر جفتشون تاب دارن

گل باران

سعيد

Sat Feb 19 2005

 

تو ولايت همشهريمون مي آن جمعيت مردم رو با هليكوپتر گلباران كنند عده زيادي كشته ميشن ! برسي ميكنن ميبينن گل و با گلدوناش پايين ميانداختن

بامزه

سعيد

Sat Feb 19 2005

 

يه همشهريه پشتش رو مي خواسته بخارونه, دستش نميرسيده ! صندلي زير پاش ميگذاره

بامزه

مريم

Sat Feb 19 2005

 

يه همشهريه داشته شنا مي كرده مايوش سوراخ ميشه غرق ميشه

كرگردن

مريم

Sat Feb 19 2005

 

عكس يه كرگردن رو به يه تركه نشون ميدن و مي پرسن تو شهر شما به اين چي ميگن ?! ايشون هم به هيبت كرگردنه نگاه ميكنه و ميگه: والا ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم.

قزوينيه

صمد

Sat Feb 19 2005

 

قزوينيه 35 سال سن داشته بهش ميگن چرا تا الان مجرد موندي و ازدواج نكردي ?! ميگه والا تا الان برادر زن دلخواهم رو پيدا نكردم

بامزه

صمد

Sat Feb 19 2005

 

يه تركه داشته تو بينهايت راه مي رفته يه صداي بلند به گوشش مي رسه برمي گرده ميبينه دوتا خط موازي خوردن بهم !

بامزه

سيروس

Sat Feb 19 2005

 

يه همشهريه داشته پسرشو در باب ازدواج نصيحت مي كرده ! مي گفته: پسرم خواستي زن بگيري برو از فاميل زن بگير ! بين دايت رفته زنداي تو گرفته , عموت رفته زن عموتو گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فاميل زن بگير

سه ديوانه

سيروس

Sat Feb 19 2005

 

سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم

تيزهوشي

محمد

Sat Feb 19 2005

 

دخترهاي بلوند به عدم تيزهوشي معروفند!؟ روزي دو بلوند در خياياني قدم ميزدند و چشمشان افتاد به يك جعبه پودر كه گوشه اي افتاده بود. اولي آنرا برداشت و بازكرد و در آينه كوچك آن نگاهي كرد و گفت ام ... اين قيافه آشناست ! دومي آنرا گرفت و نگاه كرد . گفت عجب احمقي هستي تو ... اين منم ديگه ...!!

غضنفر

محمد

Sat Feb 19 2005

 

كارگري در طبقه 12 ساختمان نيمه سازي كار مي كرده. شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پايين و مرد. كارگر بيچاره خيلي ناراحت شد و بسرعت پايين آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه كم كم آرامتر شد,سر چهار راه اول بياد آورد ! ما كه خونمون 2 طبقه بيشتر نيست. دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من كه اصلا زن ندارم ! و كمي بعد بياد آورد !! من كه اصلا غضنفر نيستم !

چرت و پرت

محمد

Sat Feb 19 2005

 

مرد نابينايي در خيابان يك رنده پيدا كرد. مدتي طولاني به اين طرف و آن طرفش دست كشيد. بلاخره گفت: اين چرت و پرت هاچيه نوشتن!

يك همشهري

محمد

Sat Feb 19 2005

 

يكبار يك همشهري يك خيار بر مي داره مي بره سوپرماركت , به فروشنده مي گه: ببخشيد آقا خيارشور داريد؟ فروشنده هم در جواب مي گه بله داريم. همشهري ما هم مي گه پس بي زحمت اين خيار ما رو هم بشور.

يك هواپيما

محمد

Sat Feb 19 2005

 

يك هواپيما تو تبريز سقوط مي كنه تيم جستجو روز اول 400 جسد رو پيدا ميكنن , روز دوم 600 نفر رو پيدا ميكنن , روز سوم 1000 نفر رو پيدا ميكنن . خبر به تهران مي رسه از تهران بازرس ويژه مي فرستن براي بررسي , مي بينن كه هواپيما تو قبرستان سقوط كرده بوده.

تركه رفته بوده مكه

علي

Sat Feb 19 2005

 

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش ميده

غضنفر

علي

Sat Feb 19 2005

 

- رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال

تركه ميره خواستگاري،

علي

Sat Feb 19 2005

 

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم

تركه ميره دكتر،

علي

Sat Feb 19 2005

 

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح كابوس ميبينم! دكتره ميپرسه: چه كابوسي مي‌بيني؟ تركه ميبينه: هر شب خواب ميبينم قورباغه‌ها جام‌جهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم داور! دكتره ميگه: اي بابا، اين كه خيلي ناجوره. بيا برات يك دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. تركه مي‌پرسه: آقاي دكتر، ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دكتره ميگه: شدنش كه ميشه، ولي واسه چي؟ تركه ميگه: ايلده فرداشب فيناله

تو خيابون تصادف ميشه،

حسين

Sat Feb 19 2005

 

تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، تركه ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه

تركه ميره تو يخچال

حسين

Sat Feb 19 2005

 

- تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟

تركه ميره لباس‌فروشي،

حسين

Sat Feb 19 2005

 

تركه ميره لباس‌فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: قربونت دو نخ به ما بده

تركه ميره بقالي،

حسين

Sat Feb 19 2005

 

تركه ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بي‌زحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميكشم

تركه سرطان داشته،

رضا

Sat Feb 19 2005

 

- تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده

تركه ميره بقالي،

رضا

Sat Feb 19 2005

 

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟

عربه

رضا

Sat Feb 19 2005

 

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا ميكرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي

حواسپرتي

رضا

Sat Feb 19 2005

 

يك بابايي حواسپرتي داشته، ميره كلاس "مِديتيشن" .يك روز رفيقش ازش ميپرسه: رضا ديروز عصركجا بودي؟ - كلاس داشتم. - ااِاِِ.. ايول بابا... كلاس چي؟ - ... ... اي بابا... يادم رفته اسمشو... چي بود ... يك جور اسم گل بود به گمونم! - رز؟ - نه. - شقايق؟ - نه - نرگس؟ - آهاا! ايول... نرگس جون، قربونت يك دقيقه از آشپزخونه بيا، بگو اسم اين كلاسي كه من ميرم چيه؟

همشهريه

رضا

Sat Feb 19 2005

 

از همشهريه ميپرسن از چه تريپ لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لبِ جو

همشهريه

رضا

Sat Feb 19 2005

 

به يه همشهريه گفتند تو لهجه داري؟ گفت : نه والا مي خواهي بيا بگرد!!!

روزي ملا

همايون

Sat Feb 19 2005

 

روزي ملا به زنش گفت زن امروز يك آشي بپز مهمان داريم هنوز حرف ملا به پايان ترسيده بود كسي در زد زن ملا در را باز كرد و پسر همسايه كاسه بدست بود . گفت مادرم اين كاسه را داده و گفت اگر آش پختيد يك كاسه هم به ما بدهيد. ملا شگفتش گرفت گفت نميدانستم آش نپخته هم بو دارد.

يك ترك و يك تهراني و يك اصفهاني

همايون

Sat Feb 19 2005

 

يك ترك و يك تهراني و يك اصفهاني قرار گذاشتند به پيك نيك بروند. - ترك گفت من نان و كتلت ميارم - تهراني گفت من هم نوشابه ميارم - اصفهاني گفت شما ها كه همه چيزو گفتيد پس من هم داداشمو ميارم

يه همشهريه

همايون

Sat Feb 19 2005

 

يه همشهريه رفته بود ته چاه نشسته بود ازش دليل را پرسيدند گفت: ميخواستم عميق فكر كنم !

همشهريه

بابك

Sat Feb 19 2005

 

از يك همشهريه پرسيدند چرا توي جوي آب نشسته اي? گفت مي خواهم در جريان باشم!

دو بانوي مسن

غلام

Sat Feb 19 2005

 

دو بانوي مسن از شوهرهايشان صحبت مي كردند. اولي گفت: من از اين كه شوهرم ناخن هايش را ميجود خيلي ناراختم . دومي گفت:شوهر منهم اين عادت را داشت ولي من تركش دادم . اولي گفت:چطوري ? دومي گفت:خيلي ساده دندانهايش را مدتي قايم كردم.

شخصي كه سه زن داشت

سينا

Sat Feb 19 2005

 

شخصي كه سه زن داشت .رفت و زن چهارمي گرفت كه سياه پوست بود . دوستان پرسيدند اين چه كاري بود ? گفت براي ايام عزاداري.

از زنت راضي هستي؟

آتش

Sat Feb 19 2005

 

از رشتيه سوال ميكنند:از زنت راضي هستي؟ميگه:والا هر كسي برده كه راضي بوده.

غوغا

آتش

Sat Feb 19 2005

 

عباس آقا مياد خونه ميبينه زنش لخت روي تخت خوابيده.ميگه:زن چرا لختي؟زنش ميگه آخه گرممه,ميگه:حسين آقا زير تخت چكار ميكنه؟زنش ميگه:زير تخت رو نميدونم ولي لامصب روي تخت غوغا ميكنه.

کلاس بالا

رضا

Fri Feb 18 2005

 

يه آبادانيه عروسي شو تويه مدرسه برگزار ميكنه ! بهش ميگن حالا چرا مدرسه رو انتخاب كردي ؟ ميگه چون كلاسش زياده

زناشويي

مهدي

Tue Feb 15 2005

 

همشهريه ما تو پشت بوم خونشون داشته زنشو ميشسته , يكي از همسايه هاشون ميبينه و ميگه داري چيكار ميكني ? مي گه لطفا تو زندگي زناشويي من دخالت نكنيد

تعارف

امير

Tue Feb 15 2005

 

يه روز تركه با خرش ميره يه فارسه سيگار بهمن به تركه تعارف ميكنه بعدا به خرش تعارف ميكنه خره عر عر ميكنه تركه ميگه اين فار سه : وينستون ميكشه

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:53  توسط َAHJ  | 

به نام خدا

هزاري

محسن چترال غلام ريقو محمود اكي حسين خانم رضا پشكل

Thu Apr 14 2005

 

يه روز يه تركه يه بسته هزاري پيدا مي كنه ميره داخل بازار مي گه عكسه خميني صد تومن

ماهي

بهناز و الناز

Wed Apr 13 2005

 

يه روز يه ماهي رو ميندازن توي ماهيتابه از خجالت سرخ ميشه,

صابون

کیمیا و نگین

Wed Apr 13 2005

 

روی بیلبورد زده سیو همان سیب است ترک میگه دروغ میگه من خوردم صابون بود

نخستين حاجي

محسن ممنوني

Tue Apr 12 2005

 

به رشتيه ميگن اولين كسي كه حاجي شدكي بود ميگه: حاج زنبور عسل

غلط كردي

سجاد-تهران

Mon Apr 11 2005

 

يه روز تركه از پسرش مي پرسه كزا بودي .ميگه كزا بودم.ميگه گلط كردي كزا بودي.

خرچنگ

دیوید _غضنفر_جاسم

Sun Apr 10 2005

 

گربه ترکه رو چنگ می زنه ترکه میشه خرچنگ

جوهر خودكار

ياشار

Sun Apr 10 2005

 

يه روز تركه جوهر خودكارش تموم ميشه ترك تحصيل ميكنه

دختربازي

خونسردي

Sat Apr 09 2005

 

يه روز يه تركه داشته با دوست دخترش تو پارك ميرفته يهو دختره ميگه اي واي بابام داره مياد حالا چيكار كنيم تركه با خونسردي ميگه ايلده بگو داداشمه

محمد دجی

محمد و علی و جواد

Fri Apr 08 2005

 

يه روز يه رشتيه در ماشينش را بغلش گرفته بود . ازش میپرسن ای چه کاریه؟! جواب: واسه اینکه هر وقت گرمم شد شیشه اش رو بدم پائئن

مسایل خانوادگی

محسن جوله از مشهد مقدس

Fri Apr 08 2005

 

یه روز یه ترکه در هاله زدن خرخود به قصدکشت میباشد ازش می پرسن داری چه کار میکنی ؟ جواب:لطفا تومسائل خانوادگیدخالت نکن!

تركي

محمد حسين رحماني-شيراز

Thu Apr 07 2005

 

يه روز يه تركي يه ميخي سروته توي ديوار مي كوبيده هركاري مي كرده تو نمي رفته يه تركه ديگه رد مي شده مي گه همين كارا كردي مي گن تركا خرن ترك اولي مي گه چكار كنم ترك دومي مي گه ميخ از طرف نوك تيزش تو ديوار مي زنن نگاه بكن اين نوك تيزش عقبشه پس مال ديوار اونبريه

تركي

محمد حسين رحماني-شيراز

Thu Apr 07 2005

 

يك روز يك تركي شن مي ره تو چشمش مي ره جلو اينه فوت مي كنه يه تركه ديگه رد مي شه مي گه همين كارا كردي مي گن تركا خرن ترك اولي مي گه چكار كنم ترك دومي مي گه خب بگو اون فوت كنه

نماز

 

Thu Apr 07 2005

 

به لاك پشت ميگن چرا نماز نميخوني ميگه آخه لاك دارم.يه رشتيه ميره سر قبر زنش ميگه خانوم جان دفعه اوله كه ميدونم كجا خوابيدي!.تركه ميميره ميگن جهنم وبهشت رو بهت نشون ميديم هر كدوم رو خواستي ميبريمت اونجا.اول جهنم رو نشونش ميدن ميبينه يه درخت وجوي آب و سبزه و...تركه ميگه همينجا خوبه وميره داخل تا ميره تو همه جا پر آتيش ميشه.تركه ميگه چرا اينجوري شد.ميگن چند وقت كسي نيومده بود توجهنم روي بوده!!!

وام

امير.له

Thu Apr 07 2005

 

عربه ميره بانك وام بگيره ضامن نداشت ميتركه.

دعای عرب

مجید از بندر عباس

Wed Apr 06 2005

 

یه روز یه عربه داشته در کنسرو لو بیا رو باز می کر ده دعا میکرده توش تن ماهی باشه

بسيجي

بهار

Wed Apr 06 2005

 

يك روز يك بسيجي عاشق مي شود نوار خالي گوش مي دهد

دوست داشتن

محمد و علي

Wed Apr 06 2005

 

يك روزبه تركه ميگن بابات ودوست داري يا ننتو ميگه ننتو

تركه

asal az canada

Wed Apr 06 2005

 

به تركه ميگن : شما فارس هستيد ؟ تركه ميگه : چشماتون قشنگ مي بينه

اقيانوس

متين پارسا

Wed Apr 06 2005

 

يه روز يه اقيانوس رژيم ميگيره ميشه تف

اردبيلي

اردبيلي

Wed Apr 06 2005

 

يه اردبيلي ميره مكه خانه خدا برگشتني فاميلاش ميپرسن چطور بود ميگه واللا هيچ جا خونه خود ادم نميشه

كارمند كم رو

جواد

Tue Apr 05 2005

 

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

كاميون جك

 

Tue Apr 05 2005

 

يه روز يك كاميون جك داشته از اردبيل مي‌آمده تهران يه تركه مي‌فهمه نارنجك مي‌بنده كمرش خودش رو زير كاميون مي‌اندازه كاميون منفجر مي‌شه

همشهری

ناصر قشمی

Tue Apr 05 2005

 

یک ترکی توی راه خر می بینه میگه سلام همشهری


زلزله

معتاد

Tue Apr 05 2005

 

معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!

غیرت

غیرتی

Tue Apr 05 2005

 

دو کیلو متریرشت نوشته از غیزت خود بکاهید

مال باسان

ع-ق-ز

Tue Apr 05 2005

 

يك روز يك ماشين مي زنه به يك تركه وقتي تركه بلند مي شه به راننده مي گه آي مال باسان.

آيفن تصويري

خود گرگه

Tue Apr 05 2005

 

يه روز گرگه ميره درخونه شنگول و منگول ميگه منم مادرتون درو باز كنيد اونا ميگن برو باباقديمي شده ايفون ما تصويريه!

اصفهاني

اصفهاني

Tue Apr 05 2005

 

يه روز يه اصفهانيه از گشنگي ميره گداي ميكنه

داروخانه

موشه

Tue Apr 05 2005

 

يه روز يه موشه ميره داروخونه ميگه اقا مرگه من داريد ؟

استاديوم

مازيارt حسينj

Tue Apr 05 2005

 

يه روز يه رشتيه مي ره استاديوم رودرواسي مي كه به همه دست ميده

طوطي

سعيد

Mon Apr 04 2005

 

يه روز يه تركه داشته تو بازار قدم ميزده كه ميبينه يه طوطي توي يه قفس دم در يه مغازه به افرادي كه وارد مغازه ميشوند ميگه كيفين ياخچيده از صاحب مغازه ميخواد كه طوطي رو بهش بفروشه.صاحب مغازه مخالفت ميكنه و ميگه فقط ميتونم چند تااز تخمهاي طوطي رو بهت بدم. تركه تخمها رو ميخره و ميبره زير پاي يه مرغ ميزاره . بعد از چند وقت تخم اولي باز ميشه ميبينه يه گنجيشكه دومي باز ميشه ميبينه كلاغه ....آخري باز ميشه ميبينه اردكه.خيلي ناراحت ميشه.يه روز كه دوباره داشته از اونجا رد ميشده ميبينه طوطيه بهش ميگه كيفين ياخچيده با عصبانيت به طوطيه ميگه خفه شو ج?ده

زيارت

مازيار و حسين

Sun Apr 03 2005

 

يه روز يه تركه مي ره مشهد ميگه اي امام سجاد تو رو به دو دست قلم شدت كي ظهور مي كني ماآنقدر نريم كربلا.

چی

بابک تنها

Sun Apr 03 2005

 

به یه فارسه میگن چرابه شما حرفو دوبار میگن؟ می گه چی!

هويج

زهرا تبريز

Sun Apr 03 2005

 

ازيك خرگوشي ميپرسند چرا هويج ميخوري ميگه هويجوري

اصفها ني

داود تبريز

Sun Apr 03 2005

 

يك اصفها ني موز ميخوره معده اش تعجب ميكنه

استقامت

محمد جواد شيرين آبادي فراهاني از قم

Sun Apr 03 2005

 

وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!

4 جوك

محمد جواد شيرين آبادي از قم

Sun Apr 03 2005

 

تركه مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم! يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد! روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت! تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!

ايدز

ثنا

Sun Apr 03 2005

 

يه روز يه رشتي به پسرش مي گه : گوش كن باباجون . اين قدر دختر بازي نكن . يه وقت ايدز مي گيري . اگه تو ايدز بگيري كلفتمون هم ايدز مي گيره . اگه اون ايدز بگيري منم ايدز مي گيرم اگه من ايدز بگيرم مادرتم مي گيره . اگه مادرت ايدز بگيره همه شهر ايدز مي گيرن.

آرزوي گوسفند

 

Sun Apr 03 2005

 

به يك گوسفنده ميگن آرزوت چيه ؟ميگه آرزو دارم اگر سوار وانت شدم جلو سوار بشم. (حامد جوادي-بيرجند)

فحش

صادق

Sat Apr 02 2005

 

مدير مدرسه توي دفترش نشسته بود كه يكدفعه آقايي وارد شد وشروع كرد به ما ما كردن.مدير ازش سوال كر :آقا شما كي هستيد؟ مدر جواب داد :من گاوم.مدير وقتي ازش درباره دليل اين حرف سوال كر ،مرد جواب داد:وقتي به پسرم ميگي گوساله پس منم گاوم ديگه ما ما

هويج

مينا

Wed Mar 30 2005

 

يك ترگه مي خواد خرگوش بگيره صداي هويج در مياره

بسيجي

رويا از اصفهان

Tue Mar 29 2005

 

يه روز يه بسيجي ميره يه عروسك بخره به فروشنده ميگه ببخشيد برادر قيمت اين خواهرمون چنده

موبايل شيطان-فرستننده : عليرضا فدايي

عليرضا فدايي

Tue Mar 29 2005

 

يك روز شيطان موبايل مي خرد بعد زنگ مي زنه به خدا مي گه: سلام خدا. خدا مي گه : شما؟ شيطان مي گه: من جبرئيل هستم. خدا مي گه: غلط كردي . شمارت افتاد

دوست دختر

رويا از اصغهان

Tue Mar 29 2005

 

يه روز يه تركه ميره تهران از اتوبوس كه پياده ميشه يه دختر خيلي خوشگل ميبينه بهش ميگه ببخشيد خانم دوست دختر كه ميگن شماييد

قر

يگانه

Tue Mar 29 2005

 

يه شب يه ميخه مي‌ره عروسي اينقدر قر ميده كه ميشه پيچ تركه داشته شنا قورباغه مي‌كرده يه لك‌لك مي‌ياد مي‌خوردش

زنگ تفريح

ناصر

Mon Mar 28 2005

 

يه نفر كه قرار بود بره بهشت ، مي بينه جهنميا دارن رو برف اسكيت مي كنن و نوشيدني ميخورن و كلي حال مي كنن ، نظرش عوض مي شه كه بره جهنم ، وقتي ميره اونجا ، مسئول جهنم مياد و ميگه ديگه بسه ، زنگ تفريح تموم شد.

ترك

حاجي پت پت

Mon Mar 28 2005

 

تركه مي ره امريكا وساختمانهاي چندين طبقه را مي بينه و مي گه ماشاالاه ترك هم ترك امريكا كه اجر را اين همه بالا پرت مي كنه

جکه بی مزه

 

Sun Mar 27 2005

 

به ترکه میگن شیری یا روباه میگه مگه خر چشه

راهپيمايي

نگار رفيعي

Sun Mar 27 2005

 

يك روزيه تركه ميره راهپيمايي ميبينه شلوغه برمي گرده خونه

.واي دوست دختر

عسل...

Sun Mar 27 2005

 

يه روز تركه ميره تهران اولين دختري را كه ميبينه مگه واي دوست دختر كه ميگن شمايد.......

سمباده

صالحی

Sat Mar 26 2005

 

ترکه را حسابی سمباده ميزنند ميشه لر .

ترك

ساسان

Sat Mar 26 2005

 

يك روز يك لور ليسانسشو ميگرد مي شود ترك

میخ

S زارعپور

Fri Mar 25 2005

 

يه بار سوزن ميره توي دست يه ترك اونو بيرون مياره ميبينه خون مياد باز سوزن و فرو ميكنه سر جاش

مخابرات

آقا فاضل

Fri Mar 25 2005

 

به یک ترکه می گن با مخابرات جمله بساز ترکه می گه میخابرات بگوزم

سايپا

خسرو اميري نورآباد م مسني

Fri Mar 25 2005

 

به يه جويي ميگن با سايپا و آبپخشان جمله بساز؟ گفت من به آبپخشان رفتم ميگن پس سايپا چي شد: گفت آدم حسابي با چي ميرن آبپخشان با سايپا ميرن آبپخشان

تير چراغ برق

مريم

Fri Mar 25 2005

 

يه روز يه رشتيه براي اينكه تركها اين قدر ضايع نشن ميره كنار تير چراغ برق در ميزنه. يه تركه رد مي شه مي پرسه چرا در ميزني رشتيه ميگه خونه دوستمه ولي در رو باز نميكنه تركه مي گه والا چراغشون كه روشنه

محسن

محسن

Thu Mar 24 2005

 

يه تركه پشت ماشينش مينويسه يازهرا يا هيچ كس

ترك

مصطفي حبيبي

Thu Mar 24 2005

 

يه روز يه تركه مي ره به كوچه بمبست ميگه عجب گيري كرديم آه

استاديوم

آرش دي جي ََArash...Dj

Thu Mar 24 2005

 

ترکه ميره استاديوم تو ردربايسي گيرمي کنه به همه دست مي ده

دزد

آرش دي جي ََArash...Dj

Thu Mar 24 2005

 

رشتيه ميره خونه مي بينه دره خونه بازه؟ ميره توي خونه مي بينه ترکه داره با زنش صفا مي کنه! مي گه اخشت خيالم راحت شد فکر کردم دزد آمده.

ازدواج

سعید از جهرم

Thu Mar 24 2005

 

می گویند ازدواج شتریه که در خونه هر خری میخوابه

اسان سر

آرش دي جي ََArash...Dj

Wed Mar 23 2005

 

تركه سوار اسان سر مي شه مي بينه نوشته ظرفييت يازده نفر بعد تركه ميگه حالا من ده نفر ديگه از كجا بيارم

كاميون

آرش دي جي ََArash...Dj

Wed Mar 23 2005

 

به تركه مي گن اگه يك كامييون پول بهت بدن چي كار مي كني ؟؟ تركه مي گه يك كلام سه هزارتومان مي گيرم خالي مي كنم

سقوط در قزوين

مجيد .م

Wed Mar 23 2005

 

يه روز يه خلبانه مجبوربه فرود اضطراري در قزوين ميشه چترش سر و ته ميشه با سرميوفته توي سطل اشغال قزوينيه از اون بغل رد مي شده ميگه بالام جان ببين مردم اين دورو زمونه چقدر اصراف كار شدن ... به اين نويي رو انداختن دور.

تظاهرات

Sزارعپور

Tue Mar 22 2005

 

یه روز ترکه میره تظاهرات میبینه شلوغه برمیگرده

تیر

 

Tue Mar 22 2005

 

یک روزیک ترکه از تیرمیره بالاازمردادمیادپایین

رقص جهنمیان

کیا شیطون

Tue Mar 22 2005

 

يه روز بهشتيان تصميم مي گيرن كه برن به ايرانيان جهنم ير سري بزنن نگاه مي كنن كه ايراني ها دارن مي رقصن بعد با تعجب مي پرسن چي شده م جواب ميدن كه پرونده ها گم شده

جمله سازي

مهدي بندري

Tue Mar 22 2005

 

به تركه ميگن با ارتش كوفه جمله بساز ميگه ارتش كوفه داري مثل گل بهاري....

پلیس ترک

S زارعپور

Tue Mar 22 2005

 

ِيه روز يه پليس ترك دنبال يه دزد ميكنه ازش جلو ميزنه

براید

اکبر اقا

Tue Mar 22 2005

 

به ترک میگن چرا ترک شدی میگه سرطان که نیست خوب می شم!

سيگار

آرش...دي جي

Mon Mar 21 2005

 

تركه سيگارش روشن نمي شدحلش مي ده تا روشن بشه

كريم خان

بابك

Sun Mar 20 2005

 

يه روز يه نفر سوار تاكسي ميشه از راننده ترك ميپرسه آقا كريم خان ميريد؟ تركه ميگه خوب معلومه كه ميريد اگه نميريد كه مي تركيد!

يه روزيه ترك

فرشيد

Sat Mar 19 2005

 

يه روزيه ترك چراغ جادو پيدا ميكنه دست ميكشه روش قول مياد بيرون.قول ميگه ارزو كون.تركه ارزو ميكنه قدس را اذاد كن.قول ميگه اين سخته يكي ديگه بگو. ميگه خوب من رو ادم كن.قول سرش را ميندازه پايين ميره تركه ميگه هوي كجا.قول ميگه ميرم قدس را اذاد كنم....

نوشابه گرم

رمضانعلی محمدرضا فاطمه با قری از شا هرود

Sat Mar 19 2005

 

روزی مردی به ساندویچ فروشی رفت وگفت لطفا یک نوشابه بدهید فروشنده گفت نوشابه ها گرم است مد گفت توی نعلبکی مریزم تا خنک شود

بچه عرب

عقيل چوك پشت شهر

Fri Mar 18 2005

 

يه روز بچه عرب ميره مغازه فروش لوازم خانگي داشته پرسه ميزده صاحبمغازه ميگه چي ميخواي پسره ميگه تلويزيون مغازه دارباخنده ميگه اگه اندازه( ياروت)شدببرپسره اندازه گرفت و باخونسردي باخودش برد.روزبعدبايه اقايي امدمغازه مغازه دارپرسيدامروزديگه چه خبره!گفت والابابامواوردم يخچال ببرم

برق گرفتگی

رمضانعلی ومحمدرضا با قری

Fri Mar 18 2005

 

1روز1ترکه برق میگیردش به برق می گویدولم کن تا ولت کنم

سفر كربلا

حسن تركه

Fri Mar 18 2005

 

توي يك مجلس عزاداري كه تركها ولرها حضور داشتند مداحع ميگه مي خوام شمارا ببرم كربلا.بعد از اينكه روضه اش تموم ميشه مي بينه لرها دارند چمدان مي بندن. ميگه شما چرا چمدان مي بندين؟ لرها مي گن خوب مگه تو نگفتي ميخواي مارو ببري كربلا؟ مداحه ميگه بابا منظور من دلهاي شمابود نه خودتان!بعد لرها مي گن اي بابا پس بدو كه تركها رفتند ترمينال.

لیوان خالی

اقا سجاد

Thu Mar 17 2005

 

یه روز یه ترکه یه لیوان خالی اب می زاره بالاسرش که بخوابه .بهش میگن چرا لیوان خالی می زاری بالا سرت . می گه شاید شب پا شدیم و تشنمون نشد .

رشتي

احمد

Thu Mar 17 2005

 

يه روز يه رشتييه تو حياط داشته بچشو مينداخته بالا يحو بچه مي افته خونه همسايه بد ميگه الهي شكر حق به حقدار رسيد.

سینما بهمن

مردی از دیار شهرک

Thu Mar 17 2005

 

چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمیدیاش صلوات

خريد تلوزيون

وحيد و سعيد از اراک

Thu Mar 17 2005

 

يه روز يه ترکه ميره مغازه تلوزيون فروشي ميگه اقا يه تلوزيون بدهيد فروشنده ميگه اقا شما ترک هستيد ترکه ميگه بله لطفا بگوييد از کجا فهميديد؟ قروشنده ميگه از انجا که اينهااکواريوم هستند نه تلوزيون0

زن رشتی

آرمین

Thu Mar 17 2005

 

يك روز يك رشتيه زنش را مي زند . بعد به جرم تخريب اموال عمومي دستگير مي شود.

كرد

مريم

Wed Mar 16 2005

 

يه كرد را ميخواستندعذاب بدهند بهش شلوار جين ميپوشونند.

فرار تركه

پويا 84

Tue Mar 15 2005

 

يه مغزه دنبال يه تركه مي كنه ميگه بگومنوكم داري بگو بگوكمي غم داري بگو آخر جك بودااااا...

موش

مسعود از شهر گلها محلات

Tue Mar 15 2005

 

یه روز موشه میره اصفهان سوئ تغذیه می کیره.

طبیت ترکه و رشتیه

رشتيه

Tue Mar 15 2005

 

يه روزتركه ورشتيه ميرن طبيعت رشتيه ميگه بهبه عجب هواي عجب درختاي عچب گوهي به خاطر اين كه تره كم نياره ميگه اره اينا همش كار خدا عليه السلام است

کالسکه

ذهره

Tue Mar 15 2005

 

به اصفهانیه میگن با کالسکه جمله بساز مبگه این سیب کالس که .

رنده

سمانه

Tue Mar 15 2005

 

یه ترکه کور بوده میره توی آشپزخونه دنبال یه چیزی میگشته دستش میخوره به رنده بعد میگه وا این چرت وپرتا چیه اینجا نوشته

فيلم سوپر

APADANA -GE

Mon Mar 14 2005

 

يه روز يه رشتيه داشت فيلم سوپر داشت نگاه ميكرد يهو مي بينه نقشه اول فيلم زنشه فيلم كه تمام ميشه ميگه خدا رو شكر كه فيلم بود

ترك مشهور

سرور شما عقيل و ف.

Mon Mar 14 2005

 

يه تركه مهم شد زير اسمشو خط كشيدن فرداش توي امتحان اومد

تركه زحمتكش

سرورشما عقيل و ف.

Mon Mar 14 2005

 

يه تركه توي شهرشون سيل اومده بود دورخونشون سيم خاردار كشيده بود

حسين رضاضاده

سرورشما عقيل و ف.

Mon Mar 14 2005

 

چند ماه بعد از المپيك حسين رضاضاده خواب ميبينه كه 500 كيلو وزنه زده وداره ميگه يا ابولفضل بعدش هم وزنه رو بالاي سر ميبره فردا شب كه ميخوابه حضرت ابولفظل به خوابش مياد ميگه حسين جون ديگه روي من حساب نكن

ترك فهميده

سرورشما عقيل و ف.

Mon Mar 14 2005

 

يروز يه تركه ميره توي يه مغازه مي گه بخشيد اقا ساندويچ داريد بعدبانكداره ميگه اقاشما ترك هستيد تركه ميگه از كجا فهميدي مگه اخه فقط تركا توي بانك ساندويچ مي خرن

داداش

داداش

Mon Mar 14 2005

 

يه روز به تركه مي گن دوروسته كه شما به خر مي گين داداش ميگه آره داداش

ترک باهوش

بهروز از محلات

Mon Mar 14 2005

 

يارو ميره كتاب فروشي از فروشنده ميپرسه ببخشيد كتاب ترك باهوش رو دارين؟ فروشنده ميگه ما از اين كتابهاي تخيلي نمياريم.

دیگه غیر ترکی هم مگه جک هست؟

حالا بماند

Mon Mar 14 2005

 

به یه ترکه میگن دو دو تا چند تا میشه ؟ میگه پنج تا . میگن دو دو تا که میشه چا تا . ترکه میگه من از یه راه دیگه رفتم

ترک ترک

حامد ارزشی

Mon Mar 14 2005

 

یه روز به یه ترکه میگن تو ترکی؟ میگه نه به خدا بیا بگرد!!!

عربه

نسيم

Sun Mar 13 2005

 

به يك عرب ميطن خيلي خري ميكه: نكو أقام

گلى

شير محمد گلي 10 ساله از كلاله

Sun Mar 13 2005

 

يروز يك سياه پو ست وبك سفيد پوست دعواشون ميشه سياهپئسهه سفيد پوسته را حسايي ميزنه سفيد پوسته مبگه چكار كنم ازدسش كتك نخورم يك جوك خنده دار براش ميگه سياه پوسته مي خنده دندواش توشب ديده ميشه جاشو پيداميكه حسابي ميزنش

ترکی

حالا بماند

Sat Mar 12 2005

 

یه ترکه زنگ می زنه خونه دوست دخترش باباش بر می داره حول میکنه میگه ساعت چهار و سی دقیقه

نوار

نفیسه

Sat Mar 12 2005

 

ترک رفته تعزیه براش دستمال کاغذی اوردن گفت :دستمال کاغذی چیه! نوار بهداشتی بیار می خوام خون گریه کنم

رشتی

احمد

Sat Mar 12 2005

 

به رشتييه ميگن در مصرف اب صرفه جويي كنيد ميره زنه حامله ميگيره.

گاو

اهو

Sat Mar 12 2005

 

1 روز 1 گاو ریمل میزنه میره خیابون بعدش همه نگاش میکونن میکه چیه اهو ندیدید؟

آينه كاري

علي يزدان فر

Sat Mar 12 2005

 

تركه ميره تو يه طويله كه پر از خر بوده . وقتي ميره تو ميگه : واي چه آينه كاري قشنگي

نوشابه

وحيد جون

Fri Mar 11 2005

 

به تركه ميگن نظرت در مورد نوشابه چيه ميگه والا اب دآره گاز داره برقم داشت خيلي خوب ميشد

ترك دانا

عقيل

Fri Mar 11 2005

 

يه شب يه ترك مي خوابه شب خواب ميبينه كه تصادهف كرده و مرده تركه فردا شب رو تا صبح بيدار مي شينه

شیر کاکائو

mosi

Thu Mar 10 2005

 

ترک بعد از چند سال بچه دار می شه بچه شیرمادرش نمی خورد شیرگاودادند نخور شیرخشک و خلاصه به هرزنی که داند شیر نخورد باباه بلند می شه این کشور و اون کشور به هر زنی که می رسه بچه رومی داد شیر بخور اما نمی خورد تا اینکه رفت افریقا به همون زن اولی که داد شیرش و خورد ترکه کف کرد گفت : کره خرهمون ولایت می گفتی شیر کاکائو می خوام برات می خریدم..

پرتقال

موز

Thu Mar 10 2005

 

ترک پرتقال پوست می کند می گفت: خداکنه توش موز باشه..

بلال

مهدي

Thu Mar 10 2005

 

يه بار يه تركه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

ادمخواره

ادمخواره

Thu Mar 10 2005

 

يك روز ادمخواره ميره تبريز از گشنگي ميميره

مرغداری

مهیا ر

Thu Mar 10 2005

 

يك روز يك تركه ميره مرغداري جو ميگيردش تخم ميگذاره

خرچشم آبی

خرچشم آبی

Thu Mar 10 2005

 

یه روز خره لنز آبی می زاره می ره بیرون همه بهش نگاه می کنند میگه چیه تا حالا آهو ندیدید

قزوين

قزوين

Wed Mar 09 2005

 

تو صف نونوايي قزوين يه نفر را برق مي گيره 10 نفر مي ميرن

غم

ممول

Wed Mar 09 2005

 

به يه تركه ميگن با غم جمله بساز . ميگه من الاغم .

بازار خر فروشان

ممول

Wed Mar 09 2005

 

يك روز يه لره خرشو ميبره بازار بفروشه هي داد ميزده :آي خر دارم آي خر دارم خره هم پشت سر هم عرعر ميكرده .يك لحظه صداي خره قطع ميشه لره برميگرده ميبينه خره داره پول مي شماره

تايتانيك

ياشار

Wed Mar 09 2005

 

يه روز يه تهروني ميره استخر اهنگ تايتانيك باز ميكنن يارو غرق ميشه

غم

ممول

Wed Mar 09 2005

 

به يه تركه ميگن با غم جمله بساز . ميگه من الاغم .

جک بیمزه فسارودی

فرهاد موسوی

Mon Mar 07 2005

 

یارو تو آینه نگاه میکنه میگه:سلام گوگوش

لورا

نا صر

Mon Mar 07 2005

 

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن

همشهری

همشهری

Sun Mar 06 2005

 

همشهری

همشهری

Sun Mar 06 2005

 

به یه ترک میگن برو روزنامه کیهان بگیر.ترکه میره بعد یه ساعت برمیگرده ویه الاغ رو با خودش میاره بهش میگن این چیه اوردی .میگه:اخه کیهان نبود همشهری اوردم

چرا زنتو كشتي؟

آتش

Sun Mar 06 2005

 

تركه شب دوم بعد از عروسيش زنشو ميكشه ازش ميپرسن: چرا زنتو كشتي؟ ميگه چون دختر نبود ميگن چرا شب اول نكشتيش؟ ميگه اخه شب اول بود.

پاترل بچه هاي فسارود بخصوص شهرك فجر

فرهاد و احسان

Sun Mar 06 2005

 

به يه آقا ميگن كه دخترتون رو بلند كردند آقاهه ميگه:با چي بردنش. مي گه با پاترول. آقاهه مي گه 2 در بود يا4 در. ميگه 4 در. آقاهه ميگه نگوبچه پاترول 4 در هي ميره خوشبحال دخترم كه سوار پاترل 4 در شد.

ارتحال

عارف از المان

Sat Mar 05 2005

 

از ترکه می برسن ارتحال چی؟ میگه نمی دونم هر چیه از اسهال بدتره چون بابام گرفت مرد

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:52  توسط َAHJ  | 

به نام خدا

فارس ها تركه خرنى

مهدي

Mon May 09 2005

 

يك بار ترك با هم جمع مي شن به هم مي گن خسته شديم از بس فارس ها به ما گفتن تركه خر . تظاهراتي مكنن و مي گن : ترك ها گل پسرانى فارس ها خودشان تركه خرنى

ساعت

ایلین نجیمی

Mon May 09 2005

 

یک روز یک نفرداره از توی خیا بون رد میشود که میبیندشخصی ساعتش رو بسته به پای خود وقتی از اون مپرسنجواب میده که اخه اخبار گفته ساعتهای خود رایک ساعت به جلو بکشید

جوجه تیغی

علی دیوونه

Mon May 09 2005

 

يه روز يه كيوي ميره پيش دو تا جوجه تيغي دوست جوجه تيغي از جوجه تيغي ديگه مي پرسه اين كيه جوجه تيغي مي گه داداشمه تازه از سربازي اومده.

فيلم تخيلي

انديمشك قهرمان

Mon May 09 2005

 

يه روز تركي ميره كلوپي ميگه: فيلم تركي كه آدم مي شه را داري؟ صاحب مغازه ميگه: فيلم تخيلي ما نداريم.

بسيج

امير حسين از شيراز

Sun May 08 2005

 

يه بسيجيه طالب مي شه نوار خام كوش ميده. ههههههه

نداره

مريم از تهران

Sun May 08 2005

 

يك روز لرها مياين ميگن بيياين يك كاري بكنيم انقدر به تركها نگن خر ميرن تو بيابون ماهيگيري بعد ميبينن تركا با قايق موتوري اومدن ميگن سلام بچه ها

كريم عشقي

مريم از سمنان

Sun May 08 2005

 

يك روز يك يا كريمه با يك مرغ عشقه ازدواج ميكنه بچشون به دنيا ميياد اسمشو ميذارن كريم عشقي

استگاه قطار

لقمان سوزان از نروچ

Sun May 08 2005

 

يه پيرزن رفت استگاه قطار پليت خريت بعد قطار امد مرده گفت لطفا پليت تو بده بعد مرده بهش گفت اين پليت بچه هاست ؟..... پيرزنه گفت من از بچگي تاحلا منتظر قطارم

عربه

suzan

Sun May 08 2005

 

عربه ميره تو هواپيما تخمي ميخوره بعد به يك نفر ميگه اشقال كجا بندازم بهش ميگه يك دوكمه قرمز اونجاست فشار بده وقتي باس شد بنداز توش بعد عربه ميره يك زن هندي ميبيني يك خال قرمز روي پيشونيش بود فشار داد زنه جيق ميزنه اشقال ميندازه توي دهنش

فيل و مورچه

مينا از نروچ may.8.2005

Sun May 08 2005

 

يه روز فيل و مورچه رفتن لب دريا فيل رفت اون وري دريا بعد مورچه بهش گفت بيا فيل امد بعد مورچه گفت هيچي برو بعد فيل ناراحت شد گفت چي يه منو مسقره ميكني مورچه گفت نه فكر كردم شورت منو پوشيدي

شكنجه

سراج

Sat May 07 2005

 

يه لره رو مي خواستن شگنجه بدن مي ندازنش توي يه اتاق گرد بهش مي گن برو يه گوشه بشين!!!!

قزويني

سراج

Sat May 07 2005

 

به قزوينيه ميگن بهترين روز زندگيت كي بود؟ميگه يه روزي توي يه كوچه بن بست من بودم پسرم بود هيچ كس نبود اون روز بهترين روز زندگيم بودبهش ميگن بدترين روز زندگيت كي بود ميگه يه روز توي يه كوچه بن بست من بودم بابام بود هيچ كس نبود اون روز بدترين روز زندگيم بود

نظر خواهي

سراج

Sat May 07 2005

 

به تركه مي گن نظرت درباره آتروپات چيه مي گه :راستشو بخواهييد يخمك بهتره !!!

ترك و پيچ گوشتي

سراج ازقم

Sat May 07 2005

 

ناف ترك رو با پيچ گوشتي مي پيچونن كونش مي افته!!!

شبكه سه

ژاله باحال از كازرون

Sat May 07 2005

 

يه روزسه سه تا مرد ازبزرگ به كوچيك مي ايستن شلواراشونو مي كشن پايين ميشه آرم شبكه سه.

فينال

پپ

Sat May 07 2005

 

تركه ميره دكتر ميگه آقاي دكتر چند وقت خواب مي بينم كه دارم با خرها فوتبال بازي ميكنم دكتر مگه نگران نباش اين نسخه را مي نويسم و امشب اين داروها را مصرف كن تركه به دكتره ميگه آقاي دكتر امشب نه اخه امشب فينال

رشتي

ندا - ساري

Fri May 06 2005

 

يه روز به رشتيه ميگن زنترو طلاق بده ابروي محله رو برده. رشتيه برميگرده ميگه : اي بابا ميخوايين از اين ببعد منهم برم ته صف وايسم. خدارو شكر حداقل هر شب بدون نوبت پيشم هست.

بني اسرائيل

پويان نيوكاسل

Fri May 06 2005

 

تركه براي مسابقات جهاني قرائت قرآن شركت مي‌كنه. وقتي ميفهمه سوره «بني‌ اسرائيل» به قرعه اش دراومده، بخاطر مسائل سياسي انصراف ميده!!

از غيرت خود بكاهيد

م . الف لرستان

Fri May 06 2005

 

ورودي شهر رشت يه تابلو راهنمايي و رانندگي زدن [از غيرت خود بكاهيد]

سرت گير نكنه

م . الف كوهدشت

Fri May 06 2005

 

اصفهانيه به زنش مي گه خانم دو تا تخم مرغ درس كن . در اين موقع مرده سكته مي كنه ووقتي نفسهاي آخرش رو مي زنه به خانمش مي گه كه دو تا نمي خواد يه دونه درست كن.

ماه عسل

ميلاد از تهران

Fri May 06 2005

 

يه روزدوتا سوسكه با هم ازدواج مي كنند ماه عسل ميرند فاضلاب

عاشقي مار

عباس

Fri May 06 2005

 

از يه مار كه خيلي دمق بوده ميپرسن چتهاينقدر ناراحتي ميكه:يك سال عاشق دختر همسايمون بودم ولي حالا فهميدم كه شلنگ بوده

بربري

علي nba

Thu May 05 2005

 

تركه نون باگت مي خوره شب تو خواب بربري مياد به خوابش ميگه:اهاي بي وفا ديگه دوسم نداري؟

salam

sh.z

Thu May 05 2005

 

يه كور واسه يه كر تعريف ميكرد كه يه زن معلول ديدم كه داشت ميدويد

بچه

مهدی از قم

Thu May 05 2005

 

يه مار با جوجه تيغی ازدواج ميکنه بچشون سيم خاردار در مياد

نميدونم

اقا رضا

Thu May 05 2005

 

يه روزي يه گوسفنده عرق مي خوره ميره سر خيابون ميگه دربست كشتار گاه

گبله(قبله)

تینا

Wed May 04 2005

 

یک روزیک نفر میره خانه خدا ومیگه خدایاببخشیدکه من ترکها رامسخره میکردم!!یک دفعه یه ترکه میادمیگه:آگا ببخشیداینجاگبله(قبله)ازکدوم طرفیه؟؟!!!!!!!!!!!!!

گرگ بازی

فرزاد (گلزار1)

Wed May 04 2005

 

عربه با بچه هاش گرگ بازی می کنه سه تاشون رو می خوره!!!

انتخاب زن

دی جی دی ایرج

Wed May 04 2005

 

ازترکه می پرسند دلت می خواهد زنت چطوری باشه می گه اخلاقش مثل حضرت فاطمه اندامش مثل جنی فرلوپز

باغ

شيرين , پرياوشيوا

Tue May 03 2005

 

يروز به يه رشتييه ميگن بابا كجاي كاري خانمت و تو باغ با مرد ديدم ميگه برو بابا تو به اون چهار تا درخت ميگي باغ ؟

پرستار

حامد

Tue May 03 2005

 

پرستاره سينش بيرون بوده،سرپرستار بهش تذكر ميده. پرستاره ميگه:همش تقصير دكتراي بخش كه هرچيو برميدارن درست سر جاش نمي زارن (;

ترك

احسان عباسي چغاگلاني

Mon May 02 2005

 

تركي دل ميزنه دريا غرق ميشه

دعوا

رز ارغواني

Sun May 01 2005

 

يه روز يه جوجه هه بت مامانش دعواش مي شه مي خواد خود كشي كنه مي ره وسط خيابون مي گه پيشي من و بخور پيشي من و بخور.

روضه

Nima

Sun May 01 2005

 

به اصفهانيه ميگن بفرماييد روضه ميگه خيلي ممنون، دادات شام خورده

اب بيني

ويدا از تبريز

Sat Apr 30 2005

 

يه روز يه امريكايي يه انگليسي يه ايراني ميرن به يه غار ميبين يكي ميگه نيا جلو اگه بياي ميخورمت امريكاي ميره جلو باز صدا ميگه اگه بياي جلو ميخورمت انگليسي ميره باز همون صدا مياد هر دو فرار ميكند اخر سر ايرانه كه هميشه به شخاعتشون ميبالن ميره جلو ميبينه غضنفر نشسته به اب بيني اش ميگه اگه بياي جلو ميخورمت

تركه

ميلاد عاشق

Sat Apr 30 2005

 

يه روز ميخان تركي رو اعدام كنن خوب كه طنابو ازاد ميكنن ميگه صبر كنيد صبر كنيد بعد طنابو باز ميكنن ميگن چي ميگه ميخاستم خفه بشم

تركه پر شانس

سيد ‌‌(بهنام) يوسفي 12ساله از رشت

Sat Apr 30 2005

 

تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

رشتی

 

Sat Apr 30 2005

 

مرد رشتی به خونه برمی گرده می بینه زنش لخته می گه خانم باز دوباره لباس کارپوشیدی

سفر تركها به تهرون

زي زي جون

Sat Apr 30 2005

 

يه روز چندتاترك بلند ميشن ميرن تهرون.خواستن از يه برج چند طبقه برن بالا. سوار اسانسور كه شدند هيچكار نكردندفقط به دروديوار نگاه ميكردند.بعدازچند لحظه يه اقاي باكلاس ومرتب مياد تواسانسوردكمه اش و ميزنه اسانسور كه راه ميفته تركهاميگن براي سلامتي اقاي راننده صلوات.

گنجیشک و موتوری

ارش عزیزی تهران

Sat Apr 30 2005

 

ی روز ی گنجبشک با ی موتوری تصادف می کنه بیهوش میشه مرد موتوری دلش برای گنجشک میسوزه میبرش بالش و میبنده بعد میندازش توی قفس وقتی گنجشک به هوش مباد میلهای قفس میبینه میگه: موتوری مرد

جوووووووووووووك

اشكان . از افسريه 20 متري عطريات سالار( مشتاق ديدار)

Sat Apr 30 2005

 

يه روز يه تركه ميره خواستگاري, پدرومادر دختره بهش جواب رد ميدن.ميگن دخترماداره درسشو ميخونه تركه ميگه:ايلده عيبي نداه من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم

شكنجه

مريم

Fri Apr 29 2005

 

روزي ميخواهند كردي را شكنجه دهند شلوار استريچ پايش ميكنند

خر و گورخر

امیر تهمتن از لرستان

Thu Apr 28 2005

 

یک روز یک خر و یک گورخر با هم مسابقه دو می گذارند بعد خره می بازه . خره می گه من قبول ندارم اون لباس ورزشی تنش بود.

تركه زحمتكش

رسول يوسفي

Thu Apr 28 2005

 

يه تركه توي شهرشون سيل اومده بود دورخونشون سيم خاردار كشيده بود

مرغ

ويدا از تبريز

Thu Apr 28 2005

 

يه روز يه مرغه ميره تخم مرغ فروشي و ميگه اقا تخم مرغ بدين مرده ميگه تو كه خودت مرغي تخم مرغ ميخواي واسه چي مرغه ميگه : اوا خدا مرگم بده ميخواي به خاطر 50 تومن خودمو بفروشم؟

زلزله

علي NBA

Thu Apr 28 2005

 

بهيه بسيجيهميگن نظرت درباره زلزله بم چيه ؟مي گه (مشت محكمي بود بر دهان امريكا.

جك

حسن حسيني(مشهد)

Wed Apr 27 2005

 

تركه كفترشو گم ميكنه تو روزنامه اگهي ميده بيه بيه؟

جك

حسن حسيني(مشهد)

Wed Apr 27 2005

 

معلم ترك از شاگرد تركش ميپرسه 2و2تا شاگرده ميگه 16تا معلمه خاك بر سرت همين كارها رو كردي به ما ميگن خر دو دوتا كه ميشه چهارتا ديگه خيلي بشه ميشه 8تا 16تا كه نميشه

ما بيشتر

فرشيد

Wed Apr 27 2005

 

يه روز به يه تركه ميگن خيلي اقايي ميگه ما بيشتر.

مزاهم تلفنی

مجید ترابی

Wed Apr 27 2005

 

يه روز يه نفر تلفن ميزنه به خدا ميگه :من جبرعيلم . خدا ميگه دروغ نگو شمارت افتاده

سیاه و سفید

قاسم زنگنه

Wed Apr 27 2005

 

يه شب يه سياه و سفيدي با هم ازدواج ميكنند بچه دار كه مي شن بچه شان ميشه شطرنج

جدول

 

Wed Apr 27 2005

 

يه روز يه تركه سرش ميخوره به جدول ميشينه حل ميكنه

ترك

 

Tue Apr 26 2005

 

ازتركه پرسيدن به مازندران كي ميري كفت اكه مشهدبه طلبه

هوا شناسي

مهدي انصاري

Mon Apr 25 2005

 

يه تركه زنگ مي زنه اداره هوا شناسي مي گه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.

حيوانات

پيمان

Mon Apr 25 2005

 

از تركه مي پرسن , كدوم پيغمبر تمام جيوانات رو سوار كشتي كرد ؟ تركه ميكه , حضرت يوگي

گاو

محسن سلماني 5236577-0174

Mon Apr 25 2005

 

يه گاوه سرماميخوره به جاي شيربستني ميده

فرق

پاني

Sun Apr 24 2005

 

ازيه تركه ميپرسن فرق كلاغ چيست ميگه اين بالش از اون بالش مساويتره

چراغ راهنما

هادي از همدان

Sun Apr 24 2005

 

به لره ميگن برو ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه ميره نگاه ميكنه وميگه (كار ميكنه كار نميكنه كار ميكنه كار نميكنه)

خواب سنگين

حسين از ايران

Sat Apr 23 2005

 

روزی شخصی از بهلول پرسيد: چرا خواب برخی از افراد سنگين است. بهلول گفت :برای آنکه عقل آنها سبک است. خواننده محترم افتاد.

خواستكاري

حديث قم

Fri Apr 22 2005

 

يه تركه ميره خواستكاري زير شلواريشو مي بره ميكن جرا زير شلواريتو ميبري ميكه شايد كارمون جور شد خواستم شب بمونم 2 تركه ميره كران قيمت ترين كتو شلوار ميخره ميره بيش دوستش ميكه اكه كفتي من كجاي هستم ميكه خوب ترك ميكه از كجا فهميدي دوستش ميكه خوب تركها كتشون تو شلوار ميكن

قبله

مهدي

Fri Apr 22 2005

 

يه روز يه تركه از يه نفر ميپرسه , ببخشيد آقا قبله كدوم طرفه: يارو ميگه به طرف راست, تركه ميگه: ببخشيد آقا خيلي بايد برم.

دزدی

بهار

Fri Apr 22 2005

 

يهروز يه پسر ترك ميره خونه باباش ميبينه پسره دوچرخه دخترونه همراشه باباهه ميگه پسرم اينو از كجا اوردي ميگه بابابا دوست دخترم رفته بوديم پارك روي صندلي كه نشستيم دختره دكمه هاشو باز كرد گفت تقي هر چي ميخواي مال تو منم دوچرخشو برداشتم در رفتم

بچه

ahmadtale

Thu Apr 21 2005

 

يه روز رشتيه بچه دار نمي شده بالاي دره خونش مي نويسه :(به ياري سبزتان نيازمنديم)

این جک اسم نداره

فرزانه

Thu Apr 21 2005

 

يه نفر ميميره ميره بهشت بعد ميبينه خدا به جهنميا پلو و خورشت ميده ولي به بهشتيا نون و پنيرو و سبزي.معترض ميشه ميگه خدايا به ما بهشتيا كه انقدر كميم نون پنير سبزي ميدي ولي به جهنميا كه بيشترن پلو خورشت؟خدا ميگه منكه نميتونم به خاطره چند نفر ديگ بار بزارم

هواكش

سراج

Thu Apr 21 2005

 

يه تركه توي دستشويي ميميره روحش توي هواكش گير ميكنه

لر

سارا

Thu Apr 21 2005

 

یک روز یک لر میرود سر چشمه و خودشو لب چشمه میبین

تركه

بهزاد

Thu Apr 21 2005

 

تركه بچش رو ميندازه بالا يادش ميره بگيره

ريختن پشم

طاهر

Thu Apr 21 2005

 

يه تركه مي ره جبهه خمپاره مي خوره بغل پاش ميترسه پشماش مي ريزه

تركه

ميترا

Thu Apr 21 2005

 

تركه با دوست دخترش ميرن پارك دختره ميگه احد بريم پشت اون درختا كار خلاف شرع كنيم تركه مي خنده ميگه اره بريم بشاشيم فرار كنيم.

نماز جمعه

joker_412003

Thu Apr 21 2005

 

1يرزنه جلوي تاكسي رو ميگيره ميگه نماز جمعه….راننده ميگه ولي مادر امروز سه شنبه است …پيرزنه ميگه اي واي خاك به سرم ديدي حاجي ديشب گولم زد.. 2يه روزي يه لري بوده هنوزم هستش! 3از يه ترك مي پرسند نظرت دربارة پيتزا چيست ؟ ميگه اينا همش شايعه است--- 4به يه نفر ميگن يه پستاندار پرنده را نام ببر..ميگه : مهماندار هواپيما 5يه لري در همة خانه هارو ميزده هي در ميرفته ..يه لحظه اشتباه ميكنه در كليسا رو ميزنه ..پدر مقدس مياد دم در مي گه بفرمائيد:لره ميگه ببخشيد عيسي هستش

معما

ويدا از تبريز

Wed Apr 20 2005

 

يه روز يه فارس به تركه ميگه شنيدم شما به خر ميگين داداش تركه ميگه اره داداش

اينه قطار

nba&melany

Wed Apr 20 2005

 

تركه سوار قطار ميشه قطاركه راه مي افته تركه دستشوييش ميگيره ميره دستشويي در دستشويي رو كه بازمي كنه عكس خودش رو تو ايينه ميبينه سريع در رو ميبنده يك ساعت منتظرميمونه امانمي ياد بيرون ميره پيش رييس قطار ميگه اقاي رييس من دو ساعت منتظرم رييس مياد درو واميكنه عكس خودشو تو ايينه ميبينه سريع در روميبنده ميگه مرتيكه اين كه رييس قطاره

زچه

رضا از محلات

Wed Apr 20 2005

 

ترکه میره مشهد جلوی حرم میگه یا امام علی قربون دو دست بریدت فدای لب تشنت ÷س کی ظهو رمیکنی خسته شدم از بس اومدم قم!!!!!!!!!!!!!!!

امكانات تركي

چلي بيمزه

Tue Apr 19 2005

 

به تركه ميگن چراترك شدي ميگه امان ازدست رفيق ناباب

مكان

 

Tue Apr 19 2005

 

تركه يك زن بلند مكنه ميبره مهديه تهران . مامورا مي گيرنش مگين آخه اينجا چرا آوردي و اين غلطها را اينجا ميكن . ميگه بابا تلويزيون هرشب تبليغ مي كنه : مكان مهديه نهران

شکار خرگوش

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

کلیسا

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

ساعت شش

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

ساختمون ده طبقه

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم

امام رضا

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌ امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟

دوست دخترش

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

ضد هوايي

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

دوست دخترش

محمد رضا

Tue Apr 19 2005

 

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

ترك عرب

مهشيد

Mon Apr 18 2005

 

يك روز ماشين يه تركه با ماشين يه عربه تصادف مي كند تركه پياده مي شود و شروع مي كند به فحش دادن عربه هم با زبان عربي به تركه فحش مي داده تركه هم نمي فهميده بعد تركه با خودش مي گويد من دارم به اين فحش مي دم اين داره قرآن مي خونه.

پروخالي

ياشار فرهادي سن 14

Mon Apr 18 2005

 

تركه هرشب دو ليوان بالاي سر رختخوابش ميگذاشت .يكي پر و يكي خالي. دوستش از او مي پرسد؟ براي چه اين كار مي كني؟ جواب مي دهد. اگر تشنم شدبخورم .مي پرسد ليوان خالي براي چيست؟ تركه جواب مي دهد اگر تشنم نشد چي؟؟

تركه

شيرازخ مدرس خ شهيد كلانتري شهرك پرواز محسن حسين

Sun Apr 17 2005

 

يه روز يه تركه مي خواسته مسا بقه بيست سوالي براي دوستاش طرح كنه مي گه هر كه تونس بگه تو جيب من چيچيه يدونشو ميدم نيمرو كنه

هواشناسي

ايمان از فريدن

Sun Apr 17 2005

 

يه تركه زنگ مي زنه به هوا شناسي ميگه آقا ديروز هوا خوب بود خيلي ممنون!!!!!!!!!!!!

ترك

A.P

Sun Apr 17 2005

 

تركه سيدي مي خره مي بينه وسطش سوراخه ميندازتشت تو سطل آشغال .

کرد

سیامک 293

Sun Apr 17 2005

 

به کرده میگن چرا کرد شدی میگه اون زمان امکانات کمبود

جوجه تيغي

بي تا_تهران

Sun Apr 17 2005

 

يه روز 2 تا جوجه تيغي تو خيابون راه ميرفتند كه يه كيوي رو از دور ميبينن يكي از جوجه تيغيا به اون يكي ميگه اون فاميله منه تازه از سربازي اومده!!!

توت

مرتضي كريميان

Sun Apr 17 2005

 

تركه داشته مي رفته بالاي تير چراغ برق ازش ميپرسن كجا ميري؟ ميگه دارم ميرم توت بخورم ميگن اينكه درخت توت نيست ميگه توت تو جيبمه

ترك و عرب

شيراز شهرك پرواز محسن محمود حسين غلام زضا

Sun Apr 17 2005

 

يه بار يه تركو عرب باهم بحثشون ميشه تركه به عربه ميگه تو خري عربه هم به تركه ميگه تو خري بعد تركه به عربه ميگه بيابريم دادگاه ببينيم كدوممون خريم بعد تركه ميگه اقاي قاضي من خرم يا اين(عرب) بعدقاضي به تركه ميگه برو در خونه ما بين من خونه هستم عربه ميزنه زير خنده ميگه نگفتم خره قاضي ميگه براي چيچي ميگه تلفن هست ميخواد بره در خونتون

اباداني

حسين محسن رضا محمود غلام علي شيراز

Sun Apr 17 2005

 

يه بار يه اباداني رو مي خواسن زجر كش كنن اباداني رو مي بستن به تنه درخت نوار بندري مي زارن

رشتي

غيرتي

Sat Apr 16 2005

 

از يك |قاي رشتي مي پرسند:زن رشتي صبح كه از خواب پا ميشه چكار ميكنه؟ ميگه:ميره خونش

عاشقي

حامد _همدان

Sat Apr 16 2005

 

از يك مار افسرده ميپرسند اقا چرا شما افسرده شده ايد ميگه 8 سال عاشق يك دختره شده بودم كه اخرش ديدم شلنگه!!!

دعای ترک

پونه

Sat Apr 16 2005

 

یه ترک داشته پرتقال پوست می کرد گفت خدا کنه توش موز باسه

سيگار

بهروز از اصفهان

Sat Apr 16 2005

 

يه لره سيگارش خاموش ميشه هولش ميده روشن ميشه.

فنر

ع

Fri Apr 15 2005

 

يه روزي چوپان برهها را به چراگاه ميبره يكي از اون برهها وقتي عتف ميخوره متوجه فنري كه در داخل علف بود نميشه وفنرو همراه علف ميخوره موقعي كه بع بع مي كنه ميگه ببببببعععععع ببببعععع

نجات

هادي

Fri Apr 15 2005

 

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!

فيلم جنگي

احسان مجتبي محسن بچه هاي شهرك پرواز محمود حسين غلام

Fri Apr 15 2005

 

يه بار يه تركه داشته تلو زيون نگاه ميكرده مي زنه كانل 1 2 3 4 5 مي بينه فيلم جنگيه جو مي گيردش سينه خيز ميره تلو ز يون رو خاموش مي كنه

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:51  توسط َAHJ  | 

به نام خدا

لره تو هواپيما

دون مورتتا

Sat Jul 02 2005

 

لره تو هواپيما باشه خلبان اعلام ميكنه:مسافرين عزيز تا 45 دقيقه ديگه درفرودگاه مهراباد ميشينيم اون وقت لره ميگه ,هونت خراو اگه ميدونستم اينقدر نزديكه پا پياده ميرفتم

ترک نادان

داود و طاهر خطر از مهاباد (کرد)

Sat Jul 02 2005

 

يك روز يك پسر به پدرش ميگويد پنجاه تومان به من بده پدرش كه خسيس بود به پسرش گفت چهل تومان ! سي تومان چيه , ببا اين بيست تومان رو بگير ده تومانشو خرج كن ,ده تومان را برام بيار.

درويش

وحيد گربه

Fri Jul 01 2005

 

يه روز يه درويش ميره قزوين.وقتي ميخواد وارد شهر بشه ميگه (ياهو) ولي وقتي ميخواد بيا بيرون ميگه (يوهو).

بی کاری

داود خطر مهاباد

Fri Jul 01 2005

 

روزی ترکی توی کوچه راه میرفت یک دفعه میخورد زمین برای انکه خجالت نشود با سینه خیز میرود خانه

پا

آتش

Thu Jun 30 2005

 

يه روز يه معلم به دانش آموز خود عكس پاي يك حيواني را نشان داد واز او نام حيوان را پرسيد . دانش آموز هر چقدر به عكس نگاه كرد نتوانست نامش را بگويد .معلم با عصبانيت به او گفت: اسمت را بگو تا برايت يك صفر بگذارم. دانش آموز كفشهايش را در آورد و به معلم خود گفت: شما هم از روي پاي من بگوييد اسم من چيست.

تحقيق

نيما

Thu Jun 30 2005

 

يه روز يه رشتي مي خواد زن بگيره ميره تحقيق ميکنه يکي مي پرسه چي شد مي گه والا بچه محلاش که ارش خيلي رازي بودن

تله قزويني

رضا كج/ramsar

Wed Jun 29 2005

 

يه روز يه سرهنگ ميره پادگان ميبينه تمام سربازها لختن ميپرسه چرا لختين ميگن قزوينيه فرار كرده واسش تله گذاشتيم/

برفك فريزر

پيام

Wed Jun 29 2005

 

به تركه ميگن اگه فريزر برفك داشت بايد چه كار كرد ميگه كاري نداره مرد حسابو يه آنتن ميزاري پشت بوم هر هفتا طبقش صاف صاف ميشه . پيام از تهران

آدم كرمو

حسن دشتي

Tue Jun 28 2005

 

يك شخصي از بالاي درخت مي افته پاش ميشكنه ميبرنش پيش دكتر ،دكتربرايش داروي كرم مي نويسه مگه چرا اينو نوشتي دكتر مگه چون اگر كرم نداشتي بالاي درخت نميرفتي

BMW

كورش 50cent

Tue Jun 28 2005

 

يك دف يه رشتيه با زنش تو خيابون دارن راه ميرن يه بي. ام .و . زنشو ميدزده بعد يه نفر به رشتيه ميگه زنتو دزدين . ميگه ولش كن شتاب بي . ام. و. رو بچسب

حمام

بهاره

Mon Jun 27 2005

 

يه روز بچه اي با پدرش ميره حمام صابون ميره زير پاش وليز مي خوره وسريع جاي حساس باباش و ميگيره تا سرش به زمين نخوره باباي بچه كه از درد عصباني شده بود به بچه مي گه خاك تو سرت اگه با مامانت اومده بودي حمام كه الان مخت اومده بود توي دهنت .

اسم

بهاره

Mon Jun 27 2005

 

به يك آقاي رشتي كه بچه زياد داشته ميگن اينقدر بچه داري اسماشون يادت ميمونه ميگه آره اسماشون كه يادم ميمونه فقط فاميلي هاشون يه ذره سخته

عشق سكس

ممد

Mon Jun 27 2005

 

خروسه زنش را مي بره پشت ويترين مرغ فروشي وبهش ميگه خانوم ببين ميخوام تو خونه اينطوري برام بگردي

آباداني

شهاب وعلي ووهاب آباداني

Sun Jun 26 2005

 

آباداني با ماشينش مي ره تهران تاير ماشينش پنچر مي شه پيشش مي شينه مي گه آخ جون هواي شهرمون

نانوايي بي مخ

حسين

Sun Jun 26 2005

 

جاسم مي ره نانوايي به صاحب نانوايي مي گه نون مي خوام صاحب نانوايي مي گه صف بگير مي گه كسي نيست كه پشت سر ان بايستم صاحب نانوا : گفتم بايست خلاصه جاسم يك سنگ مي گيره وشيشه هاي نانوا را خرد مي كنه صاحب نانوايي مي گه احمق چرا شيشه هاي نانوايي را خرد مي كني جاسم مي گه از اين همه آدم تو صف ايستاده مرا مي گيري.

نيكي كريمي

سارا اصفهان

Sun Jun 26 2005

 

سر در خونه نيكي كريمي نوشته بوده صد بار بدي كردي و ديدي ثمرش را نيكي چه بدي داشت كه يك بار نكردي؟

ترك جوك

ع. ر- شهر ابريشم يزداباد

Sun Jun 26 2005

 

به تركه ميگن يك جوك مزه داربگو ميگه ميگه از بس جوك برا تركا ساختن اگه خودم بگم ديگه خيلي با مزه ميشه

بهشت

حسين دشتي

Sun Jun 26 2005

 

يكي مي ره بهشت روحش تعجب مي كنه مي ميره

ترك عاشق

اسلام ومحمدعقيل

Sun Jun 26 2005

 

تركه عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود .

شل

صابر

Sun Jun 26 2005

 

يه روز زن ومرد پير اصفهانی داشتند توی خيابان قدم می زدند يه دفعه يه خانم خوشگل از کنار مرده رد ميشه دستوپاش شروع ميکنه به لرزيدن زنش ميگه: عزيز چي شدس پات شل شدس مرده ميگه: نه عزيز شلم پا شدس.

خرما

احسان

Sat Jun 25 2005

 

دو تا خرما با هم عروسي مي كنن ماه عسل ميرن مراسم ختم

خط موازي

ناصر گرانمايه

Sat Jun 25 2005

 

از يه بسيجيه مي پرسن دو خط موازي را تعريف كن. ميگه دو خطي كه هر چه ادامه پيدا كنه به هم نرسن مگه به دستور مقام معظم رهبري

دربست سه نفر

بهاره

Sat Jun 25 2005

 

دوتا تركه كنار خيابان ايستاده بودند ومي گفتند سه نفر در بست راننده اي نگه مي داره مي گه مگه شما دو نفر نيستيد پس چرا ميگيد سه نفر تركها مي گن مگه خودت نمي آي

ازدواج غیابی

ناصر سه سوت

Sat Jun 25 2005

 

يه روز يه رشتيه ميره ژاپن بعد از يک سال مادرش بهش زنگ مي زنه ميگه برات يه دختر خوب سراغ دارم ميخوای باهاش ازدواج غيابی کني. ميگه عکسشو بفرست بعد بگم .مادره عکسو ميفرسته پسره قبول ميکنه وباهاش ازدواج ميکنه .مادره بعد از نه ماه عکس طه نوزاد رو به پسره ميفرسته ميگه بيا اين هم عکس دخترت.

جوراب

بهاره

Fri Jun 24 2005

 

يه تركه جوراب مي خره به پاش بزرگ بوده جولوش پنبه مي ذاره.

شلوار

صادق

Fri Jun 24 2005

 

يه روز يه خيار وموز با هم دعوا مي كر دند بعد موز به حياره ميگه برو با اين كند تلخت . خياره ميگه برو بابا تو كه براي 100 تومان شلوارت را از پات در مي اوري .

گنجشك گردن كلفت

پرتو سماچ

Fri Jun 24 2005

 

يك گنجشك گردن كلفت در جنگل ادعاي پادشاهي مي كرده مي گه من همه را مي كشم يك فيل آن را مي بينه با خرطوم خود اونو پرت مي كنه زمين وميره گنجشك پراش مي ريزه مي گه آهاي بيا كجا مي ري تازه لباسم را در آوردم

مرد اصفهاني

آزيتا باباخاني

Fri Jun 24 2005

 

يه روز يه خانمي كه شوهرش اصفهاني بوده به شوهرش ميگه آقا پول بديد من صفره ابولفضل نذر كردم نذرمو بدم شوهرش مي گه خانم نميشد صلوات نذر مي كردي

www.tapesh.com

Sina

Thu Jun 23 2005

 

عربی پسرش رافرستادخارج برای تحصيل .بعدازچندسال پسره برمی گرده وپدرش باخوشحالي ازش ميپرسه که پسرم تعريف کن چه ديدی ؟پسره باآب وتاب گفت که عجايب راديدم مثلاکارخانه ای ديدم که گاوبه اين گندگی ازيک طرف وارد ميشه وازطرف ديگر بصورت سوسيس درمياد.پدره که ازديدگاه پسرش ناراحت شده بود گفت اين که چيزینيست.مادروطنمان سوسيس وارد می کنيم وگاوخارج ميشه.

بچه تهرون

مهران -ramsar

Thu Jun 23 2005

 

به تركه ميگن دوست داشتي پايتخت ايران كجا بود ميگه اردبيل ميپرسن چرا ميگه چون اونموقع همه به من ميگفتن بچه تهرون

قابلمه

سهيلا

Wed Jun 22 2005

 

يه روز يه کرم مي افتد تو قابلمه ماکاراني ميگه آخ جون جه بمال بماله

کرم

امير

Wed Jun 22 2005

 

ِيه روز يه کرم ميره تو شرت يه مرد ميگه سلام جد بزرگوار////...

مارمولك

ايمان ومحمد از تهران 1/4/84

Wed Jun 22 2005

 

يه مارمولكه ميره مشهد ميشه مش مولك

سيما

اسماعيل+خاكي+جوي+افغان

Tue Jun 21 2005

 

يك روزي كارگراداره برق ميخاهدبرودروي تير بعدبه كارگر مگويند بالا نري كارگر ميگه چرا ميگه چون سيما لخته بعد كارگره ميگه سيماخانم ياالله

کار بد

مرتضی ازاصفهان-سجزی

Tue Jun 21 2005

 

تركه با دوست دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم

اصالت

مهرداد

Tue Jun 21 2005

 

به تركه ميگن شيري يا روباه ميگه چيه مگه خر چشه

ترک

مسعود رالی

Tue Jun 21 2005

 

به ترکه میکن چنذ سالته میکه 20 سال 40 سال بعذ میکه 20 سالمه میکن 40 سال ثیش کفتی میکه حرف مرد یکیه

ختم

 

Tue Jun 21 2005

 

تركه لباس سياه خاكي پوشيده بود ازش مي پرسن جرا لباس سياه پوشيدي ميگه بابام مرده ميگن جرا خاكيه ميگه جون موقع خاك كردن مقاومت ميكرد

زندگي زنا شويي

پاپتي - پابرهنه

Mon Jun 20 2005

 

زندگي زنا شويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل ...

شبی

رزا

Mon Jun 20 2005

 

یه شب یه ترکه خواب میبینه دعواش شده فرداش با دوستاش میخوابه.

قرص اکستازی

شقایق

Mon Jun 20 2005

 

یه روز یه عنکبوت قرص اکس می خوره پتو میبافه

رشتی

 

Mon Jun 20 2005

 

یک رشتی تو حیاط بچه اش را یک دفعه برت میکنه داخل حیاط همسایه . خانم رشتی : چرا این کار را کردی . رشتی:حق به حق دار میرسد

حکم

امین ابا دانئ

Mon Jun 20 2005

 

ترکه قاضئ مئ شه بهش مئ گن حکم کن مئ گه خشت

برق

 

Mon Jun 20 2005

 

یه روز یه ترکه برقاشون می ره یه کاسه اهنی می بره در خونه لره می گه برق دارید لره می گه حداقل یه ظرف پلا ستیکی می اوردی برق نگیرتت

ماه عسل

بلا

Sun Jun 19 2005

 

تركه مي ره ماه عسل يادش مي ره زنشو ببره

كاندوم

بلا

Sun Jun 19 2005

 

يه بار سرپرست خوابگاه دخترا همه ي دخترا رو جمع مي كنه مي گه: ديشب يه پسر اومده تو خوابگاه همه ي دخترا مي گن:وااااااااااااي يكي مي گه:هه هه هه سرپرسته مي گه:تازه پسره رفته تو خوابگاه يكي از دخترا همه مي گن:وااااااااااااي يكي ميگه:هه هه هه سرپرسته مي گه:يه كاندوم هم پيدا شده همه مي گن:وااااااااااي يكي مي گه:هه هه هه سرپرسته مي گه:ولي كاندوم سوراخ بوده يكي مي گه:وااااااااااي همه مي گن:هه هه هه

اسم ژستعار

ز. امامي 17 ساله از سمنان

Sun Jun 19 2005

 

معافيت جديد در رشت هر كس تك پدر باشد معاف است

سبزه

سحر

Sun Jun 19 2005

 

تركه يه زن سبزه ميگيره سيزده بدر ميندازش بيرون

دانش اموز

عليرضا فرازمند

Sun Jun 19 2005

 

معلم:5تاحيوان درنده نام ببر دانش اموز:2تاببر+3تاشير

نوشابه خانواده

باران

Sat Jun 18 2005

 

يه روز يه آقايي ميره بقالي ميپرسه آقا نوشابه خانواده داريد؟ بقاله ميگه بله . آقاهه ميپرسه : به مجردها هم ميدين؟

ترك

شهناز

Fri Jun 17 2005

 

از يه تركه ميپرسن : _چرا تركها به "ق"ميگن"گ"؟ تركه ميگه: _اون گبلان گبلانا , گديم گديما مي گفتم ,حالا ديگه نمي گيم!!!

همينطوري

IBO از تبريز

Fri Jun 17 2005

 

خروسي به خروس ديگه ميگه كه بيا بريم بازار اون يكي ميگه واسه چي ميگه بريم مرغهاي لخت رو تماشا كنيم

موز

شهناز

Fri Jun 17 2005

 

تركه تو خيابون پوست موز ميبينه ميگه : باز بايد بخوريم زمين!!!

اعتراف

IBO از تبريز

Fri Jun 17 2005

 

يه روز از يه خروس تو زندون مي پرسن واسه چي گرفتنت ميگه از تو جيبم عكس مرغ پيدا كردن

بليط

شهناز

Fri Jun 17 2005

 

يه روز يه تركه 100 تا بليط اتو بوس ميخره ميده به راننده ميگه :اقا دربستي!

ترك

منصوره -مهسا -د- 27/3/84

Fri Jun 17 2005

 

يه تركه ميره سر يخچال درشو وا ميكنه مي بينه ژله داره ميلرزه بعد به ژله ميگه نترس بابا ميخوام پنير بردارم....

خساست

رامین تاری از قائمشهر

Thu Jun 16 2005

 

يك روز يك موشه ميره خونه اصفهانيه از گشنگي ميميره. $$$$$$$$

جوجه

شهناز

Thu Jun 16 2005

 

يه روز 2 تا جوجه با هم قرار ميزارن تا وقتي بزرگ شدن با هم ازدواج كنن ولي وقتي بزرگ شدن ديدن هر 2تا خروس هستن

رانندگي

احسان مومني از راوند كاشان

Thu Jun 16 2005

 

تركه سواره ماشين ميشه به راننده ميگه اقا دو نفر حساب كن.راننده ميگه من كير هم حسابت نميكنم

بهشت و جهنم

علی اصغر علیزاده . از قائمشهر

Thu Jun 16 2005

 

روز قيامت مي شه بعد مي رسه به تركه خدا مي گه تو كه تو اون دنيا شانس نياوردي اينجا بهشت مي خواي بري يا جهنم تركه گوششو مي زاره در بهشت مي بينه سرو صدا نمي ياد بعد گوششو مي زاره در جهنم مي بينه بزنو به كوبه مي آقا من ميرم جهنم بعد مي ره تو جهنم 2 دقيقه وايميسته بعد همه چيز تموم مي شه مي ره مي پرسه مي گه آقا چي شد يارو مي گه پيام بازرگاني بود.

ليسان(نيسان)

شايان عباسي

Thu Jun 16 2005

 

سه تا تركه مي رن امتحان آيين نامه رانندگي به اولي مي گه يه چهار راهه يه نيسان يه آمبولانس يه ماشين آتش نشاني بگو به ترتيب كدوم اول مي ره ميگه ليسان آمبولانس اتش نشاني اولي رد ميشه دومي هم همين را ميگه سومي ميگه آمبولانس ماشين آتش نشاني مرده مي گه آفرين ولي پس نيسان كو تركه ميگه ليسان رفت

رئيس جمهور

اميد سالاري

Wed Jun 15 2005

 

ازيك پسره مي پرسن كه فكر ميكني كي رئيس جمهور كي مي شود مي گويد:مادرم. مي گويند چرا.پسر گفت:چون مادرم قاليباف است!!!

ترك در عكس

مهندس رحيمي

Wed Jun 15 2005

 

ترك جواني كه در خارج مشغول تحصيل بوده عكسش را در حاليكه سوا خري بوده براي والدين خود در ايران ميفرستدو پشت عكس مينويسد . پدر جان اين عكس را در ييلاق رنداخته ام وآنكه در با لا نشسته است عكس من است .

ميله اتوبوس

شايان

Wed Jun 15 2005

 

يه روز يه تركه ميره تو اتوبوس مي بينه همه اونايي كه راست وايسادن ميله اتوبوس را گرفتن. ميگه ولش كنيدخودم مي گيرمش

قد كوتاه

 

Tue Jun 14 2005

 

يه تركه قدش كوتاه بوده كلش بوي جوراب ميگيره

در وصف گل

مجید جعفری از قائمشهر

Tue Jun 14 2005

 

به يك تركه مي گن در وصف گل يه شعر بگو : تركه: در وصف گل؟ گل هوالله هو احد

گلابي خانواده

عسل

Tue Jun 14 2005

 

يه روز يه تركه مي ره ميوه فروشي . توي ميوه فروشي يه كدو تنبل آويزان بوده. برمي گرده به ميوه فروش مي گه : ببخشيد آقا اين گلابي خانواده چنده ؟؟!!!

نمايشگاه نقاشي

نيما

Tue Jun 14 2005

 

يك روز نمايشگاه نقاشي خيلي بزرگي بود تمام مردمي كه براي ديدن تابلو ها اومده بودند همشون به يك تابلوي بزرگي خيره شده بودند در تابلو يك اسب زيباي سفيد در يك منظره زيبا ديده ميشد در همين حين يك توركه وارد نمايشگاه شد به سرعت طرف اين تابلو آمد وديد مردم ميگن عجب اسب قشنگي . ترگه بر مگرده ميگه عجب گاوب گشنگي مردم ميگن اين اسب گاو نيست بازم تركه ميگه گاوب گشنگي مردم دستشونو ميبرن رو اسب ميگن بابا اين اسب تركه ميگه من كه اونو نميگم كه دستشو ميبره روي قاب عكس ميگه عجب گاوب گشنگي

ترك بي لهجه

حامد ذبيحي

Mon Jun 13 2005

 

به تركه ميگن شما هم لهجه داري تركه ميگه نه والله اگه ميخواي بيا بگرد

tork

mehdi

Mon Jun 13 2005

 

يه تركه ميره مكه .مراسم حج بوده ميبينه همه دارن به جايگاه شيطان سنگ مياندازند هرچي ميگرده سنگ پيدا نميكنه شروع ميكنه به فحش دادن/

جمله سازي

ببعي

Mon Jun 13 2005

 

به تركه ميگن با ارتش كوفه جمله بساز ميگه شعرشو بلدم : ارت شگوفه داري مثل گل بهاري

تر ك

 

Mon Jun 13 2005

 

يه با ر يه تر كه خبر دا غ مي شنو ه گو شش مي سو زه

ماچ

 

Mon Jun 13 2005

 

ييك روز گاوي دنبال يك اهو افتاده بود يك دفعه اهو برگشت وگفت : چي مي خواي از جونم . گاو گفت : ماااااچ .

زن

سید علی موسوی

Mon Jun 13 2005

 

یه روز به یه مرده میگن چرا دو تا زن گرفتی میگه میخوام پوسته کنم

دزد

عسل

Mon Jun 13 2005

 

يه روز تركه مي ره مسجد وقتي بر ميگرده مي بينه كفشاش نيست . برمي گرده به خودش مي گه : پي... من كي رفتم ؟!!!!

بزرگترين نون بربري دنيا

عسل

Mon Jun 13 2005

 

يه شب تركه خواب مي بينه كه داره بزرگترين نون بربري دنيا را مي خوره. صبح كه از خواب بيدار مي شه مي بينه لحافش نيست.

آسفالت

محمود 2st

Mon Jun 13 2005

 

يه روز يه تركه سقف خونشو مي خواسته آسفالت كنه آسفالت اضافه مي ياره سرعت گير مي ذاره .

آقا كرمه

حسين نجفلو---قم

Mon Jun 13 2005

 

كرمه ميره توخشتك يك نفرعربه ميگه رخصت پهموون.

دستشويي عربه

رضا از آبادان

Mon Jun 13 2005

 

عبود و جاسم ميرن توالت عمومي عبود از اين دستشويي ميگوزه جاسم از اون دستشويي يك دفعه عبود داد مي زنه مي گه جاسم عزيزم اومدي دستشويي يا اومدي با من بحث كني

اوقات فراغت عربها

رضا از آبادان

Mon Jun 13 2005

 

به جاسم مي گويند شما عرب ها اوقات فراغت خود را چگونه مي گذرانيد ؟ جاسم مي گه هيچ آقام ميگوزه ما براش دست مي زنيم

تركه خر

رضا

Mon Jun 13 2005

 

يه روز بچه تركه برميكرده به باباش ميگه:بابا براچي به ما ميگن تركه خر؟ باباميگه برو يه قابلمه و قاشق بيار بهت بگم بعد بچه اونا رو مياره! بابا شروع ميكنه روي قابلمه زدن بچه سري ميگه بابا در ميزنن باباميگه به خاطر همين كاراست ميگن تركه خر حالا اينو به بر بزار سرجاش بعد برو درو وا كن!!!!!!

فراري...

msd

Sun Jun 12 2005

 

يه روز يه گوسفنده بايه خوروس ويه خره ميخاستند ازمرزفراركنند ميگيرندشون از گوسفنده ميپرسند تو چرا ميخواستي فرار كني ميگه:اينا مارو مسخره كردندماروهم برا عروسي وهم برا عزاشون ميكوشند ازخوروس ميپرسند ميگه اينا كاراشون معلوم نيست يه بارساعتو ميكشند جلو يه بار ميكشندعقب معلوم نيست ما كي بايد قوقولي قوقو كنيم از خره ميپرسند ميگه معلوم نيست ما خريم يا اين تركا؟؟؟

سيب زميني

علي تراب

Sun Jun 12 2005

 

يكروزسيب زميني باباش ميميره ريش ميزاره ميشه گيوي پرتغال تامسونه خودشو ميزنه درو ديوارميگرنش ميگن خودتو واسه چي ميزني ميگه ميخوام پرتغال خو ني شم.

دیوونه

مجتبی

Sun Jun 12 2005

 

يه روز چندتا ديوونه رو سوار هواپيما ميكنند.وسط راه ديوونه هاشروع به سر و صدا ميكند.خلبان كه از دست سر و صداي ديوونه ها كلافه شده بود به سركرده ديوونه ها ميگه برو اونارو ساكتشون كن.بعد از چند دقيقهديگه هيچ صدايي نميشنوه سر كرده ديوونه ها رو صدا ميكنه وميپرسه چرا يهو انقدر ساكت شدند.اونم جواب ميده هيچي. فرستادمشون تو حياط بازي كنند.

گل خرابه ها

رضا از آبادان

Sun Jun 12 2005

 

يك آباداني مي ره پيش خدا مي گه اي خدا قربون بزرگيت چي آفريدي شهر ما را خراب كردن آبروي ما را بردند خدا مي گه كيا آباداني مي گه همين عرب ها خدا مي گه عرب ها!!! من كه نيافريدم بعد مي گه هي شيطان اون گل خرابه ها كه بهت دادم چه كارشون كردي؟

ديوانه

BITA1384

Sat Jun 11 2005

 

توي ديوانه خونه همه ديوانه ها دست ميزنن بجز يكي ميگن حتما خوب شده ببريمش بفرستيم خونه ازديوانه ميپرسن چرا دست نميزني ميگه آخه من عروسم

آدمخوار

TINA1384

Sat Jun 11 2005

 

تو سرزمين آدمخوارها پدر به پسر تمرين آدمخواري ياد ميداد همان لحظه هواپيمائي سقوط ميكنه مردي چاق از هواپيما بيرون ميآيد پسرميگه بابابخوريمش ميگه نه پسرم چربي داره چربي مي گيريم مردي لاغربيرون ميآيد مي گه بابا بخوريمش ميگه نه استخوان داره توي گلو گير ميكنه خانمي زيبا مياد پايين ميگه بابا بخوريمش ميگه نه پسرم ميبريم خونه مامانتو ميخوريم اينو نگه ميداريم

عيد فطر

مصطفي فراهاني -اراك

Fri Jun 10 2005

 

تركه بچه اش پس از عيد فطر بدنيامياد اسم بچه اش را ميزاره پس فطرت

سوسمار

حسين

Fri Jun 10 2005

 

تركه ميره سيرك مي بينه يه مرده دهن سوسمارو باز مي كنه و سرش مي كنه تو دهن سوسماره . به تركه مي گن تو هم مي توني اين كارو بكني . مي گه آره ولي دهنم اينقدر باز نميشه؟؟

آتروپات

faryad_perspolisi

Thu Jun 09 2005

 

به تركه ميگن: نظرت راجع به آتروپات چيه؟ ميگه: راستش يخمك خوشمزه تره

فوتباليستها

faryad_perspolisi

Thu Jun 09 2005

 

به تركه ميگن: سه تا فوتباليست نام ببر. ميگه: علي دايي، علي كريمي، فرار مهدوي كيا

شبكه جوان

faryad_perspolisi

Thu Jun 09 2005

 

از تركه مي پرسن از كدوم شبكه تلويزيوني خوشت مي آيد ميگه : شبكه سه .ميگن : چون شبكه جوان است . ميگه : نه ! چون هميشه سه تا نون بربري اون بالاش داره .!

کارخانه سوسیس

نيسی/هويزه

Thu Jun 09 2005

 

عربی پسرش رافرستادخارج برای تحصيل .بعدازچندسال پسره برمی گرده وپدرش باخوشحالي ازش ميپرسه که پسرم تعريف کن چه ديدی ؟پسره باآب وتاب گفت که عجايب راديدم مثلاکارخانه ای ديدم که گاوبه اين گندگی ازيک طرف وارد ميشه وازطرف ديگر بصورت سوسيس درمياد.پدره که ازديدگاه پسرش ناراحت شده بود گفت اين که چيزینيست.مادروطنمان سوسيس وارد می کنيم وگاوخارج ميشه.

دعوا

فائزه (faezeh)

Thu Jun 09 2005

 

روزي نوشابه سياه با يك نوشابه زرد دعوا مگيرند نوشابه سياه به نوشابه زرد ميگه چي شده هنوز دعوا نگرفته رنگت پريده

چشم

حسين

Thu Jun 09 2005

 

يارو ميره كله پزي كله پزه ميپرسه برات چشم بزارم ؟ يارو ميگه صبر كن تا قائم بشم

معلم

حسين

Thu Jun 09 2005

 

يه معلمي از شاگردش ميپرسه بگو ببينم سطل رو با كدوم ت مينويسن. شاگرد : اگه سطل دسته داشت با ت دسته دار واگه دسته نداشت با ت دو نقطه

شير

 

Thu Jun 09 2005

 

يه روز يه مادره توي اتوبوس داشته بچه اش را شير ميداده بعد بچه هه نمي خورده مادره ميگه اگه شير نخوري ميدمش آقاهه بخوره ها بعداز چند ايستگاه كه مي گذره تركه مي گه خانم اگه مي خواي بدي بخوريم بده و الا پياده شيم.

وضو !

آرش پويا

Wed Jun 08 2005

 

يه تركه اي خيلي محكم وضو مي گرفت و دستاشو محكم به صورتش مي كشيد . ازش پرسيدن چرا اينجوري وضو مي گيري گفت : مي خوام ببينم كدوم گوزي مي تونه اين وضو رو باطل كنه ؟؟!!

esfehani

babi

Wed Jun 08 2005

 

اصفهانيه سوار تاكسي ميشه آخر مسير به راننده ميگه :حاج آقا كرايه ي ما چند شدس؟يارو ميگه 50 تومن اصفهانيه ميگه :چه خبرس اولا كه 40 تومن بيشتر نمي شد بعدشم من 30 تومن بيشتر ندارم حالا اين 20 تومنو بيگر يارو ميشمره مي شمره ميبينه 10 تومنه....

شكم خر

آرش پويا

Tue Jun 07 2005

 

يه تركه اي شكم خري رو پاره مي كنه و ميره توش ! بهش مي گن چرا اينكارو ميكني ؟ ميگه برو داداش بزار تو خودمون باشيم !!!

نوشابه

الهام سلیمی ترکمانچای

Tue Jun 07 2005

 

به يكي ميگن نظرت درباره نوشابه چيه؟ ميگه والله خوبه آب وگاز داره ولي حيف كه برق نداره

 

 

دنبال كردن دختر

مهدى معاش استقلالى

Tue Jun 07 2005

 

رشتيه دنبال يه دختر ميكنه ، ازش جلو ميزنه

كانديد

سامان.ن.....

Tue Jun 07 2005

 

به قزوينيه ميگن به كي راي ميدي. ميگه:به آمپول زن محلمون. ميگن چرا؟ ميگه:آخه زيادي كانديدس.....

پرستار

مهدي

Mon Jun 06 2005

 

يه روز يه لره توي بيمارستان سوار آسانسور مي شه از قضا يه خانم پرستاره هم توي آسانسور بوده پرستاره چشش لررو مي گيره وسينشو واميكنه وميچسبه به لره ميگه ببينم ميتوني يه كاري كني كه من احساس كنم زنم لره هم سريع لباساشو درمياره ميگه ور دار ببر اينا رو بشور

دختر پاكدامن

پاپتي = پابرهنه

Mon Jun 06 2005

 

به رشتيه ميگن تو شهر شما دختر پاكدامن هم پيدا ميشه . رشتيه ميگه : آره . ولي 1000 تومن گرونتره .....

رشتي

ايليا بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

به رشتيه مي گن بدبخت الان زنتو 7نفر اومدن با ژيان بردن . رشتيه كف مي كنه و مي گه بابا ايولا ژيان 7 نفر!!!!!!!!!!

روباه

ايليا بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

يه روز يه تركه داشته مي رفته مي بينه يه روباه مرده افتاده زمين پيش خودش مي گه خدارو شكر كه مرده مگه نه گولم مي زد

كاربن

ايليا بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

يه تركه وقت نداشته نماز ظهر و عصر رو با هم بخونه زير مهرش كاربن مي ذاره

رشتي

ايليا بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

رشتيه با زنش دعواش مي شه بچه هاش و جمع مي كنه و مي گه بياين بريم بچه ها زنش از اون طرف داد مي زنه هي با من دعوا كردي بچه هاي مردمو كجا مي بري

رشتي

ايليا بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

رشتيه زنش ميميره سور مي ده ازش مي پرسن چرا اين كار و كرده مي گه آخه اولين شبيه كه مي دونم زنم كجا مي خوابه

رشتي

ايليا بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

رشتيه زنش بچه دار مي شه مي ره بالاي پشت بومداد مي زنه با تشكر از همكاري بچه محلها!!!!!!!!

رشتيه

ايليا بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

رشتيه زن ايدزي ميگيره بهش مي گن چرا زن ايدزي گرفتي . مي گه مي خوام از اهالي محل انتقام بگيرم

رشتيه

ايليا بلا و بهروز بلا گنبد

Sun Jun 05 2005

 

رشتيه مي ميره مي برنش جهنم با يه تركه هم سلول ميشه تركه مي گه ببينم تو چطوري مردي ميگه من رفتم خونه ديدم هيچ مردي خونمون نيست زنم هم تو آشپزخونه داره آشپزي ميكنه همين شد كه از خوشحالي سكته كردم . تركه ميگه :خوب پدر صلواتي در يخچالو باز مي كردي نه من مي مردم نه تو .

اردل و بامشاد

دنيا

Sun Jun 05 2005

 

يك روز به بامشاد خبر ميدن كه مژده حامله است بعد بامشاد گفت اي اردل نامرد

تلفن عمومي

سهيل

Sat Jun 04 2005

 

يه روز تركه تو تلفن عمومي بوده شماره ميگيره ميگه الو ببخشيد اونجا 2222222 هستش لطفا زنگ بزنين اتش نشاني دستم تو شماره 2 گير كرده

موشيك باشهرشدعواكرد

عليرضا

Sat Jun 04 2005

 

خانم موشه با شوهرش دعوا كرده بود رفت دارو خانه مرگ منه داريد

تركي

dj رضا

Fri Jun 03 2005

 

يه روزيه تركه يه ماهي ميگيره ماهي تودستش تكون ميخوره ميندازش تواب بعدميگه اونجابمون تاخفه شي

تركي

xxx

Thu Jun 02 2005

 

يه روز به يه تركه ميگن جوك جلو صف اتوبوس و شنيدي ؟ ميگه منم اخر بودم نشنيدم

تفاوت

مملي: جهرمي

Thu Jun 02 2005

 

فرق بين عينك و فيلم سوپر:عينك را اول ميزنن بعد مي بينند ولي فيلم سوپررا اول ميبينن بعد ميزنن

رستوران تركي

مهدي

Thu Jun 02 2005

 

يه روز يه تركه رستوران مي زنه اما زود برشكست ميشه چون ظهرها رستوران رو مي بنده براي ناهار خونه يره

اب چرخ كرده

هانيه درياسفر از ابادان

Wed Jun 01 2005

 

يه روزيه عربه ميره حمام وقتي دوش رو بازميكنه ميگه جل الخالق گوشت چرخ كرده ديده بوديم اما اب چرخ كرده نديده بوديم

قطره چكان

morteza

Wed Jun 01 2005

 

اسپانياييهابه قطره چكون مي گن ميچلوني ميچكونه

انبر

morteza

Wed Jun 01 2005

 

رشتيها به افتابه ميگن انبر به سيفون ميگن اندك به چاه توالت انگور به كمربند ميگن خط كسري بالا صورت پايين مخرج

راه پیمایی

حامد

Wed Jun 01 2005

 

تركه ميره راه پيمايي-ميبينه شلوغ برميگرده خونه

لاک پشت

 

Tue May 31 2005

 

یک روز به یک لاک پشت می گویند چرا نماز نمی خوانی میگوید اخه لاک دارم.

فاميل دور

مازن هيورىبجه شوش دانيال ساكن عراق كوت حى

Tue May 31 2005

 

يه تركه سر قبر يكى نشسته بوددستاش رو مثل سايبان رو جشاش كرفتهبود و دور دورا رو نكاه مىكرد و كريه مىكرد علت رو مىبرسن ميكه كه يكى از فاميلهاى دورم مرده

زن رشتیه

مجید

Mon May 30 2005

 

ِِيك روز مامور امار در منزل رشتيه ميايدو از او مي پزسد شما چند نفرهستيد زن رشتيه نگاهي به مامور آمار مي كند ومي گويد شما چه كار داريد ما چند نفريم شما چند نفريد؟

بلال

Alen Dolen

Mon May 30 2005

 

تركه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

كم رنگ

محمد و علي شوش

Mon May 30 2005

 

به عربه ميگن از چه رنگي خوشت مياد , ميگه كم رنگ

50*50

محمد و علي از شوش دانيال

Mon May 30 2005

 

يه شب فيل و مورچه ميرن 50*50 ميبين كه مورچه ه داره از گردن فيل ميره بالا بهش ميگن كجا ميگه بذار حالا يه لب تو لبي بريم

غضنفر

مر يم

Sun May 29 2005

 

به يكي ميگن با فرشاد جمله بساز ميگه روح غضنفر شاد

شب اول قبر

پريسا

Sun May 29 2005

 

تركه ميميره شب اول قبر 62 تا فرشته ميان بالا سرش دو از فرشته ها سوال ميكردن 60 تاي ديگه حاليش ميكردن :))

زبان لري

علي ازشوش

Sun May 29 2005

 

از لره ميپرسن لري چجور زباني ميگه فارسي رو ديدي برين توش ميشه زبان لري

لات

محمد

Sat May 28 2005

 

يه لرميادتهران سركوچه يه مرده وايساده بود بهش ميگه لات محل توي ميكه اره لرميگه ريز ميبينمت لات يه مشت مزنه به جشم لر ,لرميگه ديگه هيچ نميبينمت

بعد مرگ

ابوذر ورزنه

Fri May 27 2005

 

به رشتيه ميگن اكبراقا تو خونه شماست ميره رو ديوار داد ميزنه اي واي تا حالا اكبر اقا را لخت نديده بودم

غیرت.

مهدی پیرایش

Fri May 27 2005

 

به ترکه میگن ساعت داری .میگه ساعت ندی کیشی ادامون گرک غیرتی اولا.

انگور

پاپتي = پابرهنه

Fri May 27 2005

 

رشتيها به توالت ميگن انگور . ( ان + گور )

كريم عشقي

عقيل اسماعيلي

Thu May 26 2005

 

يه يا كريم با يه مرغ عشق ازدواج مي كنه بچه شون كريم عشقي در ميآد !

شطرنج

حسن

Thu May 26 2005

 

تركه رييس فدراسيون شطرنج ميشه ميگه فيل نميتونه اسب رو بزنه خر هم بازيه

شغل

دنيا

Thu May 26 2005

 

يه روز از يه لره ميپرسن شغلت چيه ميگه پليس مخفي كه خودش و لو نميده

گردنبند

پاپتي = پابرهنه

Thu May 26 2005

 

بچه رشتيه به مامانش ميگه : مامان اين گردنبند كه گردنته بابا برات خريده . مامانش ميگه : برو بچه . من اگه به اميد بابات مي نشستم الان تو رو هم نداشتم....

جمعيت آبادان

پاپتي = پابرهنه

Wed May 25 2005

 

به آبادانيه ميگن : جمعيت آبادان چقدره .. ميگه : با دهاتهاي اطرافش 70 ميليون نفر ( توضيح : همه ايرانو دهات حساب كرده ... )

پستاندار پرنده

پاپتي = پابرهنه

Wed May 25 2005

 

به عربه ميگن , يه پستاندار پرنده نام ببر . ميگه : مهماندار هواپيما

جيگر

منصور

Wed May 25 2005

 

پسربه پدرش گفت:بابامگرجيگر پادارد پدر گفت :نه پسرم جيگر كه پاندارد پسرگفت:پس چراديشب مي گفتي جيگرپاهات رابازكن

JJ34

ALIREZA

Tue May 24 2005

 

اگه گفتيد چطوري ميشه يك زير درياي اتمي را غرق كرد ؟؟؟؟؟؟؟ هيچي بايد در بزنيم و تتندي فرار كنيم !!!!!

پایتخت

ali95

Tue May 24 2005

 

به ترکه میگن بزرگترین آرزوت چیه میگه تبریز پایتخت شه اونوقت به ماهم میگن بچه تهرون

جمله سازي

nasrin

Tue May 24 2005

 

به يه تركه ميگن با انجير و زنجير جمله بساز ميگه adam اگه شانس داشته باشه زنجيرش مياد اگه شانس نداشته باشه انجيرش مياد.

روسری

S KD

Tue May 24 2005

 

ِ1 روز 1 مار روسری سرش کرد رفت بِِِِِِِیرون ازش پرسیدن چرا روسری سرت کردی ؟ گفت من کبری هستم

حاجی

الناز

Mon May 23 2005

 

یه روز به یه ترکه میگن اولین کسی که رفت مکه و حاجی شد کی بود میگه حاج زنبور عسل

دیوار

 

Mon May 23 2005

 

يه تركه ميخوره تو ديوار مي گه ببخشيد

پاي لنگ

پپه خان

Mon May 23 2005

 

يك روز زني داشت لنگ لنگان توي خيبان راه مي رفت بهش گفتن خدا بد نده گفت خدا بد نداده خودم بد دادم

 

يك روز يك خانم خوشگلي مي خواست تاكسي بگيره ! ميره جلوي راننده خم ميشه ميگه : آقا ببخشيد ستارخان مي خوره ! راننده جواب داد : چرا ستارخان بخوره خودم ميخورم عزيزم...!

مشهد

مصطفي محمدي

Sun May 22 2005

 

عربه ميره امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حفو تكرار كرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار هواسش به ما باشه

پرتغال خوني

م . ام ازقم

Sun May 22 2005

 

يك روزتركه پرتغال وميزنه به ديوار بعد ميخوره بهش ميگن چرا اينكارو كردي ؟ ميگه ميخام پرتغال خوني بخورم .

شنگول و منگول

NISTI_TITANIC

Sun May 22 2005

 

يه روز گرگه ميره درخونه شنگول و منگول ميگه منم مادرتون درو باز كنيد يه هو يه بجه شير درو باز ميكنه ميگه شيش مابيش اسباب كشي كردن

قنوت

امیر

Sun May 22 2005

 

ِِیک روز یه ترکه درحال نماز مشغول قنوت نمازبود که دیستان خود را بر عکس جلو روی خود گرفته بود علتش را ÷رسیدن گفت می خواهم ببینم از بر میتوانتم بخوانم

استخر

محمود فاتحی شیراز

Sat May 21 2005

 

لره میره استخر شنا کنه اهنگ تایتانیک میذارن جو میگیره غرق میشه

زلزله

A.GH

Sat May 21 2005

 

يه رشتيه زنش رو ميذاره توي كارتن روش مي نويسه كمك جنسي و ميفرسته بم.

جلوگیری از بارداری طلا شیراز

 

Sat May 21 2005

 

به رشتیه می گن برای جلو گیری از بارداری شما چی کار می کنید؟ می گه والا ما صبح ها که از خونه بیرون می ریم در ها رو قفل می کینم

معجزه

مصطفي- بيرجند- مدرس

Sat May 21 2005

 

رشتي ميره جبهه بعد كه بر ميگرده دوستاش ميگن اون جا معجزه هم ديدي ميگه هان پشت سنگر داشتم كف دست ميزدم امدم خانه ديدم زنم حامله شده

آزمايش

مليكا

Sat May 21 2005

 

يه روز يه خانم پرستار مي خواد از يه اقا آزمايش گروه خون از انگشتش بگيره ولي خون تو سرنگ نمياد پرستار انگشت را مي مكد بعد آقا ميگه ببخشيد شما آزمايش ادرار هم ميگيري؟

روز تعطيلي

مهندس رحيمي

Sat May 21 2005

 

روزي ديوانه اي را ميخواهند آراد كنند..اراو ميپرسند ..موتور سواري روز چمعه به پيك نيك ميرود.تصادف ميكند وسر او كنده ميشوواو سر خود را برميدارد و بداروخانه ميرود و دوا ميخرد و سرخود را د .ميچسباندوسوار ميشود وميرود ..حالا كجاي اين داستان درست نيست؟ وديوانه ميگويد معلوم است روز هاي جمعه داروخانه ها تعطيل است.

هواشنشاسي

احد از سنندج

Sat May 21 2005

 

يه روز تركه ميره اداره هواشناسي به يكي ازكارمنداش ميگه اقا امروزهواخيلي خوب بوددستتون درد نكنه"

جو تهراني ها

نسيم محمودزاده

Sat May 21 2005

 

روزي يك تهراني با همسرش در تختخواب خوابيده بود وبعد او را جو گرفت همسرش را از پنجره انداخت پايين

تقدیم به ترانه خانوم

از طرف علی daje_2005

Fri May 20 2005

 

يه روز يه تركه ماشين مي خره پشتش مي نويسه يا زهرا ياهيچكس.

وضو

سگ سيبيل

Fri May 20 2005

 

يه روزميبينن كه يه تركه شديدداره وضومي گيره بهش مي گن چرااينجوري وصومي گيري ميگه اخه ميخوام ببينم كدوم گوزي ميخوادوضوي مراباطل كند.

قمی

تتو

Fri May 20 2005

 

یه بار دوتا قمی میخورن به هم میشن قمقمه.

پیامبر زن

sad

Fri May 20 2005

 

به ترکه گفتن پیامبر زن نام ببر گفت پیامبر اکرم

معتاد

موصيوازتهرون

Fri May 20 2005

 

به يه معتاده ميگن چرانمازنمي خووني ميگه اونجايي كه ميگن اياكنعبدو.....كي حالداره بدوه

جوجه

رامين و علي اكبر

Fri May 20 2005

 

يه بار سه تا جوجه از تخمشون بيرون ميان , يكيشون تهراني , يكيش اصفهاني و اون يكي كرمانشاهي.وقتي به دنيا ميان تهرانيه ميگه : جوك,جوك,جوك.اصفهانيه ميگه جيكست,جيكست,جيكست.بعد كرمانشاهيه ميگه:خدات جيك , پيغمبرت جيك,21 روز بدون ملاقات.

تظاهرات

زهرا-ه ازقم

Fri May 20 2005

 

يك روز ترك ها گفتند چرا اين فارس ها به ما مي گويندخر . رفتند تظاهرات عليه فارس ها و شعار دادند:ترك ها همه دلاورند فارس ها همه تركًَ خرند.

بیژن

آرش نادری راد از سمنان

Thu May 19 2005

 

به یه معتاد میگن شما معتادی میگه نه به خدامن ژن دارم

اگه مامان و بابا نداشتی...

فربد

Thu May 19 2005

 

يه روز مدير مهدكودك به يكي از بچه ها ميگه:تو مامان داري؟ميگه نه ! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟!

ايدز

علي -سناتور از قم

Thu May 19 2005

 

تركه پرتغال خوني ميخورد ايدز ميگيره

شب جمعه

mjdrastar

Thu May 19 2005

 

يه پيرزنه روز سه شنبه واميسه سر خيابون منتظر تاكسي صدا مي زنه نماز جمعه .... يه تاكسي واميسه مي كه مادر جون امروز سه شنبه اس واسه چي مي گي نماز جمعه.... پيرزنه مكث ميكنه بعد مي گه اي نامرد بازم ديشب كلاه سرم گذاشت !!!!

ترك

mjdrastar

Thu May 19 2005

 

يه روز يه تركه دنبال يه دختره راه مي افته ازش مي زنه جلو

كرم

 

Wed May 18 2005

 

يه روز دو تاگرجه با هم داشتن ميرفتن بعد يه كاميون از روي يكيشون رد ميشه اون يكي به ديگري ميگه رب جان پاشو بريم

لره لر

مصطفي از تهر.ان

Wed May 18 2005

 

يه روزبه يه لره مي گن چندتاازشخصيت هاي شهرتون نام ببرميگه هيتلر.سوفيالره.لرل هاردي

رشتی

سیاوش خفن از گلکوب شیراز

Wed May 18 2005

 

رشتیها به توالت میگن زورخونه

اسمت چيه

حامد از قم

Wed May 18 2005

 

يه روز يه تركه ميرسه به يه خانم ميگه اسمت چيه ميگه من شروين هستم ولي صدام ميكنن شري بعد زن ميگه اسم شما چيه ميگه من چراغعلي هستم ولي صدام ميكنن لامپ

شش كوچولو

يه دختر خوب

Wed May 18 2005

 

يه روز از يه تركه مي پرسن اسمت چي مگه حمزه اما تو خونه صدام ميكنن شش كوچولو.

ديوار

مهسا

Wed May 18 2005

 

يه روز روي يه زنه رشتيه ديوار مي افته شوهرش ميگه فقط ديوار روي تو نيفتاده بود كه اقتاد.

حسن

الما شیراز

Tue May 17 2005

 

رئس تیمارستان :اسمت چیه؟ دیوانه:حسن رئس تیمارستان:اسم بابات چیه ؟ دیوانه:حسن - این که نمی شه هم اسم تو حسن باشه هم اسمه بابات؟ _تو خونه ما همه اسمشون حسن جز برادرم حسین که اسمش اصغره

خواننده؟؟؟

مهندس رحيمي

Tue May 17 2005

 

رني به شوهرش ميگويد بيا اين در را درست كن يا اين لوله آب را تعمير كن يا اين لامپ برق ذا عوض كن .مرد ميگويد مگر من نجارم يا لوله كشم ويا برقكشم ...پس از چند روز مرد بخانه ميايد وميبيند كه همه چيز درست شده است از زنش ميپرسد كي اينهارا درست كرد و زن ميگويد پسر همسايهو در مقابل ازمن خواست يا براي او آواز بخوانم ويايك ساعت با او بخوابم و مردميگويد حتما تو هم براي او آواز خواندي وزن ميگويد مگر من خواننده ام........؟

اصفهانی

سیاوش خفن از گلکوب شیراز

Tue May 17 2005

 

يه روز يه موش ميره خونه ي يه اصفهاني سو هاضمه مي گيره ميميره

امکانات کم

مهرداد_ تهران_خسرو جنوبی

Tue May 17 2005

 

یه روز به یه ترکه میگن چراترک شدی ؟ می گه امکانات نبود میگن پس چرا لر نشدی؟ میگه امکانات اونقدر هم کم نبود

ميخ

 

Tue May 17 2005

 

يه روز ِِِية تركه يه ميخ رو برعكس داشته ميزده به ديوار دوستش سر ميرسه ميگه اشك جان اين ميخ كه مال اين ديوار نيست كه؟مال ديوار انوريه

اصفهانی

سیاوش 22

Mon May 16 2005

 

يه روز يه اصفهاني موز ميخوره معده اش تعجب ميكنه

فضول

معين6752

Mon May 16 2005

 

يه روز به يك فضولي ميگن مي خوان نصف دنيا روبدن بتم!فضوله ميگه نصفه ديگشو به كي ميدن؟

ترك خر

محمد ف

Sun May 15 2005

 

يه تركه داشت خرشو مي زد يه يارو گفت چرا خرتو مي زني ؟ گفت دخالت نكن دعوا خانوادگيه . به يه تركه ميگن با اداره جمله بساز . ميگه اٌٍ مينا داره مياد .

ساندويچ

ميثم

Sun May 15 2005

 

يه روز يه نفر ميره تو يه ساندويچي ميگه اقا يه ساندويچ بدين ولي زيرش خيار شور نذار مرده ميگه خيارشور نداريم ميخواي گوجه نذارم

مجلس شوراي رشت

كفتار

Sat May 14 2005

 

در رشت مجلسي برپا شد , نتيجه اين شد كه مادر گرامي 2پدر كافي است

ازدواج

 

Sat May 14 2005

 

يك روز يتركه ميره يزن سياه ميگيره ازش مي پرسن چرا رفتي زن سياه گرفتي ميگه براي روزهاي عزاداري

روغن جت

ASAL AZ ESFAHAN 601

Sat May 14 2005

 

يك روز دو خلبان مي خواستند مست كنند . ديدند در هواپيما چيزي ندارند . يكي از خلبان ها گفت : شنيدم با روغن جت هم مي شود مست كرد . بعد روغن را خوردند و كارشون را كردند . فردا خلبان به اون يكي خلبان زنگ مي زنه مي گه : تو حالت خوبه . ميگه : آره . بعد مي گه : نگوزي ها . ميگه : چرا ؟ ميگه : من گوزيدم . الان بندرعباسم

كره جاف

 

Fri May 13 2005

 

گروهي كوهنوردبعدازچندسال موفق به فتح قله اورست ميشن وقتي بالا مي رسن سه نفركردجاف رامي بينن اونجانشستن بهشون مي گن شماكي اومديد ميگن "ايم هرروژ تيم اير بوقنير"

ترك ترسو

ابوسعيد قلي پور

Fri May 13 2005

 

به يك تركه مي گن شما به دايوناصر چي ميگين.ميگه ماغلط مي كنيم چيزي بگوئيم

مگس و بچه اش

آرمين

Fri May 13 2005

 

مگس و بچه اش ميروند روي يه سر طاس مي نشينند بچه مگس تشنه اش مي شود از مادرش آب مي خواهد مگس ميگه تو اين كوير خشك از كجا آب بيارم

پشه

ناني

Fri May 13 2005

 

يه پشه مي افتاده داخل سطل زباله مي گه منو اين همه خوشبختي محاله محاله

طريقه استعمال ميل لنگ

 

Fri May 13 2005

 

در زمان جنگ و شغال ايران، آمريكاييها تعدادي لوكوموتيو ديزل جهت حمل محمولات وارد ساختند. يك روز از طرف كارخانجات راه‌آهن يك ميل لنگ نخراشيده و نتراشيده را روي دوش چند باربر گذارده و با يك گزارش بلند و بالا به اداره جريه راه‌آهن فرستادند و رئيس كارخانجات نوشته بود كه ما از طريقه استعمال اين ميل‌لنگ اطلاعي نداريم. خواهشمنديم طريقه استعمال آن را مفصلا براي ما بنويسيد. رئيس اداره جريه ميل لنگ را با دو باربر به كارخانجات راه‌آهن بازگرداند و طي يادداشتي اعلام كرده بود طريقه استعمال آن به پيوست است. سپس در ميان قوطي كوچكي مقداري وازلين به ضميمه فرستاده بودند!

خدا

مهندس رحيمي

Thu May 12 2005

 

مرد وارد دهي شد و گفت من خدا هستم. مردم باو گفتند چند روز قبل يكي آمد اينجا وگفت من پيغمبر م وما اورا كشتيم واين مرد گفت خوب كاري كرديد او را من نفرستاده بودم.

adamkhur

naeem

Thu May 12 2005

 

يه روز يه ادم خور با بچه اش ميريه تا بهش ادم خوردن ياد بده به يه خانم چاق ميرسن ميگه بابا اين را خورد ميگه نه اين را خورد ما هم چاق شد به يه خانم كثيف ميرسن ميگه بابا اين را خورد نه اين را خورد مريض شد به يه خانم خوشگل ميرسن ميگه بابا اين را خورد بابا بعد از مكثي نه نه اين را برد خانه مامان را خورد

تركه

 

Thu May 12 2005

 

يه تركه داشته ميرفته ميافته تو جوب آب براي اينكه سه نشه صداي قوطي در مياره

دكتر بد چشم

ليلي

Thu May 12 2005

 

يك روز يك زن ميره پيش دكتر ميگه آقاي دكتر من از دست اين سينه هاي بزرگ خسته شدم بعضي وقتا ميخوام بندازم جلوي گربه بعد دكتره ميگه ميو ميو

عروسي

امير تهران

Wed May 11 2005

 

ميخه ميره عروسي قر ميده پيچ ميشه

مارمولك

في في

Wed May 11 2005

 

يه روز يه مارمولكه ميره قزوين ميشه انگولك.

حمام

جيهاد جامعى از سليمانى

Wed May 11 2005

 

تركه رفت حمام دررونبند:براى اين كه از سوراخى در نكَِانكنن.

رشي

 

Wed May 11 2005

 

هرشتيه وقتي مبنه بچه دار نمي شه محلهاش را عوض مكن

غنچه

حسام خرزور

Wed May 11 2005

 

تركه با يه خانم چاق رفيق ميشه بهشميكه اسمت چيه؟ميگه غنچه.تركه ميگه ايلده وا بشي چي ميشي.

سا ندویج

یاشار جوذی ازبندرعباس

Wed May 11 2005

 

يكروز يبندري ميره ساندويچي با باباش يساندويچ بوخوره بعدازخوردن باباه مگه خوش مزه بود اونم ميگه اره فقط يكم مزيه روزنامه ميداد

الاغ

A.A

Tue May 10 2005

 

يه روز يه تركه ميره سينما اسم فيلم هم كلاه قرمزي بود تركه ميره كنار داخل سايه ميشينه . فيلم شروع ميشه كلاه قرمزي ميگه : سلام الاغ عزيز****حالت چطوره . تركع ميگه اب پدر سوخته تو تاريكي هم هستم منو ميبينه

داماد

xelilkemal@yahoo.com

Tue May 10 2005

 

به لره ميگن:.. دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه..

ازدواج

hadi_late

Tue May 10 2005

 

يه روز يه مورچه با يه فيله ازدواج ميكنه بعد از مدتي فيله ميميره مورچه بالاي سر فيله ميگه واي بد بخت شدم حالا ديگه بايد تا اخر عمرم قبر بكنم

شمشیر

جمال2005-از اصفهان

Tue May 10 2005

 

به ترکه می گن با شمشیر جمله بساز می گه؟ -فدات شم،شیر خوردی؟

بي نمك

ميسا از كازرون

Tue May 10 2005

 

يك روز دو تا گيلاس با هم دعوا مي كنند يه گوجه سبزي مي اد وسط مي گن سيده ها دخالت نكنند

ريش بزي

حسام خر زور

Tue May 10 2005

 

تركه ريش بزي ميذاره گرگه ميخوردش.

ماه عسل

مليحه.ج

Mon May 09 2005

 

يك بار يك تركه اي ميره ماه عسل يادش ميره زنشو ببره.

عرب

 

Mon May 09 2005

 

يه روز عربه ميفته استخر آب زنگ ميزنه

آباداني

محسن

Mon May 09 2005

 

حمله لو ميره مجبور ميشن همه عقب نشيني كنن آبادانيه كه خيلي حالش وخيم بوده تا يه جاهايي خودشو ميرسونه بعد كاپشنو عينك ريبن شو در مياره ميگه كا شما خودتونو برسونين پشت خط من ديگه نميتونم بيام

ژاپني

 

Mon May 09 2005

 

ژاپني ها به گوساله ميگن ني ني گاوا

تقذيم به ساناز

سعيذه

Mon May 09 2005

 

يه روز يه ميره بيمارستان بهش ميگن همراه داري ميگه0917..........

چيني

پوريا اذ كازرون

Mon May 09 2005

 

يه روز دوتاچيني بهم ميخورند ميشكنند

زلزله و ترك

 

Mon May 09 2005

 

تركه زنگ ميزنه دفتر رياست جمهوري مسئوليت زلزله بم رو بعهده ميگيره

رشتيه

محسن

Mon May 09 2005

 

به رشتيه گفتن شما به گوساله چي ميگين گفت صبر ميكنيم بزرگ كه شد بش ميگيم گاو

اسم نداره

ساناز از كازرون(كازرلند سي تي)

Mon May 09 2005

 

از تركه مي پرسن به نظر شما اين همه فساد در جامعه تقصير كيه؟ميگه:والله ما كه تو اين چيزا نيستيم ولي تقصير هر كي هست انشا اله اون دستشم چلاق بشه

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:50  توسط َAHJ  | 

به نام خدا

حسن جميله و سعيد كله گنده و حبيب پتي

مهران . عباس. مهدي .حبيب پتي . مهسا . مرجان . فهيمه ..محسن .پسرخالمون .. سعيد پسر داييمون .. كريم كافر

Fri Jul 29 2005

 

يه روز يه تركه ميافتد تو جوب باسه اينكه ظايع نشه صداي قوطي در مي آره ...........

مار

اصغر روغني

Fri Jul 29 2005

 

به مارميگن تاحالا عاشق شدي ...ميگه 10سال ازگار بدبختي كشدم هجران ديدم ...ميگن آخررش چيشد ...ميگه ديم شلنگه ...........

بادمجون

شهريار ايثاري

Fri Jul 29 2005

 

پيرزني ميره پيش دکتر و دکتر براي سربه سر گذاشتن او مي گه خانم شما حامله هستين. پيرزن تعجب مي کنه و مي گه : آقاي دکتر من هفتاد سالمه و شوهر هم ندارم . آخه چطور ممکنه؟ دکتر مي گه همين الان از منشی من وقت آقاي دکتر ...را بگيريد تا ايشان هم مجددا شما را چکاپ کند. همين که پيرزن از مطب بيرون مي رود دکتر به دوستش زنگ مي زند و باو مي گويد من همچين حرفي باو زدم تو هم آن را تاييد کن! وقتي که پيرزن به مطب دکتر دوم مي رود ، دکتر دوم هم گفته دکتر اول را تاييد مي کند. پيرزن با تعجب مي گويد : عجب دوره و زمانه اي است ! ديگه با بادمجون هم نمي شود اعتماد کرد!!!

تركه

حسن&مازيار

Fri Jul 29 2005

 

تركه شب خواب مي بينه دعواش شده فردا شب با دوساش مي خوابه

پسر سر به زير

الهام2020

Thu Jul 28 2005

 

يك روز يه پسر سر به زير به اسمون نگاه ميگرده يه ستاره بهش چشمك ميزنه سرسو پايين ميكنه ميگه×استغفرال..×

ترک

مجتبی .ب

Thu Jul 28 2005

 

يه تركه نگاه تو اب ميكنه ميگه جلال خالق تا حالا اسب ابي ديده بوديم اما خر ابي نديده بوديم

چطور مگه؟

شهريار ايثاري

Thu Jul 28 2005

 

به ترکه گفتن حالا شما راستي راستي ترک هستي؟ ترکه گفت چطور مگه ؟ "بار" داري

مشکي

شهريار ايثاري

Thu Jul 28 2005

 

ترکه عاشق سياه پوست بي ريختي مي شه ازش مي پرسن : تو که اين قدر سفيدي چرا عاشق اين سياه پوست بد قيافه شدي؟ ترکه مي گه : آخه مشکي رنگ عشقه!!!

هلو

شهريار ايثاريَ

Thu Jul 28 2005

 

ترکه يه خوشه ي انگور دستش بوده هي يه دونه يه دونه انگور ها را مي خورده. دوستش که داشته اين صحنه را تماشا مي کرده ميگه : بابا يه دفعه يه مشت انگور بريز تو دستت بعد يهو بريز دهنت . ترکه مي گه : هه مگه هلو ئه ؟!!

بي هوا

شهريار ايثاري

Thu Jul 28 2005

 

ترکه بی هوا مي ره تو اتاق خفه مي شه

كار دولتي

كتي جون

Wed Jul 27 2005

 

به تركه مي گن نظرت راجع به خانه عفاف چيه ؟ مي گه خيلي خوبه زنم يك كار دولتي پيدا كرده

قالب يخ

علي رضا جيگر

Wed Jul 27 2005

 

يروزيك تركه ميره يخ ميخره بعدن ميرسه به خونش بعدن هي دوريخرو نگاه ميكرد بعدبهش ميگن چرانگاه ميكني ميگه تولسگ يخ داده يخه سوراخه

واژه نامه ..... ها (1)

شهريار ايثاري

Wed Jul 27 2005

 

کشتي ------- تشخيص و کفتر دمپايي ----- نفر بر سگ --------- پارس خودرو چاقو ------- تو دل برو مسلسل ------ حيدر آفتابه ----- منشور چنگال ----- يکي بود يکي نبود آينه ------- من درش پيدا شيشه ------- آن ورش پيدا

مرغ خسيس

علي ظريف

Wed Jul 27 2005

 

به مرغه ميگن برايه چي تخم نمي زاري مي گه بخاتره60تومان هيكلمو خراب كنم

جوجه

اميد از اهواز

Wed Jul 27 2005

 

يه روز دو تا جوجه به هم قول ميدن كه با هم عروسي كنن وقتي بزرگ مي شن ميبينن دوتاشون خروسن

تابستان

ح زماني قوچان

Tue Jul 26 2005

 

يك شب تابستان دوتا كرده ميرن بالاي پشت بام بخوابند بعد از مدتي دعواشان ميشه وقتي همسايه ها ميرن مي بينند براي اينكه كدومشون وسط بخوابند دارند دعوا ميكنند

شهيدان جهنم

مهدي (زرند)

Tue Jul 26 2005

 

يه روزتوي جهنم بمب ميزارن چندنفرشهيدميشن مي برشون توي بهشت

پدر

سجاد-ي (زرند)

Tue Jul 26 2005

 

يه جيرفتي پدرش فوت ميکندبهش ميگن چجورپدري بودجيرفتييه ميگه هي اي پدري نبي سگي بي

بسیجی

مهدی

Tue Jul 26 2005

 

به بسیجی می گن ساعت چند است می گه هرچی آقا بگه

ترك

 

Tue Jul 26 2005

 

يك روزيك بچه به بابا ش ميگه چرابه ما مي گن ترك باباش گفت برويك قابلمه ودوتاقاشق بياروقتي كه اوردپدرشروع كردبه زدن روي قابلمه درهمين حال بجه مي گه بابادرميزنندپدرميگه بخاطرهمين به ماميگن ترك حالا تواينهاروببرمن برم دروبرم بازكنم

مرغ

الهام

Tue Jul 26 2005

 

ب مرغه مي گويند جان بچه ات را قسم بخور ميگه به تخمم

سوسک

مهندس فیروزه

Tue Jul 26 2005

 

یه روز دو تا سوسک با هم ازدواج میکنند برای ماه عسل میروند فاضلاب

شاگرد زرنگ

الهام2005

Tue Jul 26 2005

 

يه روز مامان از بچه اش مي پرسه پسرم امروز چند تا 20 گرفتي بچه ميگه يكي مادر ميگه از چه درسي بچه ميگه از رياضي7 از علوم8 از املا 5 7+8+5=20

پولكي

 

Tue Jul 26 2005

 

يه تركه ميره اصفهان پولكي ميخره وقتي ميخوره ميگه ايلده چيبس شيرين نديده بوديم

آب یخ

شهريار ايثاري

Tue Jul 26 2005

 

مرد جهنمي مي ره دم ديوار بهشت به بهشتي يه مي گه يه ليوان آب يخ بده. بهشتي يه آب نمي ده. مرد جهنمِي ميگه باشه ! ده دقيقه ديگه تو هم مي آيي دنبال آب جوش آن وقت من هم بهت نمي دم !!!

رستم

شهريار ايثاري

Tue Jul 26 2005

 

يه ترکه اسم بچه شو مي زاره ""رستم"" مي ترسه صداش کنه.!!!

سوسمار

شهريار ايثاري

Tue Jul 26 2005

 

ترکه مي ره سيرک، ميبينه که مرد مرتاض دهن سوسمار را باز کرده و التش را در دهان سوسماره مي گذاره و دهن سوسمار را مي بنده و وقتي که دهن سوسمار را باز مي کنه، همه مي بينن که آلت مرتاض سالم مونده. مرتاض به مردم مي گه : کي ميتونه اين کار رابکنه؟ ترکه مي گه : "من" ولي من دهنم به اندازه سوسماره باز نمي شه!!!

مموشی

شهريار ايثاري

Tue Jul 26 2005

 

ترکه با چند بچه سوسول در يک مهماني نشسته بودند، يکي از پسرها مي گه : سگ من را هيچ سگي حريف نيست ترکه ميگه بندازش پيش مموشی من تا ببيني کدومشون قوي ترند. وقتي سگ بزرگ را در اتاق مموشی مي اندازند چند دقيقه بعد لاشه سگ از اتاق بيرون مي افتد پسر ديگر ميگه سگ من اون مموشی ات را درسته قورت مي ده.... سگ دومي هم به سرنوشت سگ اول دچار مي شه. پسر ها مي گن مگه اين مموشی شما چه جوری يه ؟ در اتاق را باز مي کنن و ميبينن که يک سوسمار در اتاق است . به ترکه مي گن : اين که سوسمار است! ترکه مي گه والله ما نمي دونيم اسمش چيه. ما تو ي خونه بهش مي گيم " مموشی"

كاندوم مشكي

رضا شمس ابادي-نيشابور

Tue Jul 26 2005

 

يارو ميره دارو خانه مي گه:اقا كاندوم مشكي دارين.بنده خدا ميگه داريم ولي واسه چي مشكي مخواي ميگه اخه پدر زنم فوت كرده شب مي خوام به زنم تسليت بگم.

تركه

زماني از قم

Tue Jul 26 2005

 

يك روز تركه ميره لا مپ مهتابي بخره ميگه اقا يك متر لامپ ميخوام

چاق

رها

Mon Jul 25 2005

 

یه روز یه ترکه چاق میشه قل میخوره

نارنگي

آرمين خليل تاش

Sun Jul 24 2005

 

يک روز يه ترکه ميره نارنگي بخره اسم نارنگي يادش نمي ياد بعد مي گه آقا به من 2کيلو پرتقال کمباد بده

مشکی

مهدی 60

Sun Jul 24 2005

 

يك روز يك تركه 2تا پيراهن مشكي با هم مي 1وشه بهش ميگن چرا 2تا پيراهن با هم پوشيدي ميگه اخه پدر مادرم با هم مردن

زنبور تو سينما

هستي-ب

Sun Jul 24 2005

 

يه روز تو يه سينما بر اثر اتفاق زنبوري وارد آنجا شده و داخل پيراهن دختري مي شودولي دست پسر رو ميزنه

خالی بندی

 

Sat Jul 23 2005

 

يه روز دو تا خالي بند واسه هم خالي ميبستن اولي ميگه ما يه كوه كناره خونه داريم هر وقت ميگي حميد دو سه بار ميگه حميد.حميد.حميد بعد اون يكي ميگه اين كه كاري نيست ما يه كوه داريم وقتي ميگي حميد ميگه كدوم حميد.


جوجه تيغي

فرهاد مظفري كرمان

Sat Jul 23 2005

 

يك بار يك جوجه تيغي ويك مار با هم ازدواج مي كنند بچشون سيم خاردار ميشه

ابادانی

مونا

Sat Jul 23 2005

 

يه روز سه تا اباداني نسسته بودن خالي ميبستن. اولي گفت ولك ما اموم دومي گفت ولك ما پيامبرم, سومي هيچي نميگفت بهش مشيگن خوب توهم حرف بزن گفت كا مگه خدا هم حرف نيزنه؟؟!

تله

 

Sat Jul 23 2005

 

فرمانده پادگان وارد پادگان مي شه مي بينه تمام سربازها در صف نظامي خودشون دلا شدن از يه سرباز مي پرسه چرا همه دلا شديد؟ مي گه قربان يه سرباز قزويني فرار كرده براش(( تله)) گذاشتيم.

سكه گريان

آناهيتا2005

Fri Jul 22 2005

 

يه روزيه يزدي(خسيس)يه سكه 5تومني ميگيره دستش اينقدر خرجش نمي كنه كه دستش عرق مي كنه دستش رو باز ميكنه به سكه ميگه:تافرداصبح هم گريه كني خرجت نمي كنم

بسيجي

احمد از قم

Fri Jul 22 2005

 

بسيجي موبايلشو مي زا ره رو پيغام گير مي گه لطفا پس از شنيدن دعا ي كميل پيغام خود را بگذا ريد

آزار خدا

علی منوری-ازتهران

Fri Jul 22 2005

 

روزی مردی می خواهد خدا را اذِِِِِِیت کند درمسجد را می زند و فرار می کند.

قزويني

تو مي توني

Fri Jul 22 2005

 

يه روز به قزويني مي گن شما به ناف چي مي گيد . ميگه سوراخ بي مصرف

آدامس

شهريار ايثاري

Fri Jul 22 2005

 

جوجه ميره بقالي ميگه آقا آدامس دارين؟ مرد بقال از او مي پرسه چه جور آدامسی مي خواي ؟ جوجه که اسم آدامس را يادش رفته بود مي گه از همونايي که عکس بابام روشه!!!

خاطره

شهريار ايثاري

Fri Jul 22 2005

 

از ترکه مي پرسن شما از اين همه جوک که براي تان مي سازن ناراحت نمي شيد؟ ترکه با خنده مي گه : چيزهايي که براي شما جوک است براي ما خاطره است!!!

معتاد

z a

Fri Jul 22 2005

 

يك روز مامواين نيروي انتظامي يك معتادروميگيرن به معتاده ميگن چرا كمربندترو نبستي جواب ميده من اصلا شلوار نپوشيدم

با خدا

روژان

Fri Jul 22 2005

 

يه روز از تركه مي پرسن نظرت درباره خدا چيه؟ تركه ميگه خدا خيلي خوبه هيچكس تابحال ازش بدي نديده ابوالفضل نگهدارش باشه

انگشت

نويد

Fri Jul 22 2005

 

به يك تركه ميگن انگشتان دست رانام ببر ميگه:شصت ومجاورشصت و وسطي و يكي مونده به آخري وآخري

رشتي

شادي

Thu Jul 21 2005

 

رشتي به خانومش ميگه چرا دير اومدي ؟ خانومه ميگه : اخه يه اقاهه افتاده بود دنبالم پدرسگ ابنقدر اروم راه مي رفت.....

رشتيه

نيما از تهران

Thu Jul 21 2005

 

يه روز از يه رشتيه ميپرسن شما به دمپايي چي ميگين ميگه والا ماميگيم نفر بر

نواربهداشتی

مجتبی نصیرمحمدی

Thu Jul 21 2005

 

ترکه داروخونه میزنه روش مینویسه:نواربهداشتی با نصب درمحل

کروکوديل

شهريار ايثاري

Wed Jul 20 2005

 

آباداني يک مارمولکي را ميبينه که عينک زده . با تعجب بهش نگاه ميکنه. مارمولک مي گه : ها ولک کروکوديل نديدي؟

رياست

عادل

Wed Jul 20 2005

 

تركه رييس فدراسيون شطرنج ميشه دوتاقانون جديد ميذاره 1 فيل نبايداسبوبزنه 2 خر هم بازي

نماز جمعه

فروغ

Wed Jul 20 2005

 

يه روز يه بسيجي زنك ميزنه به دوست دخترش ميكه باباتودك كن بريم نماز جمعه

حبيب

شادي

Wed Jul 20 2005

 

به تركه ميگن به نظرتو ترك ترين خواننده كيه؟ ميگه: حبيب مي پرسن چرا؟ ميگه اخه گيتار ميزنه بعد ميگه صداي دهل مي اد......

بن لادن

شهريار ايثاري

Tue Jul 19 2005

 

به آمريکايي ها خبر مي رسه که بن لادن در قزوين پناهنده شده براشون پيغام ميفرستن که بايد بن لادن را تحويل بدين در عوض 100 ميليون پول بهتون مي ديم قزويني ها قبول نمي کنند . آمريکاييها مبلغ را بالاتر مي برند باز هم قزوينيها قبول نمي کنند. قزويني ها ميگن حاضريم مبادله اش کنيم آمريکايي ها مي گن با کي ؟ قزويني ها مي گن با لئوناردو دي کاپريو!!!

مادر

شهريار ايثاري

Tue Jul 19 2005

 

ترکه ميره بقالي و به فروشنده مي گه لطفا يه بيسکوييت بدين . فروشنده مي گه چه بيسکويتي مي خواي "مادر " خوبه؟ ترکه ميگه خدا را شکر سلام مي رسونن!!

باشد

mojtaba_h_pur@yahoo.com

Tue Jul 19 2005

 

به يه عربه مي گن نگو باشد ميگه باشد

tanbih

loose

Tue Jul 19 2005

 

به تركه مي گن دورانه نامزدي را به چي تشبيه ميكني؟ ميگه به دوچرخه اي كه باباي آدم براي بچش بخره ولي نزاره سوارش بشه

با هوشترين

مهندس رحيمي..

Tue Jul 19 2005

 

اولي ..من يادمه وقتي بدنياآمدم دكتر پاهايم را بالا گرفت و به پشت من زد و من گريه كردم.دومي...من يادمه وقتي داخل شكم مادرم بودم حرف زدن پدرو مادرم را ميفهميدم .سومي...من يادمه با پدر خود به ييلاق رفتم وبا مادرم بگشتم؟؟؟؟

زن گم شده

اكبر و محمد از رشت

Tue Jul 19 2005

 

يك روز يك تهروني زنش رو از دست داده بود و تو كوچه دم در خونش نشسته بود داشت به خودش فحش ميداد. بعد از مدتي ديد زنش سوار يك الاغ شده و داره ميره. عصباني ميشه ميره به خره ميگه چرا زنه منو بلند كردي الاغه ميگه نوبتي هم باشه نوبت ماست.

شغل پدر

امليا مهاجر

Tue Jul 19 2005

 

يه روز به يه بچه ميگن شغل پدرت چيه پسره كه باباش اخوند بوده ميگه بابام كمربند مشكي قران داره

سفره

تینا_عشقی

Tue Jul 19 2005

 

اگه گفتین قزوینیاچجوری سفره میندازن خب معلومه دیگه سفره رو میندازن زمین بعد صندلی میزارن

ترکه

حمید قمیشی

Tue Jul 19 2005

 

به ترکه میگن یه جمله بساز که توش اب باشه..... میگه:لوله

ماهي

محمد

Tue Jul 19 2005

 

يك روز در تونگ ماهي شراب مي ريزتد بعد ماهي از تونگ مي پره بيرون ميگه "بي خيال گربه"

روداني و شمالي

مهدي وعلي

Mon Jul 18 2005

 

يه روز يه شمالي مياد بندر روداني آن را مي بره دريا را بهش نشون ميده شمالي ميگه خيلي باحاله .. شمالي روداني را دعوت مي كنه شمال و آون را مي بره جنگل را بهش نشون ميده ميگه باحاله روداني ميگه مگه شاخه برگها ميزاره آدم جاي را ببينه

تهخران

محمد

Mon Jul 18 2005

 

از يكي ميگن با فرشاد جمله بساز ميگه روح غضنفر شاد

بانک

علی

Mon Jul 18 2005

 

ترکه میره بانک ضامن نداشته منفجر میشه ترکه ماشین میخره پشتش مینویسه یا زهرا یا هیچکس

شام

مهندس عبدالقادر پارسا

Mon Jul 18 2005

 

مهمان به بچه: بچه جان شما كي شام مي خوريد ؟ بچه:مامانم گفته هر موقع كه شما رفتيد.

گوساله

گروه دالتونها

Sun Jul 17 2005

 

یه روز یه گوساله با مادرش دعوا می کنه بعد ازاینکه قهر کرد میره لبه جاده دستش دراز می کنه و می گه کشتار گاه

باغ وحش

شهريار ايثاري

Sun Jul 17 2005

 

پيرمردي از جلوي پارک رد ميشده ميبينه که همه ي مردم جيغ زنان از پارک بیرون مي آيند . خوب که نگاه ميکند ميَبينه ترکه به گردن سوسمار يک قلاده انداخته و با خود به پارک آورده . پير مرد به او مي گويد آخه مرد حسابی کسی سوسمار را به پارک نمي آره ببرش باغ وحش. ترکه قبول مي کنه و از پارک مي رود. فرداةي آن روز پير مرد بار ديگر از جلوي همان پارک رد مي شود و ميبینه که بازم مردم جيغ زنان از پارک فرار ميکنن ميبينه که ترکه با سوسمارش به پارک آمده . به او ميگويد مگه نگفتم ببرش باغ وحش؟ ترکه ميگه ديروز بردمش باغ وحش امروز آوردمش پارک!!!

تخم مرغ

negar

Sun Jul 17 2005

 

مرغئ ميره مغازه تخم مرغ بخره مغازهدار مئ گه شما چرا مرغه مي گه اخه من نامزدم

اوقات فراغت

علي و مينا

Sun Jul 17 2005

 

به يك عربي مي گن اوقات فراغت رو چگونه مي گذروني ميگه چي مي دونم آقام ميگوزه ما براش دست مي زنيم

مورچه

الهام شهركرد

Sat Jul 16 2005

 

يه بار يه مورچه مي گوزه پشتش رگ به رگ مي شه

داداش

حامد

Sat Jul 16 2005

 

يه روز يه فارسه به يه تركه ميگه شما به خر ميگين داداش تركه ميگه اره داداش

تاتاش

 

Sat Jul 16 2005

 

به ترگه ميگن باشمشير جمله بساز. ميگه:بشم شير بخورمت يا خر باشمو صبور؟

خبر

بيتا

Sat Jul 16 2005

 

يك روز يك تركه يك خبر داغ ميشنوه گوشش تاول مي زنه

لرو ترک

مهدی

Sat Jul 16 2005

 

يه روز يه لره به خدا شكايت ميكنه كه اي خدا چرا همه اينقدر به تركها ميخندن وبه ما لرها نميخندن از خدا ندا ميرسه كه شما هم كار خنده دار انجام بديد تا به شما هم بخندن لره يك توربزرگ ماهيگيري برميداره و پهن مي كن وسط بيابون بعد از چند دقيقه مي بينه يه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه

لر

مهدی

Sat Jul 16 2005

 

يه روز يه خانومه داشته با اتوبوس مسافرت ميكرده خانومه يه باد ازش ول ميشه وهمه نگاه ميكنن يه لره جلوتر نشسته بوده وجريانرا كه ميبينه مگيه ببخشيد من بودم وميشينه بعد از چند دقيقه خانومه ازش تشكر ميكنه وميگه شما ابرويه من را خريديد اين ادرس منه شوهرم ريس فلان كارخانه ست ميگم اگه خاستي يه كارخوب بهت بده لره كه بيكار بود يهو خوشحال ميشه وبلند ميشه وميگه اقايون خانوما از اينجا به بعد هر چي اين خانوم گوزيد پا يه حساب من

سوك

جواد - ابوالفضل از ساري

Fri Jul 15 2005

 

يه روز يه سوسكه ميره جلوي آينه ميگه : مشــكي رنگ عشقه

زمان رصالت پیامبر

حميد نيستاني

Fri Jul 15 2005

 

يه روز به يه تركه ميگن پيامبر كي به رسالت رسيد . ميگه والا من سيدخندان پياده شدم.

((حيوون حيوونه))

عباس

Fri Jul 15 2005

 

غضنفر ميره خواستگاري . اسم دختر پروانه بود ولي غضنفر قاطي كرده بود ، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم ! خلاصه وقتي دختر مياد چايي تعارف كنه ، غضنفر ميگه : دست شما درد نكنه آهو خانوم ! دختر شاكي ميشه ، ميگه : بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو . غضنفر ميگه : اي بابا فرقي نداره . حيوون حيوونه ديگه !

(( مهمترين بابا ))

عباس

Fri Jul 15 2005

 

سه تا پسر با هم كل گذاشته بودند ، اولي ميگه : باباي من مهمترين آدم مملكته . دوتاي ديگه ميپرسن : مگه بابات چيكارس ؟ ميگه : باباي من رئيس ‌جمهوره . هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضاء كنه . دومي ميگه : برو بابا حال نداري . باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه ! اوليه ميگه : مگه بابات چيكارس ؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه . تا باباي من راي نده ، عمري قانوناي باباي تو تصويب بشن . سومي برميگرده ميگه : باباهاي شما جلوي باباي من هيچي نيستن ! اون دو تا ميپرسن : مگه بابات چيكارس ؟ پسره ميگه : باباي من پاسبونه . جلوي خيابون واميسته ، پونصد تومن ميگيره ، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون !

قاليباف

سپيده

Fri Jul 15 2005

 

يك روز به يك توركه مي گن مي خواهي به كي راي بدي مي گه به ننم بعد مي گن چرا به ننت مي گه چون قاليباف

شاهد

 

Thu Jul 14 2005

 

رشتي ها به چراغ خواب ميگن شاهد ماجرا و به دمپايي ميگن نفر بر

مراد

مجيد 82

Thu Jul 14 2005

 

به رشتيه ميگن چرا اسم پسرتو گذاشتي مراد ؟ ميگه اخه اب نطلبيده مراده

شلوار

اميد کابوی

Wed Jul 13 2005

 

يه روز يه ترکه شلوارش رو برعکس می پوشه مامانش می گه "قربون پسرم برم که وقتی داره می ره انگار داره مياد!"

دو دو تا

رضا.ج از شيراز

Wed Jul 13 2005

 

به تركه ميگن دو دو تا؟ ميگه پنج تا. بهش ميگن : نه خره دو دو تا ميشه چهار تا. ميگه: شايد شما از يك راه ديگه رفته باشيد.

دامپروری یه ترکه

مرضيه

Wed Jul 13 2005

 

يه روزی از طرف دامپروری ميرن دامداری يه ترکه. ميگن شمابه حيوونات چی ميدی ميخورن. ميگه پوست هندونه، طالبی و ... . 20000 تومن جريمش ميکنن. ميرن چند ماه ديگه ميان می پرسن . چی ميدی ميخورن ترکه می ترسه ميگه. چلوکباب، چلومرغ، و ... باز 20000 تومن جريمش ميکنن. ميرن چند وقت ديگه ميان ميگن چی ميدی ميخورن؟ ميگه والا نميدونم پولشو ميدم خودشون ميرن ميخرن

اشك بز

هانيه درياسفر از ابادان

Tue Jul 12 2005

 

يك روز راننده ي يك وانت بزي را مي ذاره پشت وانت مي بينه بزه داره گريه مي كنه ميگه چرا داري گريه ميكني ميگه مي خوامجلو بشينم.راننده ميارتش جلو مي بينه داره گريه مي كنه مگه مخوام جاي راننده باشم كه رانندگي كنم. راننده جايش را بابزه عوض ميكنه ميبينه بزه بازم داره گريه ميكنه ميگه چرا داري گريه مي كني بزه ميگه اين اشك شوق است.

مرغ

دیجی ارش و دیجی شاهین

Tue Jul 12 2005

 

يك مرغ قرص اكس ميخوره اسراييل ميگيرنش چرا؟ چون ميگه قدس.

من توپم

مهندس بهنام بهروزيdabs5562@yahoo.com

Mon Jul 11 2005

 

يه معتاد يه سه ساعتي خودش رو تو خونه اش پاي منقل مي ساخت، بچه هاي همسايه ها تو كوچه فوتبال بازي مي كردن كه يدفعه توپشون افتاد تو خونه معتاده ، يكي از بچه ها اومد در خونه آقا درزد آقا درو باز كرد پسر بهش گفت :آقا توپم ، معتاده كه از اينكه از پاي منقل بلندش كرده بودند حسابي اعصابش خرد بود گفت : آخه نامرد من هم توپ توپم اومدم در خونه شما در بزنم و بگم كه توپم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

حج واجب

مهندس بهنام بهروزي

Mon Jul 11 2005

 

تركه ميره حج واجب تو مراسم سنگ زدن به شيطون سنگ كم مياره شروع مي كنه فحش خواهر مادر به شيطون ميده.

ریسک

محسن صادقی فرد ازآستانه

Sun Jul 10 2005

 

به یک ترکه میکن تا حالا ریسک کردی میگه آره وقتی که اسهال بودم گوزیدم

تركي

عينكي

Sun Jul 10 2005

 

تركه ميره حموم اب جوش بودبانعلبكي دوش ميگيره

حاجت

امیر حامد تابعی

Sun Jul 10 2005

 

يك تركه ميره حرم امام رضاميبينه شلوغ است دادميزنه شلوغ نكنيد من پارسال امدم شلوغ كرديد حاجتهاقاطي شد من حامله شدم

ساندويچ

علي كوچولو

Sun Jul 10 2005

 

يه بار يهاقايي ميره ساندويچي.يارو ميگه بپيچم ميگه نه مستقيم برو

tatashi

h-h

Sun Jul 10 2005

 

1- يه تركه هر روز مقداري قند جلوي كفتراش ميريزه. يه نفر كار اون رو ميبينه و ميگه: چرا قند به كفترا ميدي؟ تركه ميگه: آخه اين كفترا چايي هستند.،قند بهشون ميدم تا با اون بخورند.

118

مهیار

Sun Jul 10 2005

 

ترکه زنگ میزنه به 118 میگه : ببخشید خانم شماره اصغر آقا را دارید خانم میگه نه . ترکه میگه : پس بنویسید .

جمعه وترك

ح - د - ا

Sun Jul 10 2005

 

روز جمعه به تركه مي گن به جماعت نماز بخوانيم ميگه امروز تعطيله

تركه و كمك حضرت ابوالفضل

عليرضا از شاهرخت

Sat Jul 09 2005

 

پس از مسابقه رضازاده مردم ميگن ابوالفضل كمكش كرد تا وزنه را بلند كنه تركه ميگه من از تلويزيون ديدم هيچ كي نبود خودش تنها بود

شباهت جالب

يه نفر از قوچان

Sat Jul 09 2005

 

به يه نفر ميگن شباهت آدمي كه غرق شده نوني كه سوخته و زني كه حامله شده چيه؟ يه كم فكر ميكنه و ميگه: هر سه تا رو دير بيرون كشيدن

كعبه

 

Sat Jul 09 2005

 

يه تركه ميره عربستان وقتي برميگرده رفيقاش از ميپرسن اون جا خوش گزشت ميگه اره يه مسجد بزرگي بود . ميگن نه اون جا اصلي خوب بود؟تركه ميگه اره حرم امام خوب بود.ميگن نه اون جا اصليه؟ميگه:گبر (قبر)محمد (ص)رفتم.دوستاش عصباني ميشن ميگن:خره خانه خدا چه طور بود. تركه ميگه ها... اونجا شلوغ بود نرفتم.

ترك و رعد و برق

آرش پويا

Fri Jul 08 2005

 

يه روز يه تركه اي مي ره بالاي كوه يه دفعه رعد و برق مي زنه تركه با تعجب مي گه آخ جون خدا از من عكس يادگاري انداخت !!

اسم نداره

مهسا

Fri Jul 08 2005

 

يه روز 2 تا ترك سواره پژو ( تاكسي ) مي شن يكي ميشينه جلو اون يكي ام عقب . وستا به راننده مي گن اقا يه نوار بزار حال كنيم راننده مي گه نوارا تو داشبرده خودت يكي رو انتخاب كن و بذار . تركه جلويي از تو داشبرد يه نوار ويديو بر مي داره و مي خواد به زور بكنه تو ضبط يه دفه ترك عقبي مي گه : اخه الاخ اين پژو تو مي خواي نواره تريلي كني توش؟

اصطلاحات رشتي

امليا مهاجر

Fri Jul 08 2005

 

رشتي ها به چنگال ميگن يكي بود يكي نبود وقاشق تابستاني و به بيني مي گن نفس كش و به پاك كن ميگن مالش بر دانش

پياز

اميرحسين احمدي ومهدي غفوري از ورزنه

Fri Jul 08 2005

 

به يه تركه ميگن شيري يا روباه ميگه خر مگه مشكلي داره

اخرهوشه

امليا مهاجر

Fri Jul 08 2005

 

يه روز يه تركه رييس صدا و سيما ميشه وسط اذان پيام بازرگاني پخش ميكنه

اي كيو

امليا مهاجر

Fri Jul 08 2005

 

يه روز غضنفر توي ديوار يه خرابه مي ره پولهاشو پنهان مي كنه بعد روي ديوار يه كاغذ مي چسبونه كه روش نوشته شده اينجانب غضنفر فرزند شعبون مي گويم كه در اين مكان هيچ پولي وجود ندارد بعد از چند وقت دزدي همه ي پولها را برميداره و زير كاغذ مينويسه اينجانب حسن فرزند علي مطالب بالا را تاييد ميكنم

دعوا

هانيه

Thu Jul 07 2005

 

يكروزيك سير وپيازي باهم دعواميكنندسيره ميگه حيف كه سيرم وگرنه مي خوردمت

هه

ستار220

Thu Jul 07 2005

 

به ترکه می گن چرا وقتی از تو سوال می کنند می گی هه؟ ترکه می گه هه !

مهرنوش

 

Thu Jul 07 2005

 

ترکه میره کولر بخره بهش میگن: آبی باشه یا گازی ؟ میگه : رنگش زیاد مهم نیست !!!

كلاس غيرت

امير

Thu Jul 07 2005

 

رشتيه دوسال ميره كلاس غيرت بعد ميره خونه داشت تلويزيون تماشا ميكرد كه زنش پا ميشه رشتيه مي پرسه كجا زنش ميگه دستشويي ميگه لازم نكرده تو بشين من خودم ميرم

موز

ع-ر-فراز

Thu Jul 07 2005

 

یک روز موز به خیار میرسه میگه خوش بهحالت خیاره میگه چرا میگه آخه تراراحت گاز میزنند میخورند اما من بدبخت را تاشلوارم را در نیارن نمی خورند.

شرت آهني

الهام

Thu Jul 07 2005

 

يه نفر ميره قزوين وقتي وارد مي شه رو تابلوي ورودي نوشته شده بود شرت آهني موجود است. وقتي از قزوين بر مي گرده رو تابلو نوشته بودن آهن پاره مي خريم.

خاطرات قزويني

عليرضا از شاهرخت

Thu Jul 07 2005

 

خبرنگاربه يك قزويني ميگه يك خاطره تلخ از انقلاب بگو ميگه سال 42 بود توي راهپيمائي مادرم را گم كردم يكي ترتيبمو داد خبرنگار ناراحت ميشه ميگه احمق بي تربيت يك خاطره شيرين بگو ميگه سال 57 بود يك بچه اي توي راهپيمائي مادرش را گم كرده بود

دروغ

محمد رويين تن

Thu Jul 07 2005

 

يه روز به يه لاكپشت مي گن يه دروغ بگو مي گه دويدم ودويدم سركوهي رسيدم يه روزيه مرد مي ره مرغداري جو ميگيرش يه تخم مي ذاره

206

مسلم

Thu Jul 07 2005

 

يه عربه مي ره 206 بخره بعد كه سوار مي شه ميكه ولك جاش خيلي تنك 207 نداريد

بابا تو ديگه كي هستي

امليا

Wed Jul 06 2005

 

يه روزپليس راه به ميني بوس يه تركه ايست ميده ميگه تو خجالت نميكشي پشت ماشينت نوشتي خدا با نوشابه . تركه ميگه چرا فقط به من گير ميدي اون ماشين جلويي را نگاه كن كه نوشته (خدا با ماست)

شير يا خط

داريوش

Wed Jul 06 2005

 

يكروز يك تركه شيرياخط ميكنه شير مياد فرار ميكنه

شورت

ارزو+راحله+لیلی+شهلا

Wed Jul 06 2005

 

روزی اقای اهل تهرون میره حموم زنونه خانوما شورتاشونو در می یارن سرشون می کنن میگن نامحرم اومده

تهروني

صمد و ممد

Wed Jul 06 2005

 

يه روز يه تهروني ازدست پليس ها در ميرفته ميره زير خره قايم مي شه وقتي پليس ها ميان ميگه به من دست نزنين من تازه متولد شدم

چاه

حجت اصفاني

Wed Jul 06 2005

 

تركه ميفته توي چاه سند مي ذارن درش ميارن

كنسرت داريوش

پارسا

Tue Jul 05 2005

 

يك بار داريوش تواستاديو ازادي كنسرت ميزاره برااينكه يه هالي به مردم بده ميگه چي مي خاين براتون بخونم تركه دادميزنه ابي بخون ابي بخون

ازدياد جمعيت

مهندس رحيمي

Tue Jul 05 2005

 

براي جلوگيري از ازدياد جمعيت در جنگل حيوانات تصميم گرفتند كه آلت تناسلي حيوانات نر را براي مدتي در انباري در حنگل نگاهداري كند .از اين جهت همه حيوانات نر به انبار جنگل رفته و آلت تناسلي خود را تحويل داده ورسيد دريافت ميكردند وقتي علت خوشحالي خيلي زياد خر گوش را كه از انبار برميگشت پرسيدندگفت آخه من رسيد خر را بلند كردم دزديدم

دست چپ و راست

مسعود - هادي - مهشيد

Tue Jul 05 2005

 

به تركه ميگن چرا موقع ديت دادن با دو دست دست ميديد . تركه ميگه آخه دست چپ و راست را نمي دانيم براي همين هردو آنرا دراز ميكنيم

دعا

علي 97

Mon Jul 04 2005

 

يه روز يه تهروني داشته دعا مي كرده دستهاشو كه برده بوده بالا هي اين طرف واون طرف مي رفته ازش مي پرسن چراوقتي دعامي كني تكون مي خوري ميگه آخه آنتن نميده!!!!

تركه

 

Mon Jul 04 2005

 

يه روز به تركه عكس يه كروكديل نشون ميدن.مي پرسن شما به اين چي ميگين؟ تركه ميگه :ماگه بخوريم به اين چيزي بگيم....

دختر بچه اصفهاني

مجيد

Sun Jul 03 2005

 

يه روز يه مردي در اصفهان دريه خانه اي را ميزنه و مقدار آب براي رفع تشنگي درخواست ميكنه دختر بچه اي دم در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد تا آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه درب خانه تان را بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنك ميديد دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ درستكرديم منتها سوسك افتاد توش براي همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با شنيدن اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و ميگه مامان - مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست ..

کل کل

مسعود خوشگله

Sun Jul 03 2005

 

يه روز يه امريکايي با يک ژاپنی و يه ترک با هم کل ميندازن.آمريکايي مِگه ما يک هواپيما ساختيم که 100 پا ميره هوا. ژاپنی ميگه ما يک موشک ساختيم 1000 پا ميره هوا. ترکه برای اينکه کم نياره ميگه ايلد ما يک شب جمعه داريم که 3000000 پا ميره هوا

تولد

فرشته شهرک - تبریز

Sun Jul 03 2005

 

از یک نفر میپرسند محل تولد ؟ میگه بیمارستان

انتخابات رشتي ها

عيسي كندوشك زهي

Sat Jul 02 2005

 

امام جمعه رشت ميگه مردم انتخابات خيلي مهمه نبايد مثل مسائل ناموسي به راحتي از كنارش رد بشيد

مورچا

مجيد

Sat Jul 02 2005

 

به يه تركه ميگن قوي ترين موجود روي زمين چيه ميگه مورچا ميگن چرا مورچه ميگه يه دفعه پامور قاض گرفت دنبالش كردم مكشمش رفت توپريز برق اومدم باميخ بكشمش كردم تو سوراخ پريز آقا يك لغتي زد پرتم كرد اونطرف

جنگل بي درخت

مهندس رحيمي

Sat Jul 02 2005

 

يك رشتي دوست ترك خود را به رشت دعوت كرد و وقتي جنگل هاي زيباي شمال را باو نشان ميداد دوست ترك او به او گفت ..آخه اين درختا نميذارن من جنگل را ببينم.

رشتی

مهدی

Sat Jul 02 2005

 

يک روزی يک رشتی بچه دار نمی شده ميره آزمايش می ده دکتر می گه: مشکل از شماست رشتی : می دونم آقای دکتر اين مشکل ارثيه پدر و پدر بزرگم هم بچه دار نمی شدند.

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:48  توسط َAHJ  | 

به نام خدا

اصفهانی

 

Tue Aug 09 2005

 

یروز یک پشه می افتد در چاه یک اصفهانی اصفهانیه میره پشه را در می یاره میگه تف کن تف کن

كاميون جوك

فهميده

Mon Aug 08 2005

 

يه روز 1 كاميون جوك داشته مي امده تركه نارنجك مي بنده ميره زير كاميون

ميخ

f and f

Mon Aug 08 2005

 

يه تركه ميخ ميره تو پاش هرچي ميكنه درنمياد باچكش ميزنه ميره تو

مرغ

پويا

Mon Aug 08 2005

 

يه خروسه دست زنشو ميگيره ميبره تو مغاره مرغ فروشي ميگه خانوم ببين من دوست دارم تو تويه خونه اينجوري راه بري

بچه سياه

ناصر باقري

Mon Aug 08 2005

 

قزوينيه يه بچه سياه مياره بهش ميگن اينو واسه چي آوردي ميگه آوردم براي محرم و صفر

عباس آقا

شهريار ايثاري

Mon Aug 08 2005

 

مردي دچار درد بواسير شد و طبق دستور پزشک بايد هر شب فردي منطقه ي مورد نظر را با پماد چرب کند و اين کار را به عباس آقا( يکي از دوستان صميمي اش) واگذار کرد . روزي از روزها عباس آقا عازم مسافرت شد و مرد ناچار اين کار را به خانمش واگذار کرد. وقتي که همسرش مشغول ماليدن پماد به موضع مورد نظر بود دستش را بر شانه همسرش گذاشته بود . مرد گفت چرا دو دستت را بر شانه هاي من نگذاشتی ؟ همسرش گفت : اگر دو دستم را بر شانه هاي تو بگذارم آنوقت با کدام دستم پماد بمالم ؟ مرد گفت : ولي عباغس آقا هميشه موقع چرب کردن بواسیر دو دستش را بر شانه هاي من مي گذاشت !!!

نابينا

نسيم

Mon Aug 08 2005

 

يه روز يه كور وارد آشپزخانه مي شه دستش مي خوره به رنده مي گه اين چرت و پرت ها چيه اينجا نوشتن.

پول

فرشيد

Sun Aug 07 2005

 

به تركه ميگندباپول يه جمله بساز ميگه آمپول

پرچم ايران

عسل

Sun Aug 07 2005

 

يه روزي يه تركه ميره مغازه پرچم فروشي به فروشنده مميگه پرچم ايران داريد فروشنده پرچم ايران را مياره تركه ميگه رنگاي ديگش نداريد

پيرزن

محمد عقيل واحدي (آبادان)

Sun Aug 07 2005

 

پيرزنه مي ميرره منكر ونكير سراغش مي گيرن مي پرسن امامت كيه مي گه امام خميني بعد يه مدت ميان دوباره سوال مي كنن امامت كيه مي گه امام علي مي گن چرا دفعه اول گفتي امام خميني مي گه فكر كردم اينجا كميته امداده امام خميني

گارسی

سجاد

Sun Aug 07 2005

 

يه خري داشته ار ار ميكرده فارسه به تركه ميگه ترجمه كن، تركه با دقت گوش ميده و يه چيزايي ميگه، يكدفعه خره ميگوزه ،تركه دیگه حرف نميزنه فارسه ميگه چي شد، ترکه میگه دیگه من نمیتونم داره از عقب فارسی قاطی میکنه.

خاطره

f and f

Sun Aug 07 2005

 

به تركه ميگن ايبن همه جوك درمورد شما ميگن ناراحت نميشين تركه ميگه نه بابا اينا واسه شوما جوكه واسه ما خاطرست

صفر

شهرزاد سگ دماغ

Sat Aug 06 2005

 

يه روز يه نقطه ميره قزوين صفر بر مي گرده

وازلين

شهريار ايثاري

Sat Aug 06 2005

 

ترکه شب زفاف در حجله را باز مي کنه و رو به مادرش مي گخ : به اون داداشم بگين بياد! مادر مي گه : داداشتو چيکار داري؟ بذار من بيام تو.ترکه ميگه :نه به داداشم بگين بياد... مادره مي بينه فايده اي نداره ، به پسرش ديگرش ميگه : نزديک در برو ببين چي مي گه! وقتي داداش نزديک ترکه مي شه ، ترکه يقه اش را مي گيره و مي گه : پدر سگ گفتم وازلين بخر ، رفتي چسب دو قلو گرفتي ؟

بهشتيان

فرهاد كا في نت نسل جوان

Sat Aug 06 2005

 

يه روز بهشتيان تصميم مي گيرن كه برن به ايرانيان جهنم ير سري بزنن نگاه مي كنن كه ايراني ها دارن مي رقصن بعد با تعجب مي پرسن چي شده م جواب ميدن كه پرونده ها گم شده

اصفهاني روده دراز

محمدرضا (ت ن ه ا) × از يزد با صفا ×

Sat Aug 06 2005

 

يكروز يك اصفهاني براي سخنراني دعوت شد وقتيسخنرانيش تمام شد از يكي پرسيد من ساعت نداشتم ببينم چند ساعت سخنراني كرده ام او بهش گفت احتياج ب ساعت نيست از تقويم پشت سرت استفاده كن.!!!!!!!!!!!

مهر

وحید .تهران

Sat Aug 06 2005

 

ترکه اروسی میکنه . ازش می÷رسن چقدر مهر کردی . میگه: والا مهر نامزد بودیم آبان وآذر زیاد کردم

ميدوني

شهريار ايثاري

Sat Aug 06 2005

 

از ترکه مي پرسند : ميدوني گوسفند چه جوري پشکل ميريزه؟ ترکه با آهنگ ميخونه : دونه دونه دونه ... دونه دونه!!

فارس احمق

اميد اقازاده

Fri Aug 05 2005

 

به تركه ميگن جرا ترك شدي. ه ميگه چون امكانات نبود ميگن چرا فارس نشد ي ميگه مگه قحطي بود

خر

مهرداد و فرهاد از روستاي قورتتپه

Fri Aug 05 2005

 

يك روز تو جنگل يكي از حيوانات جوكي ميگه و همه ميخندند ولي خره متوجه نميشه بعد از چند روز كه يكي از حيوانات مرده بوده خر داشته ميخنديده كه وقتي ازش سوال ميكنن ميگه به اون جكه ميخندم.

از ما گذشته

شهريار ايثاري

Tue Aug 02 2005

 

خانه اي را با عجله رنگ کردندتا عروس و دامادي وارد آن شوند. شب زفاف دست آقاي داماد بي هوا به ديوار مي مالد و قسمتي از رنگ پاک مي شود. فرداي آن روز که نقاش ترک براي لکه گيري به خانه آنها مي آيد، عروس خانم نقاش را صدا مي کند و مي گويد: اوستا بيا آنحايي را که ديشب آقا دست گذاشته نشانت بدهم . نقاش سر را به زير مي اندازد و با خجالت مي گويد:اختيار دارَين خانم !اين کار ها ديگه از ما گذشته!!!

با زهم

شهريار ايثاري

Tue Aug 02 2005

 

به ترکه ميگن : شما راستي راستي ترکي ؟ترکه با ناراحتي مي گه : ايلدا ايدز که نگرفتيم ، خوب ميشيم

ابوالفضل و مهدي

 

Tue Aug 02 2005

 

يك بار داريوش تواستاديو ازادي كنسرت ميزاره برااينكه يه هالي به مردم بده ميگه چي مي خاين براتون بخونم تركه دادميزنه ابي بخون ابي بخون

عروسک

علی رضا

Tue Aug 02 2005

 

یه روز به اندی(سلطان عشق) میگن چه بستنی دوست داری میگه عروسکی عروسکی....

دعوا

 

Tue Aug 02 2005

 

يه روز دوتاجوجه باهمديگردعوا ميكننداونيكي جوجه به اويكي ميگه هيف كه جوجه اي اگنه مي زدمت

بخيل

ZAINAB_ABBAS99

Tue Aug 02 2005

 

يه روز به بخيله مگن هرآرزوي داري براورده ميشه به يه شرط به همسايت دوبرابر ميديم ميگه يه چشمم رو در بياريد

کشور

شهريار ايثاري

Mon Aug 01 2005

 

به ترکه مي گن با (کشور ) يه جمله بساز. ترکه مي گه : من با کش ور رفتم خورد تو چشمم !!

هر روز هر روز

شهريار ايثاري

Mon Aug 01 2005

 

رشتي يه با جاهله داشتن مي رفتند، مي رسند دم خونه رشتي يه، رشتي يه مي گه: يه سري به زن جان بزنم... چند دقيقه بعد رشتي يه با صورت برافروخته از خانه بيرون مي آد. جاهله مي گه چيه رفيق ؟ چرا ناراحتي؟ رشتي يه مي گه : آخه ديدم يه نره خرذ روي زن جان بود! جاهله مي گه : د ! ميخواستي شيکمش را سفره کني . رشتي يه ميخنده و ميگه : اختيار دارين قربان! توي اين محل نمي شه هر روز هز روز آدم کشت !!!

گوهر

شهريار ايثاري

Mon Aug 01 2005

 

به ترکه مي گن با (گوهر) جمله بساز : ميگه تو گو هر وقت ما را ميبيني مي گي جمله بساز!!

برابر

شهريار ايثاري

Mon Aug 01 2005

 

رشتي يه به جاهله مي گه : اگه من ترتيب همشيره شما را بدهم چه صورتي پيدا مي کنه ؟ جاهله با خونسردي ميگه: هيچي ! تازه برابر مي شيم!!!

يه زن ميره پيش دكتر ميگه اقاي دكتر من شبها كه مي خوابم اينقدر سينه ام درد مي گيره كه دلم ميخواد اونو بكنم بندازم جلوي گربه يكدفعه دكتره ميگه ميوميو!!

تيم محبوب

SAMIR

Mon Oct 31 2005

 

به يه تركه ميگن محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟؟؟؟؟ ميكه قربون جدش آسد ميلان

جوك رشتي

محمود محسني

Mon Oct 31 2005

 

يه رشتي ميره پيش دكتر ميگه اي دكتر علاجي كن من چهارفرزند دارمديگه نميخواهم بچه دار بشم دكتر دستور ميده اقا از كاندوم استفاده كه رشتي جواب ميده اقاي دكتر اولي كاندوم استفاده كردم ولي خانم حامله شد دكتر مي گويد به خانمت بگو اي يو دي بزاره مي گويد اي دكتر دومي را اي يو دي گذاشت ولي باز حامله شد دكتر ميگه خوب بگو قرص ضد حاملگي بخوره گفت خورد ولي بازم حامله شد دكتر گفت با با ديگه نكن رشتيه ميگه بابا اخريرو هم ما نكرديم و حامله شد.

رستم

کاترین

Sun Oct 30 2005

 

یک رشتی اسم پسرش را رستم میذاره.میترسه صداش کنه

چميدونم

محمد

Sun Oct 30 2005

 

تركه ميره بيست سوالي. بهش ميگن جواب انبر دسته ولي اولش لوندي. تركه مي پرسه تو جيب جا ميشه ؟ ميگن نه. ميگه اااا!!! عجب انبر دست بزرگي

انگشتر

6910793

Sun Oct 30 2005

 

يه انگشتر ميره قزوين النگو بر ميگرده

ترك

soudeh

Sun Oct 30 2005

 

يه تركه تو اتوبوس عاشق يه دختر ميشه پياده شدني شماره اتوبوسو ياداشت ميكنه

نجيب

شهريار ايثاري

Sun Oct 30 2005

 

از رشتي يه مي پرسن توي شهر شما دختر نجيب هم پيدا مي شه؟ رشتي يه مي گه: پيدا مي شه ولي هزار تومن گرونتره!!!

بسيجي

مهران

Sun Oct 30 2005

 

از يه بسيجي مي پرسن دو خط موازي چه خطي هستند؟ ميگه دو خط موازي خطي هستند كه هيچ وقت به هم نميرسند مگر به دستور مقام معظم رهبري

CD

منصور و علي

Sat Oct 29 2005

 

به يه تركه ميگن چرا سي ديت انقدر خش داره ميگه:آخه زير قسمتهاي مهمش خط كشيدم

جلیقه نجات

مجتبی

Sat Oct 29 2005

 

ترکه میخواسته تونماز غرق در خدا بشه جلیقه نجات میپوشه

هديه تهراني

فرشاد

Wed Oct 26 2005

 

رشتيه زنش ميره تهران حامله برميگرده اسم بچشو ميزاره هديه تهراني.

Iman najafdari

komeil

Wed Oct 26 2005

 

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره

farzad darvishzade

komeil

Wed Oct 26 2005

 

رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودی

معجزه رشتي

مهندسين رضا ويزدان شهركرد _هاروني

Wed Oct 26 2005

 

به جانباز رشتي مي گن از جنگ عراق معجزه ديدي يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟گفت تا دلت بخواهد گفت:من يكسال جبهه بودم خانم جان تو رشت حامله ميشد كار خدا را نيگا!!!!

موتور

رضا و يزدان _شهركرد _هاروني

Wed Oct 26 2005

 

به ابادانيه ميگن با موتور جمله بساز ميگه:مو تور خوردم رو قالي

خفاش شب

برديا

Wed Oct 26 2005

 

چند تا زن رشتي داشتند با هم صحبت مي كردند يكيشون گفت شنيدم توي تهران يه خفاش شب پيدا شده كه ترتيب زنها رو ميداده اون يكي مي گه خدا لعنتشون كنه همه امكانان مال شهرع=هاي بزرگه

شمالی

حسین موسی

Tue Oct 25 2005

 

يه شمالي زنش بچه دار نميشه صاحبخونشو عوض مي كنه

حاجت ترك

ايمان محمدي

Tue Oct 25 2005

 

تركه نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات

عرض تسليت

اسماعيل كياني

Tue Oct 25 2005

 

يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.

(ها)

اسمينگل اثباتي

Tue Oct 25 2005

 

از عربه سوال ميکنند که چرا وقتي ازشما ِِيه سوالي ميکنندميگويد:(ها) عربه ميگويد:(ها)

گيوي

علي از قيخ + متير

Mon Aug 01 2005

 

سيب زميني پدرش فوت مي كنه بعد از چهل روز "گيوي" ميشه !!!

تفريح

جمال جمالو

Mon Aug 01 2005

 

يك روزي معلم از بچه هاميپرسه تفريح شما چيه اولي پولدار بوده ميگه ما براي تفريح ميريم اروپا دومي ميگه تو ايران خودمون ميگرديم. سومي بچه عرب بوده ميگه ما وضع ماليمون خوب نيست .شبها با بامون ميگوزه ماهم مي خنديم

لوبيا

شهريار ايثاريَ

Mon Aug 01 2005

 

به ترکه مي گن با لوبيا يک جمله بساز. ترکه مي گه : کوچولو بيا!

يخ

شهريار ايثاري

Mon Aug 01 2005

 

از ملا نصرالدين پرسيدند: يخ اين شهر سرد تر است يا يخ شهر هاي ديگر ؟ ملا در جواب گفت : سوال شما از هر دو سرد تر است.!!

گه تر

شهريار ايثاري

Mon Aug 01 2005

 

فردي با آقاي ترکي دعوايش شد.مرد در حين دعوا باو گفت : (گه). ترکه از او پرسيد: (گه) يعني چه؟ مرد با کمي ترديد گفت: يعني بزرگ ....يعني قوي ...... ترکه خنديد و گفت : ها اين جوريه؟ پس ما هفت تا داداشيم. يکي از يکي (گه) تر !!!

خيار و موز

سالار. امير رضا.شادي

Mon Aug 01 2005

 

يه روز يه خيار و يه موز دعوا شون ميشه موزبه خيار ميگه بروباباكون تلخ خيار هم به موز ميگه درسته كه من كون تلخم ولي تو چي كه بخاطر 200تومان پول شلوارتو ميكشي پايين

داداش

شهريار ايثاري

Sun Jul 31 2005

 

به ترکه مي گن با( شاش)جمله بساز . ميگه : ممد رفت شيراز با داداشاش. ميگن : نه بابا منظور از (شاش)، جيش است. ترکه مي گه : ها بابا زود تر بگو . ممد رفت شيراز با آبجيش !!!

رشتيه

اميد

Sun Jul 31 2005

 

رشتيه زنش ميميره شبه اول قبر ميره سر قبر زنش /ميگه خانوم اولين شبي يه كه ميدونم كجا خوابيدي

چاي

ارضا

Sun Jul 31 2005

 

تركه ميره پيشه دكتر ميگه اقاي دكتر رفتم خونه ديدم شلوار زنم رو زمينه.عصابم خوردشد رفتم چايي خوردم برگشتم ديدم لباس زنم رو زمينه عصابم خورد شد رفتم بيرون چايي خوردم برگشتم ديدم يكي رو زنمه عصابم خورد شد رفتم چايي خوردم دكتر گفت حالا چي كار مي تونم بوكونم گفت اقاي دكتر اين همه چايي برام ضرر نداره

مينا و تينا

شهريار ايثاري

Sun Jul 31 2005

 

به ترکه مي گن : با( مينا و تينا) جمله بساز. ترگه مي گه : من مي رم خونه ي مامانمينا توهم برو خونه ي مامانتينا!!!

 

سر زبان من

شهريار ايثاري

Sun Jul 31 2005

 

ملا مشغول غذا خوردن بود که يک نفر از کنار او با اسب عبور مي کرده. ملا با او تعارف مي زنه و مرد سوار از اسب به زير مي آد و از ملا مي پرسه من ميخ افسار اين اسب را کجا بزنم ؟ ملا با دلخوري مي گه : بر سر زبان من !!!

منو کشتی!

شهريار ايثاري

Sun Jul 31 2005

 

رشتي يه مي خواسته بره قزوين. دوستش ازش مي پرسه: بابا جان تو که مي خواي بري قزوين آخه قزوينيا را مي شناسي؟ رشتي يه ميگه نه. رفيقش مي گه: اگه يه موقع کسی يقه ات را گرفت ، بگو من تا حالا چند نفري را کشتم ، تا يارو بترسه و دست از سرت برداره! رشتي يه ميره قزوين و وقتي که در تاکسی نشسته بوده بي هوا چشمش به آينه مي افته و ميبينه که راننده در آينه براي او چشم و ابرو مي آد. ياد حرف رفيقش مي افته و ميگه: منو اين جور نگاه نکن تا حالا چند نفر را کشتم. راننده با خنده ميگه : ميدانم! ولي قبل از همه منو کشتی!!!

جايزه نوبل

مچي.كانادا

Sun Jul 31 2005

 

مسئولين بانك مركزي امسال نامزد دريافت جايزه نوبل در شيمي شده‌اند. دانشمندان چندين قرن در زمينه تبديل عناصر .كوشيدند و ناموفق بودند، ولي مسئولين بانك در كمتر از دو دهه ريال را تبديل به تپاله كردند.

ژاپني

 

Sun Jul 31 2005

 

يگ روز يه ژاپني مياد ايران و وقتي برميگردد ژاپن يكي ميگه چطور بود ميگه قزوين تا تا شي توشه ولي در يزد چه تا شي چه تا نشي توشه

دوقلو

محسن محمد احسان جواد وحيد امير حميد علي شيخ نيا

Sun Jul 31 2005

 

يه عرب زنش دوقلو گيرش مياد ميره حسابداري ميگه اقا چند ميشه ميگه100000 تومان ميگه كمتر حساب كن تا دوتاشون ببرم

زن حامله

سحر

Sun Jul 31 2005

 

يه روز يه زن 13قلو داشته 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نمي ان ميره دكتروبا نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نمي ان نكنه كه من اصلا"حامله نيستم دكتره ميگه خيلي خوب حالا بورو اونجاتا معاينه ات بكنم وقتي كه سونوگرافي ميكنه توي مانيتور ميبينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهست و1نفر انها پسر و پسره دستش رو گذاشته بودرو شكم مامان و مي گفت جون داداش چي اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون.

سوتی بزرگ

آغوشیان

Sat Jul 30 2005

 

به ِيه لره ميگن تا حالا سوتی بزرگ دادی ميگه اره یه با خونه تنها بودم دختر خالم زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توی اتاق تو هم چند دقيقه بعد بيا تو منم 10 دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتی بزرگی نبود ميگه چرا اخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

فوضول

علي محمدي عباس آباد 42 متري

Sat Jul 30 2005

 

به يك فوضول مي گن اگه ديگه فضولي نكني نصف دنيارو ميديم به تو فوضول:پس نصف ديگش مال كي ميشه!!

ازدواج

 

Sat Jul 30 2005

 

دوتا گوش با هم ازدواج ميكنن يكيشون كر ميشه

ghol

masuod basfahrjany

Sat Jul 30 2005

 

يك يك روز سه تا آدم به يك قولي ميرسند قول به اونا ميگه بايد سه آرزو بكنيد تا بزارم از پيشم برين"اولي ميگه من يك ساختان بيست طبقه ميخام بعد قول آرزوشو برآورده ميكنه..... دومي ميگه من 1000000 دلار پول ميخام و قول برآورده ميكنه..... قول به سومي ميگه تو چي ميخواي , سومي كه يك ترك بود ميگه من مي گوزم تو رنگش كن."

نلبكي

فرشيد

Sat Jul 30 2005

 

يك روز يك تركه ميره حمام اب داغ بوده با نلبكي رو خودش اب مي ريزه.

ترك علي

محمد پاسبان ايران مشهد

Sat Jul 30 2005

 

به يك ترك ميگن خر خوب يا گاو ميگن چرا گاو ميگ ا دم نبايد از خودش تعريف كنه ....

قلك

داش محسن

Fri Jul 29 2005

 

يه تركه قلكش پرميشه مي ندازه دور

كر و كور

محسن

Fri Jul 29 2005

 

يك روز دو نفر ميخواستند از خيابون ردشوندكه يكي از آنها كور ودگري شل بود.ناگهان يك ماشين باسرعت ازكنارآنهاردميشود.مردكور به مردشل ميگه:تودنبال ماشين برو من هم شماره پلاك ماشين رو بر ميدارم.

جو ورزشكاه

meysam_andy2000

Fri Jul 29 2005

 

از يكي كه خانشون جا ورزشگاه ازادي بوده سوال ميكنن ايا جو ورزشگاه رو شما هم تاثير داشته؟ مرد جواب ميده نه نه نه رن نا نا ايران

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1384ساعت 10:47  توسط َAHJ  | 

به نام خدا

چاه

وحيد بدن

Sat Aug 27 2005

 

يه روز يه تر?ه مي افته داخل چاه مي گه خوب شد تهش سوراخ نبود

بوسه

نرگس

Sat Aug 27 2005

 

یه پسرودختر مشغول قایم موشک بازی بودند دختر به پسر میگه اگه من رو پیدا کردی بوسم کن اگه هم پیدام نکردی زیر پله هستم

سفر به امريكا

خانوم ناشناس

Fri Aug 26 2005

 

يه رشتي خواست بره امريكادوستاش بهش ميكن تو كه زبان بلدنيستي ميكه خوب منم مي خوام برم شمال امريكا

ماه عسل قزويني

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

قزويني يه عروسی ميکنه ،فرداش با برادر زنش ميره ماه عسل !!!

قبله

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه از يکي مي پرسه قبله کدوم طرفه؟ يارو مي گه از اون طرف . ترکه مي گه: خيلي بايد برم؟

صدا و سيما

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه مي شه رئيس صدا وسيما . دو روز بعد بيرونش مي کنن. آخه وسط سخنان رهبر پيام بازرگاني پخش کرده بود!!!

ترکه

شهريار آيثاري

Fri Aug 26 2005

 

يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي موقري از پشت تلفن گوشی رو برمي داره وميگه: آلو بفرمايين...ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشی رو قطع مي کنه!!!

مزاحم

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

يکي زنگ مي زنه خونه ترکه و با عصبانيت مي گه : حسن آقا هستش ؟ترکه مي گه : اشتباه گرفتين. طرف با فرياد ميگه: پس چرا گوشی رو بر مي داري؟

وام

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه دنبال وام بود. بهش مي گن: وام براي چي مي خواي؟ مي گه : مي خوام اين لهجه ام رو عمل کنم!!!

بازم لهجه

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه از لهجه اش ناراحت بوده . ميگه من بايد يک موزيسين درجه يک بشم...ميره آلمان و به مدت بيست سال دوره عالي پيانو مي بينه و توي ايران کنسرت بزرگي مي ده . وقتي کنسرت تموم مي شه همه به شدت تشويق مي کنن ولي يکي از بين جمعيت داد مي زنــــه ( ساقل..ساقل) ترکه مي گه من که يه کلمه حرف نزدم اين ناکس از کجا فهميد که من ترکم ؟خلاصه يقه طرف رو وسط جمعيت ميگيره و مي گه : تو از کجا فهميدي که ماترکيم؟ يارو مي گه : آخه همه پيانيست ها معمولا صندلي را با پيانو ميزون مي کنن ، اما تو وقتي نشستي پيانو رو به طرف خودت کشيدي ، از اين جا فهميدم که ترکي !!!

شکار خرگوش

شهريار آيثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه مي ره شکار خرگوش ، صداي هويج در مي آره!!!

برين عقب

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

لره سوار اتوبوس مي شه، راننده بهش مي گه برين عقب. چند دقيقه بعد بوي بدي در اتوبوس بلند مي شه راننده مي بينه طرف عقب اتوبوس ريده. بهش مي گه : اين چه کاري يه ؟ لره مي گه : خودت گفتي (برين عقب)!!!

 

 

 

 

قطام

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

از ترکه مي پرسن: نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه سريال خوبيه ...فقط اگه مي شه قطام شو زياد کنين!!!

صدا وسيما

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه زنگ مي زنه صدا و سيما و با ناراحتي مي گه : چرا شما برنامه هاي مبتذل پخش مي کنين؟ مسوول با تعجب مي گه : چه برنامه اي ؟ ترکه مي گه: همين ريال امام علي! مسوول با تعجب بيشتر مي گه : کجاي سريال مشکل داشت؟ ترکه مي گه : همين قسمت هاي که قطام به آرامي راه ميره. در آين حالت ،تلويزيون ما پرش داره و چيزهايي که نبايد ببينيم را ميبينيم!!!!

ساعت گويا

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه يه دختر خوشگل رو توي اتو بوس مي بينه.ازش مي پرسه: ببخشين خانوم...دوست دختر که مي گن ، شمائين ؟!!!

در استخر

شهريار ايثاري

Fri Aug 26 2005

 

ترکه را توي استخر ميگيرن و مي خوان واسه شاشيدن توي آب جريمه اش کنند.ترکه با داد و فرياد مي گه: بابا همه توي آب مي شاشن! مسوول استخر مي گه : بله . ولي نه از روي دايو!!!

همراه

فرهاد بهادر

Fri Aug 26 2005

 

يه روز به منزل شخصي تماس گرفتم. خانمش تلفن رو جواب داد. سراغ شوهرش رو ازش گرفتم. گفت: رفته بيرون. گفتم: همراه داره ( منظورم تلفن همراه بود) گفت: نه تنهاس

روزگار

حامد ساللاركيا

Fri Aug 26 2005

 

روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.

مهتابي

حامد سالاركيا

Fri Aug 26 2005

 

مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!

تايتانيك

عليرضا

Fri Aug 26 2005

 

ترك ميره سينما فيلم تاي