|
لره تو هواپيما |
دون مورتتا |
Sat Jul 02 2005 |
|
|
لره تو هواپيما باشه خلبان اعلام ميكنه:مسافرين عزيز تا 45 دقيقه ديگه درفرودگاه مهراباد ميشينيم اون وقت لره ميگه ,هونت خراو اگه ميدونستم اينقدر نزديكه پا پياده ميرفتم | |||
|
ترک نادان |
داود و طاهر خطر از مهاباد (کرد ) |
Sat Jul 02 2005 |
|
|
يك روز يك پسر به پدرش ميگويد پنجاه تومان به من بده پدرش كه خسيس بود به پسرش گفت چهل تومان ! سي تومان چيه , ببا اين بيست تومان رو بگير ده تومانشو خرج كن ,ده تومان را برام بيار . | |||
|
درويش |
وحيد گربه |
Fri Jul 01 2005 |
|
|
يه روز يه درويش ميره قزوين.وقتي ميخواد وارد شهر بشه ميگه (ياهو) ولي وقتي ميخواد بيا بيرون ميگه (يوهو ). | |||
|
بی کاری |
داود خطر مهاباد |
Fri Jul 01 2005 |
|
|
روزی ترکی توی کوچه راه میرفت یک دفعه میخورد زمین برای انکه خجالت نشود با سینه خیز میرود خانه | |||
|
پا |
آتش |
Thu Jun 30 2005 |
|
|
يه روز يه معلم به دانش آموز خود عكس پاي يك حيواني را نشان داد واز او نام حيوان را پرسيد . دانش آموز هر چقدر به عكس نگاه كرد نتوانست نامش را بگويد .معلم با عصبانيت به او گفت: اسمت را بگو تا برايت يك صفر بگذارم. دانش آموز كفشهايش را در آورد و به معلم خود گفت: شما هم از روي پاي من بگوييد اسم من چيست . | |||
|
تحقيق |
نيما |
Thu Jun 30 2005 |
|
|
يه روز يه رشتي مي خواد زن بگيره ميره تحقيق ميکنه يکي مي پرسه چي شد مي گه والا بچه محلاش که ارش خيلي رازي بودن | |||
|
تله قزويني |
رضا كج /ramsar |
Wed Jun 29 2005 |
|
|
يه روز يه سرهنگ ميره پادگان ميبينه تمام سربازها لختن ميپرسه چرا لختين ميگن قزوينيه فرار كرده واسش تله گذاشتيم / | |||
|
برفك فريزر |
پيام |
Wed Jun 29 2005 |
|
|
به تركه ميگن اگه فريزر برفك داشت بايد چه كار كرد ميگه كاري نداره مرد حسابو يه آنتن ميزاري پشت بوم هر هفتا طبقش صاف صاف ميشه . پيام از تهران | |||
|
آدم كرمو |
حسن دشتي |
Tue Jun 28 2005 |
|
|
يك شخصي از بالاي درخت مي افته پاش ميشكنه ميبرنش پيش دكتر ،دكتربرايش داروي كرم مي نويسه مگه چرا اينو نوشتي دكتر مگه چون اگر كرم نداشتي بالاي درخت نميرفتي | |||
|
BMW |
كورش 50 cent |
Tue Jun 28 2005 |
|
|
يك دف يه رشتيه با زنش تو خيابون دارن راه ميرن يه بي. ام .و . زنشو ميدزده بعد يه نفر به رشتيه ميگه زنتو دزدين . ميگه ولش كن شتاب بي . ام. و. رو بچسب | |||
|
حمام |
بهاره |
Mon Jun 27 2005 |
|
|
يه روز بچه اي با پدرش ميره حمام صابون ميره زير پاش وليز مي خوره وسريع جاي حساس باباش و ميگيره تا سرش به زمين نخوره باباي بچه كه از درد عصباني شده بود به بچه مي گه خاك تو سرت اگه با مامانت اومده بودي حمام كه الان مخت اومده بود توي دهنت . | |||
|
اسم |
بهاره |
Mon Jun 27 2005 |
|
|
به يك آقاي رشتي كه بچه زياد داشته ميگن اينقدر بچه داري اسماشون يادت ميمونه ميگه آره اسماشون كه يادم ميمونه فقط فاميلي هاشون يه ذره سخته | |||
|
عشق سكس |
ممد |
Mon Jun 27 2005 |
|
|
خروسه زنش را مي بره پشت ويترين مرغ فروشي وبهش ميگه خانوم ببين ميخوام تو خونه اينطوري برام بگردي | |||
|
آباداني |
شهاب وعلي ووهاب آباداني |
Sun Jun 26 2005 |
|
|
آباداني با ماشينش مي ره تهران تاير ماشينش پنچر مي شه پيشش مي شينه مي گه آخ جون هواي شهرمون | |||
|
نانوايي بي مخ |
حسين |
Sun Jun 26 2005 |
|
|
جاسم مي ره نانوايي به صاحب نانوايي مي گه نون مي خوام صاحب نانوايي مي گه صف بگير مي گه كسي نيست كه پشت سر ان بايستم صاحب نانوا : گفتم بايست خلاصه جاسم يك سنگ مي گيره وشيشه هاي نانوا را خرد مي كنه صاحب نانوايي مي گه احمق چرا شيشه هاي نانوايي را خرد مي كني جاسم مي گه از اين همه آدم تو صف ايستاده مرا مي گيري . | |||
|
نيكي كريمي |
سارا اصفهان |
Sun Jun 26 2005 |
|
|
سر در خونه نيكي كريمي نوشته بوده صد بار بدي كردي و ديدي ثمرش را نيكي چه بدي داشت كه يك بار نكردي؟ | |||
|
ترك جوك |
ع. ر- شهر ابريشم يزداباد |
Sun Jun 26 2005 |
|
|
به تركه ميگن يك جوك مزه داربگو ميگه ميگه از بس جوك برا تركا ساختن اگه خودم بگم ديگه خيلي با مزه ميشه | |||
|
بهشت |
حسين دشتي |
Sun Jun 26 2005 |
|
|
يكي مي ره بهشت روحش تعجب مي كنه مي ميره | |||
|
ترك عاشق |
اسلام ومحمدعقيل |
Sun Jun 26 2005 |
|
|
تركه عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود . | |||
|
شل |
صابر |
Sun Jun 26 2005 |
|
|
يه روز زن ومرد پير اصفهانی داشتند توی خيابان قدم می زدند يه دفعه يه خانم خوشگل از کنار مرده رد ميشه دستوپاش شروع ميکنه به لرزيدن زنش ميگه: عزيز چي شدس پات شل شدس مرده ميگه: نه عزيز شلم پا شدس . | |||
|
خرما |
احسان |
Sat Jun 25 2005 |
|
|
دو تا خرما با هم عروسي مي كنن ماه عسل ميرن مراسم ختم | |||
|
خط موازي |
ناصر گرانمايه |
Sat Jun 25 2005 |
|
|
از يه بسيجيه مي پرسن دو خط موازي را تعريف كن. ميگه دو خطي كه هر چه ادامه پيدا كنه به هم نرسن مگه به دستور مقام معظم رهبري | |||
|
دربست سه نفر |
بهاره |
Sat Jun 25 2005 |
|
|
دوتا تركه كنار خيابان ايستاده بودند ومي گفتند سه نفر در بست راننده اي نگه مي داره مي گه مگه شما دو نفر نيستيد پس چرا ميگيد سه نفر تركها مي گن مگه خودت نمي آي | |||
|
ازدواج غیابی |
ناصر سه سوت |
Sat Jun 25 2005 |
|
|
يه روز يه رشتيه ميره ژاپن بعد از يک سال مادرش بهش زنگ مي زنه ميگه برات يه دختر خوب سراغ دارم ميخوای باهاش ازدواج غيابی کني. ميگه عکسشو بفرست بعد بگم .مادره عکسو ميفرسته پسره قبول ميکنه وباهاش ازدواج ميکنه .مادره بعد از نه ماه عکس طه نوزاد رو به پسره ميفرسته ميگه بيا اين هم عکس دخترت . | |||
|
جوراب |
بهاره |
Fri Jun 24 2005 |
|
|
يه تركه جوراب مي خره به پاش بزرگ بوده جولوش پنبه مي ذاره . | |||
|
شلوار |
صادق |
Fri Jun 24 2005 |
|
|
يه روز يه خيار وموز با هم دعوا مي كر دند بعد موز به حياره ميگه برو با اين كند تلخت . خياره ميگه برو بابا تو كه براي 100 تومان شلوارت را از پات در مي اوري . | |||
|
گنجشك گردن كلفت |
پرتو سماچ |
Fri Jun 24 2005 |
|
|
يك گنجشك گردن كلفت در جنگل ادعاي پادشاهي مي كرده مي گه من همه را مي كشم يك فيل آن را مي بينه با خرطوم خود اونو پرت مي كنه زمين وميره گنجشك پراش مي ريزه مي گه آهاي بيا كجا مي ري تازه لباسم را در آوردم | |||
|
مرد اصفهاني |
آزيتا باباخاني |
Fri Jun 24 2005 |
|
|
يه روز يه خانمي كه شوهرش اصفهاني بوده به شوهرش ميگه آقا پول بديد من صفره ابولفضل نذر كردم نذرمو بدم شوهرش مي گه خانم نميشد صلوات نذر مي كردي | |||
|
www.tapesh.com |
Sina |
Thu Jun 23 2005 |
|
|
عربی پسرش رافرستادخارج برای تحصيل .بعدازچندسال پسره برمی گرده وپدرش باخوشحالي ازش ميپرسه که پسرم تعريف کن چه ديدی ؟پسره باآب وتاب گفت که عجايب راديدم مثلاکارخانه ای ديدم که گاوبه اين گندگی ازيک طرف وارد ميشه وازطرف ديگر بصورت سوسيس درمياد.پدره که ازديدگاه پسرش ناراحت شده بود گفت اين که چيزینيست.مادروطنمان سوسيس وارد می کنيم وگاوخارج ميشه . | |||
|
بچه تهرون |
مهران -ramsar |
Thu Jun 23 2005 |
|
|
به تركه ميگن دوست داشتي پايتخت ايران كجا بود ميگه اردبيل ميپرسن چرا ميگه چون اونموقع همه به من ميگفتن بچه تهرون | |||
|
قابلمه |
سهيلا |
Wed Jun 22 2005 |
|
|
يه روز يه کرم مي افتد تو قابلمه ماکاراني ميگه آخ جون جه بمال بماله | |||
|
کرم |
امير |
Wed Jun 22 2005 |
|
|
ِيه روز يه کرم ميره تو شرت يه مرد ميگه سلام جد بزرگوار ////... | |||
|
مارمولك |
ايمان ومحمد از تهران 1/4/84 |
Wed Jun 22 2005 |
|
|
يه مارمولكه ميره مشهد ميشه مش مولك | |||
|
سيما |
اسماعيل+خاكي+جوي+افغان |
Tue Jun 21 2005 |
|
|
يك روزي كارگراداره برق ميخاهدبرودروي تير بعدبه كارگر مگويند بالا نري كارگر ميگه چرا ميگه چون سيما لخته بعد كارگره ميگه سيماخانم ياالله | |||
|
کار بد |
مرتضی ازاصفهان-سجزی |
Tue Jun 21 2005 |
|
|
تركه با دوست دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم | |||
|
اصالت |
مهرداد |
Tue Jun 21 2005 |
|
|
به تركه ميگن شيري يا روباه ميگه چيه مگه خر چشه | |||
|
ترک |
مسعود رالی |
Tue Jun 21 2005 |
|
|
به ترکه میکن چنذ سالته میکه 20 سال 40 سال بعذ میکه 20 سالمه میکن 40 سال ثیش کفتی میکه حرف مرد یکیه | |||
|
ختم |
Tue Jun 21 2005 |
||
|
تركه لباس سياه خاكي پوشيده بود ازش مي پرسن جرا لباس سياه پوشيدي ميگه بابام مرده ميگن جرا خاكيه ميگه جون موقع خاك كردن مقاومت ميكرد | |||
|
زندگي زنا شويي |
پاپتي - پابرهنه |
Mon Jun 20 2005 |
|
|
زندگي زنا شويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل ... | |||
|
شبی |
رزا |
Mon Jun 20 2005 |
|
|
یه شب یه ترکه خواب میبینه دعواش شده فرداش با دوستاش میخوابه . | |||
|
قرص اکستازی |
شقایق |
Mon Jun 20 2005 |
|
|
یه روز یه عنکبوت قرص اکس می خوره پتو میبافه | |||
|
رشتی |
Mon Jun 20 2005 |
||
|
یک رشتی تو حیاط بچه اش را یک دفعه برت میکنه داخل حیاط همسایه . خانم رشتی : چرا این کار را کردی . رشتی:حق به حق دار میرسد | |||
|
حکم |
امین ابا دانئ |
Mon Jun 20 2005 |
|
|
ترکه قاضئ مئ شه بهش مئ گن حکم کن مئ گه خشت | |||
|
برق |
Mon Jun 20 2005 |
||
|
یه روز یه ترکه برقاشون می ره یه کاسه اهنی می بره در خونه لره می گه برق دارید لره می گه حداقل یه ظرف پلا ستیکی می اوردی برق نگیرتت | |||
|
ماه عسل |
بلا |
Sun Jun 19 2005 |
|
|
تركه مي ره ماه عسل يادش مي ره زنشو ببره | |||
|
كاندوم |
بلا |
Sun Jun 19 2005 |
|
|
يه بار سرپرست خوابگاه دخترا همه ي دخترا رو جمع مي كنه مي گه: ديشب يه پسر اومده تو خوابگاه همه ي دخترا مي گن:وااااااااااااي يكي مي گه:هه هه هه سرپرسته مي گه:تازه پسره رفته تو خوابگاه يكي از دخترا همه مي گن:وااااااااااااي يكي ميگه:هه هه هه سرپرسته مي گه:يه كاندوم هم پيدا شده همه مي گن:وااااااااااي يكي مي گه:هه هه هه سرپرسته مي گه:ولي كاندوم سوراخ بوده يكي مي گه:وااااااااااي همه مي گن:هه هه هه | |||
|
اسم ژستعار |
ز. امامي 17 ساله از سمنان |
Sun Jun 19 2005 |
|
|
معافيت جديد در رشت هر كس تك پدر باشد معاف است | |||
|
سبزه |
سحر |
Sun Jun 19 2005 |
|
|
تركه يه زن سبزه ميگيره سيزده بدر ميندازش بيرون | |||
|
دانش اموز |
عليرضا فرازمند |
Sun Jun 19 2005 |
|
|
معلم:5تاحيوان درنده نام ببر دانش اموز:2تاببر+3تاشير | |||
|
نوشابه خانواده |
باران |
Sat Jun 18 2005 |
|
|
يه روز يه آقايي ميره بقالي ميپرسه آقا نوشابه خانواده داريد؟ بقاله ميگه بله . آقاهه ميپرسه : به مجردها هم ميدين؟ | |||
|
ترك |
شهناز |
Fri Jun 17 2005 |
|
|
از يه تركه ميپرسن : _چرا تركها به "ق"ميگن"گ"؟ تركه ميگه: _اون گبلان گبلانا , گديم گديما مي گفتم ,حالا ديگه نمي گيم !!! | |||
|
همينطوري |
IBO از تبريز |
Fri Jun 17 2005 |
|
|
خروسي به خروس ديگه ميگه كه بيا بريم بازار اون يكي ميگه واسه چي ميگه بريم مرغهاي لخت رو تماشا كنيم | |||
|
موز |
شهناز |
Fri Jun 17 2005 |
|
|
تركه تو خيابون پوست موز ميبينه ميگه : باز بايد بخوريم زمين !!! | |||
|
اعتراف |
IBO از تبريز |
Fri Jun 17 2005 |
|
|
يه روز از يه خروس تو زندون مي پرسن واسه چي گرفتنت ميگه از تو جيبم عكس مرغ پيدا كردن | |||
|
بليط |
شهناز |
Fri Jun 17 2005 |
|
|
يه روز يه تركه 100 تا بليط اتو بوس ميخره ميده به راننده ميگه :اقا دربستي ! | |||
|
ترك |
منصوره -مهسا -د- 27/3/84 |
Fri Jun 17 2005 |
|
|
يه تركه ميره سر يخچال درشو وا ميكنه مي بينه ژله داره ميلرزه بعد به ژله ميگه نترس بابا ميخوام پنير بردارم .... | |||
|
خساست |
رامین تاری از قائمشهر |
Thu Jun 16 2005 |
|
|
يك روز يك موشه ميره خونه اصفهانيه از گشنگي ميميره . $$$$$$$$ | |||
|
جوجه |
شهناز |
Thu Jun 16 2005 |
|
|
يه روز 2 تا جوجه با هم قرار ميزارن تا وقتي بزرگ شدن با هم ازدواج كنن ولي وقتي بزرگ شدن ديدن هر 2تا خروس هستن | |||
|
رانندگي |
احسان مومني از راوند كاشان |
Thu Jun 16 2005 |
|
|
تركه سواره ماشين ميشه به راننده ميگه اقا دو نفر حساب كن.راننده ميگه من كير هم حسابت نميكنم | |||
|
بهشت و جهنم |
علی اصغر علیزاده . از قائمشهر |
Thu Jun 16 2005 |
|
|
روز قيامت مي شه بعد مي رسه به تركه خدا مي گه تو كه تو اون دنيا شانس نياوردي اينجا بهشت مي خواي بري يا جهنم تركه گوششو مي زاره در بهشت مي بينه سرو صدا نمي ياد بعد گوششو مي زاره در جهنم مي بينه بزنو به كوبه مي آقا من ميرم جهنم بعد مي ره تو جهنم 2 دقيقه وايميسته بعد همه چيز تموم مي شه مي ره مي پرسه مي گه آقا چي شد يارو مي گه پيام بازرگاني بود . | |||
|
ليسان(نيسان ) |
شايان عباسي |
Thu Jun 16 2005 |
|
|
سه تا تركه مي رن امتحان آيين نامه رانندگي به اولي مي گه يه چهار راهه يه نيسان يه آمبولانس يه ماشين آتش نشاني بگو به ترتيب كدوم اول مي ره ميگه ليسان آمبولانس اتش نشاني اولي رد ميشه دومي هم همين را ميگه سومي ميگه آمبولانس ماشين آتش نشاني مرده مي گه آفرين ولي پس نيسان كو تركه ميگه ليسان رفت | |||
|
رئيس جمهور |
اميد سالاري |
Wed Jun 15 2005 |
|
|
ازيك پسره مي پرسن كه فكر ميكني كي رئيس جمهور كي مي شود مي گويد:مادرم. مي گويند چرا.پسر گفت:چون مادرم قاليباف است !!! | |||
|
ترك در عكس |
مهندس رحيمي |
Wed Jun 15 2005 |
|
|
ترك جواني كه در خارج مشغول تحصيل بوده عكسش را در حاليكه سوا خري بوده براي والدين خود در ايران ميفرستدو پشت عكس مينويسد . پدر جان اين عكس را در ييلاق رنداخته ام وآنكه در با لا نشسته است عكس من است . | |||
|
ميله اتوبوس |
شايان |
Wed Jun 15 2005 |
|
|
يه روز يه تركه ميره تو اتوبوس مي بينه همه اونايي كه راست وايسادن ميله اتوبوس را گرفتن. ميگه ولش كنيدخودم مي گيرمش | |||
|
قد كوتاه |
Tue Jun 14 2005 |
||
|
يه تركه قدش كوتاه بوده كلش بوي جوراب ميگيره | |||
|
در وصف گل |
مجید جعفری از قائمشهر |
Tue Jun 14 2005 |
|
|
به يك تركه مي گن در وصف گل يه شعر بگو : تركه: در وصف گل؟ گل هوالله هو احد | |||
|
گلابي خانواده |
عسل |
Tue Jun 14 2005 |
|
|
يه روز يه تركه مي ره ميوه فروشي . توي ميوه فروشي يه كدو تنبل آويزان بوده. برمي گرده به ميوه فروش مي گه : ببخشيد آقا اين گلابي خانواده چنده ؟؟ !!! | |||
|
نمايشگاه نقاشي |
نيما |
Tue Jun 14 2005 |
|
|
يك روز نمايشگاه نقاشي خيلي بزرگي بود تمام مردمي كه براي ديدن تابلو ها اومده بودند همشون به يك تابلوي بزرگي خيره شده بودند در تابلو يك اسب زيباي سفيد در يك منظره زيبا ديده ميشد در همين حين يك توركه وارد نمايشگاه شد به سرعت طرف اين تابلو آمد وديد مردم ميگن عجب اسب قشنگي . ترگه بر مگرده ميگه عجب گاوب گشنگي مردم ميگن اين اسب گاو نيست بازم تركه ميگه گاوب گشنگي مردم دستشونو ميبرن رو اسب ميگن بابا اين اسب تركه ميگه من كه اونو نميگم كه دستشو ميبره روي قاب عكس ميگه عجب گاوب گشنگي | |||
|
ترك بي لهجه |
حامد ذبيحي |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
به تركه ميگن شما هم لهجه داري تركه ميگه نه والله اگه ميخواي بيا بگرد | |||
|
tork |
mehdi |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
يه تركه ميره مكه .مراسم حج بوده ميبينه همه دارن به جايگاه شيطان سنگ مياندازند هرچي ميگرده سنگ پيدا نميكنه شروع ميكنه به فحش دادن / | |||
|
جمله سازي |
ببعي |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
به تركه ميگن با ارتش كوفه جمله بساز ميگه شعرشو بلدم : ارت شگوفه داري مثل گل بهاري | |||
|
تر ك |
Mon Jun 13 2005 |
||
|
يه با ر يه تر كه خبر دا غ مي شنو ه گو شش مي سو زه | |||
|
ماچ |
Mon Jun 13 2005 |
||
|
ييك روز گاوي دنبال يك اهو افتاده بود يك دفعه اهو برگشت وگفت : چي مي خواي از جونم . گاو گفت : ماااااچ . | |||
|
زن |
سید علی موسوی |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
یه روز به یه مرده میگن چرا دو تا زن گرفتی میگه میخوام پوسته کنم | |||
|
دزد |
عسل |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
يه روز تركه مي ره مسجد وقتي بر ميگرده مي بينه كفشاش نيست . برمي گرده به خودش مي گه : پي... من كي رفتم ؟ !!!! | |||
|
بزرگترين نون بربري دنيا |
عسل |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
يه شب تركه خواب مي بينه كه داره بزرگترين نون بربري دنيا را مي خوره. صبح كه از خواب بيدار مي شه مي بينه لحافش نيست . | |||
|
آسفالت |
محمود 2 st |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
يه روز يه تركه سقف خونشو مي خواسته آسفالت كنه آسفالت اضافه مي ياره سرعت گير مي ذاره . | |||
|
آقا كرمه |
حسين نجفلو---قم |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
كرمه ميره توخشتك يك نفرعربه ميگه رخصت پهموون . | |||
|
دستشويي عربه |
رضا از آبادان |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
عبود و جاسم ميرن توالت عمومي عبود از اين دستشويي ميگوزه جاسم از اون دستشويي يك دفعه عبود داد مي زنه مي گه جاسم عزيزم اومدي دستشويي يا اومدي با من بحث كني | |||
|
اوقات فراغت عربها |
رضا از آبادان |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
به جاسم مي گويند شما عرب ها اوقات فراغت خود را چگونه مي گذرانيد ؟ جاسم مي گه هيچ آقام ميگوزه ما براش دست مي زنيم | |||
|
تركه خر |
رضا |
Mon Jun 13 2005 |
|
|
يه روز بچه تركه برميكرده به باباش ميگه:بابا براچي به ما ميگن تركه خر؟ باباميگه برو يه قابلمه و قاشق بيار بهت بگم بعد بچه اونا رو مياره! بابا شروع ميكنه روي قابلمه زدن بچه سري ميگه بابا در ميزنن باباميگه به خاطر همين كاراست ميگن تركه خر حالا اينو به بر بزار سرجاش بعد برو درو وا كن !!!!!! | |||
|
فراري ... |
msd |
Sun Jun 12 2005 |
|
|
يه روز يه گوسفنده بايه خوروس ويه خره ميخاستند ازمرزفراركنند ميگيرندشون از گوسفنده ميپرسند تو چرا ميخواستي فرار كني ميگه:اينا مارو مسخره كردندماروهم برا عروسي وهم برا عزاشون ميكوشند ازخوروس ميپرسند ميگه اينا كاراشون معلوم نيست يه بارساعتو ميكشند جلو يه بار ميكشندعقب معلوم نيست ما كي بايد قوقولي قوقو كنيم از خره ميپرسند ميگه معلوم نيست ما خريم يا اين تركا؟؟؟ | |||
|
سيب زميني |
علي تراب |
Sun Jun 12 2005 |
|
|
يكروزسيب زميني باباش ميميره ريش ميزاره ميشه گيوي پرتغال تامسونه خودشو ميزنه درو ديوارميگرنش ميگن خودتو واسه چي ميزني ميگه ميخوام پرتغال خو ني شم . | |||
|
دیوونه |
مجتبی |
Sun Jun 12 2005 |
|
|
يه روز چندتا ديوونه رو سوار هواپيما ميكنند.وسط راه ديوونه هاشروع به سر و صدا ميكند.خلبان كه از دست سر و صداي ديوونه ها كلافه شده بود به سركرده ديوونه ها ميگه برو اونارو ساكتشون كن.بعد از چند دقيقهديگه هيچ صدايي نميشنوه سر كرده ديوونه ها رو صدا ميكنه وميپرسه چرا يهو انقدر ساكت شدند.اونم جواب ميده هيچي. فرستادمشون تو حياط بازي كنند . | |||
|
گل خرابه ها |
رضا از آبادان |
Sun Jun 12 2005 |
|
|
يك آباداني مي ره پيش خدا مي گه اي خدا قربون بزرگيت چي آفريدي شهر ما را خراب كردن آبروي ما را بردند خدا مي گه كيا آباداني مي گه همين عرب ها خدا مي گه عرب ها!!! من كه نيافريدم بعد مي گه هي شيطان اون گل خرابه ها كه بهت دادم چه كارشون كردي؟ | |||
|
ديوانه |
BITA1384 |
Sat Jun 11 2005 |
|
|
توي ديوانه خونه همه ديوانه ها دست ميزنن بجز يكي ميگن حتما خوب شده ببريمش بفرستيم خونه ازديوانه ميپرسن چرا دست نميزني ميگه آخه من عروسم | |||
|
آدمخوار |
TINA1384 |
Sat Jun 11 2005 |
|
|
تو سرزمين آدمخوارها پدر به پسر تمرين آدمخواري ياد ميداد همان لحظه هواپيمائي سقوط ميكنه مردي چاق از هواپيما بيرون ميآيد پسرميگه بابابخوريمش ميگه نه پسرم چربي داره چربي مي گيريم مردي لاغربيرون ميآيد مي گه بابا بخوريمش ميگه نه استخوان داره توي گلو گير ميكنه خانمي زيبا مياد پايين ميگه بابا بخوريمش ميگه نه پسرم ميبريم خونه مامانتو ميخوريم اينو نگه ميداريم | |||
|
عيد فطر |
مصطفي فراهاني -اراك |
Fri Jun 10 2005 |
|
|
تركه بچه اش پس از عيد فطر بدنيامياد اسم بچه اش را ميزاره پس فطرت | |||
|
سوسمار |
حسين |
Fri Jun 10 2005 |
|
|
تركه ميره سيرك مي بينه يه مرده دهن سوسمارو باز مي كنه و سرش مي كنه تو دهن سوسماره . به تركه مي گن تو هم مي توني اين كارو بكني . مي گه آره ولي دهنم اينقدر باز نميشه؟؟ | |||
|
آتروپات |
faryad_perspolisi |
Thu Jun 09 2005 |
|
|
به تركه ميگن: نظرت راجع به آتروپات چيه؟ ميگه: راستش يخمك خوشمزه تره | |||
|
فوتباليستها |
faryad_perspolisi |
Thu Jun 09 2005 |
|
|
به تركه ميگن: سه تا فوتباليست نام ببر. ميگه: علي دايي، علي كريمي، فرار مهدوي كيا | |||
|
شبكه جوان |
faryad_perspolisi |
Thu Jun 09 2005 |
|
|
از تركه مي پرسن از كدوم شبكه تلويزيوني خوشت مي آيد ميگه : شبكه سه .ميگن : چون شبكه جوان است . ميگه : نه ! چون هميشه سه تا نون بربري اون بالاش داره .! | |||
|
کارخانه سوسیس |
نيسی/هويزه |
Thu Jun 09 2005 |
|
|
عربی پسرش رافرستادخارج برای تحصيل .بعدازچندسال پسره برمی گرده وپدرش باخوشحالي ازش ميپرسه که پسرم تعريف کن چه ديدی ؟پسره باآب وتاب گفت که عجايب راديدم مثلاکارخانه ای ديدم که گاوبه اين گندگی ازيک طرف وارد ميشه وازطرف ديگر بصورت سوسيس درمياد.پدره که ازديدگاه پسرش ناراحت شده بود گفت اين که چيزینيست.مادروطنمان سوسيس وارد می کنيم وگاوخارج ميشه . | |||
|
دعوا |
فائزه (faezeh) |
Thu Jun 09 2005 |
|
|
روزي نوشابه سياه با يك نوشابه زرد دعوا مگيرند نوشابه سياه به نوشابه زرد ميگه چي شده هنوز دعوا نگرفته رنگت پريده | |||
|
چشم |
حسين |
Thu Jun 09 2005 |
|
|
يارو ميره كله پزي كله پزه ميپرسه برات چشم بزارم ؟ يارو ميگه صبر كن تا قائم بشم | |||
|
معلم |
حسين |
Thu Jun 09 2005 |
|
|
يه معلمي از شاگردش ميپرسه بگو ببينم سطل رو با كدوم ت مينويسن. شاگرد : اگه سطل دسته داشت با ت دسته دار واگه دسته نداشت با ت دو نقطه | |||
|
شير |
Thu Jun 09 2005 |
||
|
يه روز يه مادره توي اتوبوس داشته بچه اش را شير ميداده بعد بچه هه نمي خورده مادره ميگه اگه شير نخوري ميدمش آقاهه بخوره ها بعداز چند ايستگاه كه مي گذره تركه مي گه خانم اگه مي خواي بدي بخوريم بده و الا پياده شيم . | |||
|
وضو ! |
آرش پويا |
Wed Jun 08 2005 |
|
|
يه تركه اي خيلي محكم وضو مي گرفت و دستاشو محكم به صورتش مي كشيد . ازش پرسيدن چرا اينجوري وضو مي گيري گفت : مي خوام ببينم كدوم گوزي مي تونه اين وضو رو باطل كنه ؟؟ !! | |||
|
esfehani |
babi |
Wed Jun 08 2005 |
|
|
اصفهانيه سوار تاكسي ميشه آخر مسير به راننده ميگه :حاج آقا كرايه ي ما چند شدس؟يارو ميگه 50 تومن اصفهانيه ميگه :چه خبرس اولا كه 40 تومن بيشتر نمي شد بعدشم من 30 تومن بيشتر ندارم حالا اين 20 تومنو بيگر يارو ميشمره مي شمره ميبينه 10 تومنه .... | |||
|
شكم خر |
آرش پويا |
Tue Jun 07 2005 |
|
|
يه تركه اي شكم خري رو پاره مي كنه و ميره توش ! بهش مي گن چرا اينكارو ميكني ؟ ميگه برو داداش بزار تو خودمون باشيم !!! | |||
|
نوشابه |
الهام سلیمی ترکمانچای |
Tue Jun 07 2005 |
|
|
به يكي ميگن نظرت درباره نوشابه چيه؟ ميگه والله خوبه آب وگاز داره ولي حيف كه برق نداره | |||
|
دنبال كردن دختر |
مهدى معاش استقلالى |
Tue Jun 07 2005 |
|
|
رشتيه دنبال يه دختر ميكنه ، ازش جلو ميزنه | |||
|
كانديد |
سامان.ن ..... |
Tue Jun 07 2005 |
|
|
به قزوينيه ميگن به كي راي ميدي. ميگه:به آمپول زن محلمون. ميگن چرا؟ ميگه:آخه زيادي كانديدس ..... | |||
|
پرستار |
مهدي |
Mon Jun 06 2005 |
|
|
يه روز يه لره توي بيمارستان سوار آسانسور مي شه از قضا يه خانم پرستاره هم توي آسانسور بوده پرستاره چشش لررو مي گيره وسينشو واميكنه وميچسبه به لره ميگه ببينم ميتوني يه كاري كني كه من احساس كنم زنم لره هم سريع لباساشو درمياره ميگه ور دار ببر اينا رو بشور | |||
|
دختر پاكدامن |
پاپتي = پابرهنه |
Mon Jun 06 2005 |
|
|
به رشتيه ميگن تو شهر شما دختر پاكدامن هم پيدا ميشه . رشتيه ميگه : آره . ولي 1000 تومن گرونتره ..... | |||
|
رشتي |
ايليا بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
به رشتيه مي گن بدبخت الان زنتو 7نفر اومدن با ژيان بردن . رشتيه كف مي كنه و مي گه بابا ايولا ژيان 7 نفر !!!!!!!!!! | |||
|
روباه |
ايليا بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
يه روز يه تركه داشته مي رفته مي بينه يه روباه مرده افتاده زمين پيش خودش مي گه خدارو شكر كه مرده مگه نه گولم مي زد | |||
|
كاربن |
ايليا بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
يه تركه وقت نداشته نماز ظهر و عصر رو با هم بخونه زير مهرش كاربن مي ذاره | |||
|
رشتي |
ايليا بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
رشتيه با زنش دعواش مي شه بچه هاش و جمع مي كنه و مي گه بياين بريم بچه ها زنش از اون طرف داد مي زنه هي با من دعوا كردي بچه هاي مردمو كجا مي بري | |||
|
رشتي |
ايليا بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
رشتيه زنش ميميره سور مي ده ازش مي پرسن چرا اين كار و كرده مي گه آخه اولين شبيه كه مي دونم زنم كجا مي خوابه | |||
|
رشتي |
ايليا بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
رشتيه زنش بچه دار مي شه مي ره بالاي پشت بومداد مي زنه با تشكر از همكاري بچه محلها !!!!!!!! | |||
|
رشتيه |
ايليا بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
رشتيه زن ايدزي ميگيره بهش مي گن چرا زن ايدزي گرفتي . مي گه مي خوام از اهالي محل انتقام بگيرم | |||
|
رشتيه |
ايليا بلا و بهروز بلا گنبد |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
رشتيه مي ميره مي برنش جهنم با يه تركه هم سلول ميشه تركه مي گه ببينم تو چطوري مردي ميگه من رفتم خونه ديدم هيچ مردي خونمون نيست زنم هم تو آشپزخونه داره آشپزي ميكنه همين شد كه از خوشحالي سكته كردم . تركه ميگه :خوب پدر صلواتي در يخچالو باز مي كردي نه من مي مردم نه تو . | |||
|
اردل و بامشاد |
دنيا |
Sun Jun 05 2005 |
|
|
يك روز به بامشاد خبر ميدن كه مژده حامله است بعد بامشاد گفت اي اردل نامرد | |||
|
تلفن عمومي |
سهيل |
Sat Jun 04 2005 |
|
|
يه روز تركه تو تلفن عمومي بوده شماره ميگيره ميگه الو ببخشيد اونجا 2222222 هستش لطفا زنگ بزنين اتش نشاني دستم تو شماره 2 گير كرده | |||
|
موشيك باشهرشدعواكرد |
عليرضا |
Sat Jun 04 2005 |
|
|
خانم موشه با شوهرش دعوا كرده بود رفت دارو خانه مرگ منه داريد | |||
|
تركي |
dj رضا |
Fri Jun 03 2005 |
|
|
يه روزيه تركه يه ماهي ميگيره ماهي تودستش تكون ميخوره ميندازش تواب بعدميگه اونجابمون تاخفه شي | |||
|
تركي |
xxx |
Thu Jun 02 2005 |
|
|
يه روز به يه تركه ميگن جوك جلو صف اتوبوس و شنيدي ؟ ميگه منم اخر بودم نشنيدم | |||
|
تفاوت |
مملي: جهرمي |
Thu Jun 02 2005 |
|
|
فرق بين عينك و فيلم سوپر:عينك را اول ميزنن بعد مي بينند ولي فيلم سوپررا اول ميبينن بعد ميزنن | |||
|
رستوران تركي |
مهدي |
Thu Jun 02 2005 |
|
|
يه روز يه تركه رستوران مي زنه اما زود برشكست ميشه چون ظهرها رستوران رو مي بنده براي ناهار خونه يره | |||
|
اب چرخ كرده |
هانيه درياسفر از ابادان |
Wed Jun 01 2005 |
|
|
يه روزيه عربه ميره حمام وقتي دوش رو بازميكنه ميگه جل الخالق گوشت چرخ كرده ديده بوديم اما اب چرخ كرده نديده بوديم | |||
|
قطره چكان |
morteza |
Wed Jun 01 2005 |
|
|
اسپانياييهابه قطره چكون مي گن ميچلوني ميچكونه | |||
|
انبر |
morteza |
Wed Jun 01 2005 |
|
|
رشتيها به افتابه ميگن انبر به سيفون ميگن اندك به چاه توالت انگور به كمربند ميگن خط كسري بالا صورت پايين مخرج | |||
|
راه پیمایی |
حامد |
Wed Jun 01 2005 |
|
|
تركه ميره راه پيمايي-ميبينه شلوغ برميگرده خونه | |||
|
لاک پشت |
Tue May 31 2005 |
||
|
یک روز به یک لاک پشت می گویند چرا نماز نمی خوانی میگوید اخه لاک دارم . | |||
|
فاميل دور |
مازن هيورىبجه شوش دانيال ساكن عراق كوت حى |
Tue May 31 2005 |
|
|
يه تركه سر قبر يكى نشسته بوددستاش رو مثل سايبان رو جشاش كرفتهبود و دور دورا رو نكاه مىكرد و كريه مىكرد علت رو مىبرسن ميكه كه يكى از فاميلهاى دورم مرده | |||
|
زن رشتیه |
مجید |
Mon May 30 2005 |
|
|
ِِيك روز مامور امار در منزل رشتيه ميايدو از او مي پزسد شما چند نفرهستيد زن رشتيه نگاهي به مامور آمار مي كند ومي گويد شما چه كار داريد ما چند نفريم شما چند نفريد؟ | |||
|
بلال |
Alen Dolen |
Mon May 30 2005 |
|
|
تركه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه | |||
|
كم رنگ |
محمد و علي شوش |
Mon May 30 2005 |
|
|
به عربه ميگن از چه رنگي خوشت مياد , ميگه كم رنگ | |||
|
50*50 |
محمد و علي از شوش دانيال |
Mon May 30 2005 |
|
|
يه شب فيل و مورچه ميرن 50*50 ميبين كه مورچه ه داره از گردن فيل ميره بالا بهش ميگن كجا ميگه بذار حالا يه لب تو لبي بريم | |||
|
غضنفر |
مر يم |
Sun May 29 2005 |
|
|
به يكي ميگن با فرشاد جمله بساز ميگه روح غضنفر شاد | |||
|
شب اول قبر |
پريسا |
Sun May 29 2005 |
|
|
تركه ميميره شب اول قبر 62 تا فرشته ميان بالا سرش دو از فرشته ها سوال ميكردن 60 تاي ديگه حاليش ميكردن :)) | |||
|
زبان لري |
علي ازشوش |
Sun May 29 2005 |
|
|
از لره ميپرسن لري چجور زباني ميگه فارسي رو ديدي برين توش ميشه زبان لري | |||
|
لات |
محمد |
Sat May 28 2005 |
|
|
يه لرميادتهران سركوچه يه مرده وايساده بود بهش ميگه لات محل توي ميكه اره لرميگه ريز ميبينمت لات يه مشت مزنه به جشم لر ,لرميگه ديگه هيچ نميبينمت | |||
|
بعد مرگ |
ابوذر ورزنه |
Fri May 27 2005 |
|
|
به رشتيه ميگن اكبراقا تو خونه شماست ميره رو ديوار داد ميزنه اي واي تا حالا اكبر اقا را لخت نديده بودم | |||
|
غیرت . |
مهدی پیرایش |
Fri May 27 2005 |
|
|
به ترکه میگن ساعت داری .میگه ساعت ندی کیشی ادامون گرک غیرتی اولا . | |||
|
انگور |
پاپتي = پابرهنه |
Fri May 27 2005 |
|
|
رشتيها به توالت ميگن انگور . ( ان + گور ) | |||
|
كريم عشقي |
عقيل اسماعيلي |
Thu May 26 2005 |
|
|
يه يا كريم با يه مرغ عشق ازدواج مي كنه بچه شون كريم عشقي در ميآد ! | |||
|
شطرنج |
حسن |
Thu May 26 2005 |
|
|
تركه رييس فدراسيون شطرنج ميشه ميگه فيل نميتونه اسب رو بزنه خر هم بازيه | |||
|
شغل |
دنيا |
Thu May 26 2005 |
|
|
يه روز از يه لره ميپرسن شغلت چيه ميگه پليس مخفي كه خودش و لو نميده | |||
|
گردنبند |
پاپتي = پابرهنه |
Thu May 26 2005 |
|
|
بچه رشتيه به مامانش ميگه : مامان اين گردنبند كه گردنته بابا برات خريده . مامانش ميگه : برو بچه . من اگه به اميد بابات مي نشستم الان تو رو هم نداشتم .... | |||
|
جمعيت آبادان |
پاپتي = پابرهنه |
Wed May 25 2005 |
|
|
به آبادانيه ميگن : جمعيت آبادان چقدره .. ميگه : با دهاتهاي اطرافش 70 ميليون نفر ( توضيح : همه ايرانو دهات حساب كرده ... ) | |||
|
پستاندار پرنده |
پاپتي = پابرهنه |
Wed May 25 2005 |
|
|
به عربه ميگن , يه پستاندار پرنده نام ببر . ميگه : مهماندار هواپيما | |||
|
جيگر |
منصور |
Wed May 25 2005 |
|
|
پسربه پدرش گفت:بابامگرجيگر پادارد پدر گفت :نه پسرم جيگر كه پاندارد پسرگفت:پس چراديشب مي گفتي جيگرپاهات رابازكن | |||
|
JJ34 |
ALIREZA |
Tue May 24 2005 |
|
|
اگه گفتيد چطوري ميشه يك زير درياي اتمي را غرق كرد ؟؟؟؟؟؟؟ هيچي بايد در بزنيم و تتندي فرار كنيم !!!!! | |||
|
پایتخت |
ali95 |
Tue May 24 2005 |
|
|
به ترکه میگن بزرگترین آرزوت چیه میگه تبریز پایتخت شه اونوقت به ماهم میگن بچه تهرون | |||
|
جمله سازي |
nasrin |
Tue May 24 2005 |
|
|
به يه تركه ميگن با انجير و زنجير جمله بساز ميگه adam اگه شانس داشته باشه زنجيرش مياد اگه شانس نداشته باشه انجيرش مياد. | |||
|
روسری |
S KD |
Tue May 24 2005 |
|
|
ِ1 روز 1 مار روسری سرش کرد رفت بِِِِِِِیرون ازش پرسیدن چرا روسری سرت کردی ؟ گفت من کبری هستم | |||
|
حاجی |
الناز |
Mon May 23 2005 |
|
|
یه روز به یه ترکه میگن اولین کسی که رفت مکه و حاجی شد کی بود میگه حاج زنبور عسل | |||
|
دیوار |
Mon May 23 2005 |
||
|
يه تركه ميخوره تو ديوار مي گه ببخشيد | |||
|
پاي لنگ |
پپه خان |
Mon May 23 2005 |
|
|
يك روز زني داشت لنگ لنگان توي خيبان راه مي رفت بهش گفتن خدا بد نده گفت خدا بد نداده خودم بد دادم | |||
|
يك روز يك خانم خوشگلي مي خواست تاكسي بگيره ! ميره جلوي راننده خم ميشه ميگه : آقا ببخشيد ستارخان مي خوره ! راننده جواب داد : چرا ستارخان بخوره خودم ميخورم عزيزم ...! |
|
مشهد |
مصطفي محمدي |
Sun May 22 2005 |
|
|
عربه ميره امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حفو تكرار كرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار هواسش به ما باشه | |||
|
پرتغال خوني |
م . ام ازقم |
Sun May 22 2005 |
|
|
يك روزتركه پرتغال وميزنه به ديوار بعد ميخوره بهش ميگن چرا اينكارو كردي ؟ ميگه ميخام پرتغال خوني بخورم . | |||
|
شنگول و منگول |
NISTI_TITANIC |
Sun May 22 2005 |
|
|
يه روز گرگه ميره درخونه شنگول و منگول ميگه منم مادرتون درو باز كنيد يه هو يه بجه شير درو باز ميكنه ميگه شيش مابيش اسباب كشي كردن | |||
|
قنوت |
امیر |
Sun May 22 2005 |
|
|
ِِیک روز یه ترکه درحال نماز مشغول قنوت نمازبود که دیستان خود را بر عکس جلو روی خود گرفته بود علتش را ÷رسیدن گفت می خواهم ببینم از بر میتوانتم بخوانم | |||
|
استخر |
محمود فاتحی شیراز |
Sat May 21 2005 |
|
|
لره میره استخر شنا کنه اهنگ تایتانیک میذارن جو میگیره غرق میشه | |||
|
زلزله |
A.GH |
Sat May 21 2005 |
|
|
يه رشتيه زنش رو ميذاره توي كارتن روش مي نويسه كمك جنسي و ميفرسته بم . | |||
|
جلوگیری از بارداری طلا شیراز |
Sat May 21 2005 |
||
|
به رشتیه می گن برای جلو گیری از بارداری شما چی کار می کنید؟ می گه والا ما صبح ها که از خونه بیرون می ریم در ها رو قفل می کینم | |||
|
معجزه |
مصطفي- بيرجند- مدرس |
Sat May 21 2005 |
|
|
رشتي ميره جبهه بعد كه بر ميگرده دوستاش ميگن اون جا معجزه هم ديدي ميگه هان پشت سنگر داشتم كف دست ميزدم امدم خانه ديدم زنم حامله شده | |||
|
آزمايش |
مليكا |
Sat May 21 2005 |
|
|
يه روز يه خانم پرستار مي خواد از يه اقا آزمايش گروه خون از انگشتش بگيره ولي خون تو سرنگ نمياد پرستار انگشت را مي مكد بعد آقا ميگه ببخشيد شما آزمايش ادرار هم ميگيري؟ | |||
|
روز تعطيلي |
مهندس رحيمي |
Sat May 21 2005 |
|
|
روزي ديوانه اي را ميخواهند آراد كنند..اراو ميپرسند ..موتور سواري روز چمعه به پيك نيك ميرود.تصادف ميكند وسر او كنده ميشوواو سر خود را برميدارد و بداروخانه ميرود و دوا ميخرد و سرخود را د .ميچسباندوسوار ميشود وميرود ..حالا كجاي اين داستان درست نيست؟ وديوانه ميگويد معلوم است روز هاي جمعه داروخانه ها تعطيل است . | |||
|
هواشنشاسي |
احد از سنندج |
Sat May 21 2005 |
|
|
يه روز تركه ميره اداره هواشناسي به يكي ازكارمنداش ميگه اقا امروزهواخيلي خوب بوددستتون درد نكنه " | |||
|
جو تهراني ها |
نسيم محمودزاده |
Sat May 21 2005 |
|
|
روزي يك تهراني با همسرش در تختخواب خوابيده بود وبعد او را جو گرفت همسرش را از پنجره انداخت پايين | |||
|
تقدیم به ترانه خانوم |
از طرف علی daje_2005 |
Fri May 20 2005 |
|
|
يه روز يه تركه ماشين مي خره پشتش مي نويسه يا زهرا ياهيچكس . | |||
|
وضو |
سگ سيبيل |
Fri May 20 2005 |
|
|
يه روزميبينن كه يه تركه شديدداره وضومي گيره بهش مي گن چرااينجوري وصومي گيري ميگه اخه ميخوام ببينم كدوم گوزي ميخوادوضوي مراباطل كند . | |||
|
قمی |
تتو |
Fri May 20 2005 |
|
|
یه بار دوتا قمی میخورن به هم میشن قمقمه . | |||
|
پیامبر زن |
sad |
Fri May 20 2005 |
|
|
به ترکه گفتن پیامبر زن نام ببر گفت پیامبر اکرم | |||
|
معتاد |
موصيوازتهرون |
Fri May 20 2005 |
|
|
به يه معتاده ميگن چرانمازنمي خووني ميگه اونجايي كه ميگن اياكنعبدو.....كي حالداره بدوه | |||
|
جوجه |
رامين و علي اكبر |
Fri May 20 2005 |
|
|
يه بار سه تا جوجه از تخمشون بيرون ميان , يكيشون تهراني , يكيش اصفهاني و اون يكي كرمانشاهي.وقتي به دنيا ميان تهرانيه ميگه : جوك,جوك,جوك.اصفهانيه ميگه جيكست,جيكست,جيكست.بعد كرمانشاهيه ميگه:خدات جيك , پيغمبرت جيك,21 روز بدون ملاقات . | |||
|
تظاهرات |
زهرا-ه ازقم |
Fri May 20 2005 |
|
|
يك روز ترك ها گفتند چرا اين فارس ها به ما مي گويندخر . رفتند تظاهرات عليه فارس ها و شعار دادند:ترك ها همه دلاورند فارس ها همه تركًَ خرند . | |||
|
بیژن |
آرش نادری راد از سمنان |
Thu May 19 2005 |
|
|
به یه معتاد میگن شما معتادی میگه نه به خدامن ژن دارم | |||
|
اگه مامان و بابا نداشتی ... |
فربد |
Thu May 19 2005 |
|
|
يه روز مدير مهدكودك به يكي از بچه ها ميگه:تو مامان داري؟ميگه نه ! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟ ! | |||
|
ايدز |
علي -سناتور از قم |
Thu May 19 2005 |
|
|
تركه پرتغال خوني ميخورد ايدز ميگيره | |||
|
شب جمعه |
mjdrastar |
Thu May 19 2005 |
|
|
يه پيرزنه روز سه شنبه واميسه سر خيابون منتظر تاكسي صدا مي زنه نماز جمعه .... يه تاكسي واميسه مي كه مادر جون امروز سه شنبه اس واسه چي مي گي نماز جمعه.... پيرزنه مكث ميكنه بعد مي گه اي نامرد بازم ديشب كلاه سرم گذاشت !!!! | |||
|
ترك |
mjdrastar |
Thu May 19 2005 |
|
|
يه روز يه تركه دنبال يه دختره راه مي افته ازش مي زنه جلو | |||
|
كرم |
Wed May 18 2005 |
||
|
يه روز دو تاگرجه با هم داشتن ميرفتن بعد يه كاميون از روي يكيشون رد ميشه اون يكي به ديگري ميگه رب جان پاشو بريم | |||
|
لره لر |
مصطفي از تهر.ان |
Wed May 18 2005 |
|
|
يه روزبه يه لره مي گن چندتاازشخصيت هاي شهرتون نام ببرميگه هيتلر.سوفيالره.لرل هاردي | |||
|
رشتی |
سیاوش خفن از گلکوب شیراز |
Wed May 18 2005 |
|
|
رشتیها به توالت میگن زورخونه | |||
|
اسمت چيه |
حامد از قم |
Wed May 18 2005 |
|
|
يه روز يه تركه ميرسه به يه خانم ميگه اسمت چيه ميگه من شروين هستم ولي صدام ميكنن شري بعد زن ميگه اسم شما چيه ميگه من چراغعلي هستم ولي صدام ميكنن لامپ | |||
|
شش كوچولو |
يه دختر خوب |
Wed May 18 2005 |
|
|
يه روز از يه تركه مي پرسن اسمت چي مگه حمزه اما تو خونه صدام ميكنن شش كوچولو . | |||
|
ديوار |
مهسا |
Wed May 18 2005 |
|
|
يه روز روي يه زنه رشتيه ديوار مي افته شوهرش ميگه فقط ديوار روي تو نيفتاده بود كه اقتاد . | |||
|
حسن |
الما شیراز |
Tue May 17 2005 |
|
|
رئس تیمارستان :اسمت چیه؟ دیوانه:حسن رئس تیمارستان:اسم بابات چیه ؟ دیوانه:حسن - این که نمی شه هم اسم تو حسن باشه هم اسمه بابات؟ _تو خونه ما همه اسمشون حسن جز برادرم حسین که اسمش اصغره | |||
|
خواننده؟؟؟ |
مهندس رحيمي |
Tue May 17 2005 |
|
|
رني به شوهرش ميگويد بيا اين در را درست كن يا اين لوله آب را تعمير كن يا اين لامپ برق ذا عوض كن .مرد ميگويد مگر من نجارم يا لوله كشم ويا برقكشم ...پس از چند روز مرد بخانه ميايد وميبيند كه همه چيز درست شده است از زنش ميپرسد كي اينهارا درست كرد و زن ميگويد پسر همسايهو در مقابل ازمن خواست يا براي او آواز بخوانم ويايك ساعت با او بخوابم و مردميگويد حتما تو هم براي او آواز خواندي وزن ميگويد مگر من خواننده ام........؟ | |||
|
اصفهانی |
سیاوش خفن از گلکوب شیراز |
Tue May 17 2005 |
|
|
يه روز يه موش ميره خونه ي يه اصفهاني سو هاضمه مي گيره ميميره | |||
|
امکانات کم |
مهرداد_ تهران_خسرو جنوبی |
Tue May 17 2005 |
|
|
یه روز به یه ترکه میگن چراترک شدی ؟ می گه امکانات نبود میگن پس چرا لر نشدی؟ میگه امکانات اونقدر هم کم نبود | |||
|
ميخ |
Tue May 17 2005 |
||
|
يه روز ِِِية تركه يه ميخ رو برعكس داشته ميزده به ديوار دوستش سر ميرسه ميگه اشك جان اين ميخ كه مال اين ديوار نيست كه؟مال ديوار انوريه | |||
|
اصفهانی |
سیاوش 22 |
Mon May 16 2005 |
|
|
يه روز يه اصفهاني موز ميخوره معده اش تعجب ميكنه | |||
|
فضول |
معين6752 |
Mon May 16 2005 |
|
|
يه روز به يك فضولي ميگن مي خوان نصف دنيا روبدن بتم!فضوله ميگه نصفه ديگشو به كي ميدن؟ | |||
|
ترك خر |
محمد ف |
Sun May 15 2005 |
|
|
يه تركه داشت خرشو مي زد يه يارو گفت چرا خرتو مي زني ؟ گفت دخالت نكن دعوا خانوادگيه . به يه تركه ميگن با اداره جمله بساز . ميگه اٌٍ مينا داره مياد . | |||
|
ساندويچ |
ميثم |
Sun May 15 2005 |
|
|
يه روز يه نفر ميره تو يه ساندويچي ميگه اقا يه ساندويچ بدين ولي زيرش خيار شور نذار مرده ميگه خيارشور نداريم ميخواي گوجه نذارم | |||
|
مجلس شوراي رشت |
كفتار |
Sat May 14 2005 |
|
|
در رشت مجلسي برپا شد , نتيجه اين شد كه مادر گرامي 2پدر كافي است | |||
|
ازدواج |
Sat May 14 2005 |
||
|
يك روز يتركه ميره يزن سياه ميگيره ازش مي پرسن چرا رفتي زن سياه گرفتي ميگه براي روزهاي عزاداري | |||
|
روغن جت |
ASAL AZ ESFAHAN 601 |
Sat May 14 2005 |
|
|
يك روز دو خلبان مي خواستند مست كنند . ديدند در هواپيما چيزي ندارند . يكي از خلبان ها گفت : شنيدم با روغن جت هم مي شود مست كرد . بعد روغن را خوردند و كارشون را كردند . فردا خلبان به اون يكي خلبان زنگ مي زنه مي گه : تو حالت خوبه . ميگه : آره . بعد مي گه : نگوزي ها . ميگه : چرا ؟ ميگه : من گوزيدم . الان بندرعباسم | |||
|
كره جاف |
Fri May 13 2005 |
||
|
گروهي كوهنوردبعدازچندسال موفق به فتح قله اورست ميشن وقتي بالا مي رسن سه نفركردجاف رامي بينن اونجانشستن بهشون مي گن شماكي اومديد ميگن "ايم هرروژ تيم اير بوقنير " | |||
|
ترك ترسو |
ابوسعيد قلي پور |
Fri May 13 2005 |
|
|
به يك تركه مي گن شما به دايوناصر چي ميگين.ميگه ماغلط مي كنيم چيزي بگوئيم | |||
|
مگس و بچه اش |
آرمين |
Fri May 13 2005 |
|
|
مگس و بچه اش ميروند روي يه سر طاس مي نشينند بچه مگس تشنه اش مي شود از مادرش آب مي خواهد مگس ميگه تو اين كوير خشك از كجا آب بيارم | |||
|
پشه |
ناني |
Fri May 13 2005 |
|
|
يه پشه مي افتاده داخل سطل زباله مي گه منو اين همه خوشبختي محاله محاله | |||
|
طريقه استعمال ميل لنگ |
Fri May 13 2005 |
||
|
در زمان جنگ و شغال ايران، آمريكاييها تعدادي لوكوموتيو ديزل جهت حمل محمولات وارد ساختند. يك روز از طرف كارخانجات راهآهن يك ميل لنگ نخراشيده و نتراشيده را روي دوش چند باربر گذارده و با يك گزارش بلند و بالا به اداره جريه راهآهن فرستادند و رئيس كارخانجات نوشته بود كه ما از طريقه استعمال اين ميللنگ اطلاعي نداريم. خواهشمنديم طريقه استعمال آن را مفصلا براي ما بنويسيد. رئيس اداره جريه ميل لنگ را با دو باربر به كارخانجات راهآهن بازگرداند و طي يادداشتي اعلام كرده بود طريقه استعمال آن به پيوست است. سپس در ميان قوطي كوچكي مقداري وازلين به ضميمه فرستاده بودند ! | |||
|
خدا |
مهندس رحيمي |
Thu May 12 2005 |
|
|
مرد وارد دهي شد و گفت من خدا هستم. مردم باو گفتند چند روز قبل يكي آمد اينجا وگفت من پيغمبر م وما اورا كشتيم واين مرد گفت خوب كاري كرديد او را من نفرستاده بودم . | |||
|
adamkhur |
naeem |
Thu May 12 2005 |
|
|
يه روز يه ادم خور با بچه اش ميريه تا بهش ادم خوردن ياد بده به يه خانم چاق ميرسن ميگه بابا اين را خورد ميگه نه اين را خورد ما هم چاق شد به يه خانم كثيف ميرسن ميگه بابا اين را خورد نه اين را خورد مريض شد به يه خانم خوشگل ميرسن ميگه بابا اين را خورد بابا بعد از مكثي نه نه اين را برد خانه مامان را خورد | |||
|
تركه |
Thu May 12 2005 |
||
|
يه تركه داشته ميرفته ميافته تو جوب آب براي اينكه سه نشه صداي قوطي در مياره | |||
|
دكتر بد چشم |
ليلي |
Thu May 12 2005 |
|
|
يك روز يك زن ميره پيش دكتر ميگه آقاي دكتر من از دست اين سينه هاي بزرگ خسته شدم بعضي وقتا ميخوام بندازم جلوي گربه بعد دكتره ميگه ميو ميو | |||
|
عروسي |
امير تهران |
Wed May 11 2005 |
|
|
ميخه ميره عروسي قر ميده پيچ ميشه | |||
|
مارمولك |
في في |
Wed May 11 2005 |
|
|
يه روز يه مارمولكه ميره قزوين ميشه انگولك . | |||
|
حمام |
جيهاد جامعى از سليمانى |
Wed May 11 2005 |
|
|
تركه رفت حمام دررونبند:براى اين كه از سوراخى در نكَِانكنن . | |||
|
رشي |
Wed May 11 2005 |
||
|
هرشتيه وقتي مبنه بچه دار نمي شه محلهاش را عوض مكن | |||
|
غنچه |
حسام خرزور |
Wed May 11 2005 |
|
|
تركه با يه خانم چاق رفيق ميشه بهشميكه اسمت چيه؟ميگه غنچه.تركه ميگه ايلده وا بشي چي ميشي . | |||
|
سا ندویج |
یاشار جوذی ازبندرعباس |
Wed May 11 2005 |
|
|
يكروز يبندري ميره ساندويچي با باباش يساندويچ بوخوره بعدازخوردن باباه مگه خوش مزه بود اونم ميگه اره فقط يكم مزيه روزنامه ميداد | |||
|
الاغ |
A.A |
Tue May 10 2005 |
|
|
يه روز يه تركه ميره سينما اسم فيلم هم كلاه قرمزي بود تركه ميره كنار داخل سايه ميشينه . فيلم شروع ميشه كلاه قرمزي ميگه : سلام الاغ عزيز****حالت چطوره . تركع ميگه اب پدر سوخته تو تاريكي هم هستم منو ميبينه | |||
|
داماد |
xelilkemal@yahoo.com |
Tue May 10 2005 |
|
|
به لره ميگن:.. دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه .. | |||
|
ازدواج |
hadi_late |
Tue May 10 2005 |
|
|
يه روز يه مورچه با يه فيله ازدواج ميكنه بعد از مدتي فيله ميميره مورچه بالاي سر فيله ميگه واي بد بخت شدم حالا ديگه بايد تا اخر عمرم قبر بكنم | |||
|
شمشیر |
جمال2005-از اصفهان |
Tue May 10 2005 |
|
|
به ترکه می گن با شمشیر جمله بساز می گه؟ -فدات شم،شیر خوردی؟ | |||
|
بي نمك |
ميسا از كازرون |
Tue May 10 2005 |
|
|
يك روز دو تا گيلاس با هم دعوا مي كنند يه گوجه سبزي مي اد وسط مي گن سيده ها دخالت نكنند | |||
|
ريش بزي |
حسام خر زور |
Tue May 10 2005 |
|
|
تركه ريش بزي ميذاره گرگه ميخوردش . | |||
|
ماه عسل |
مليحه.ج |
Mon May 09 2005 |
|
|
يك بار يك تركه اي ميره ماه عسل يادش ميره زنشو ببره . | |||
|
عرب |
Mon May 09 2005 |
||
|
يه روز عربه ميفته استخر آب زنگ ميزنه | |||
|
آباداني |
محسن |
Mon May 09 2005 |
|
|
حمله لو ميره مجبور ميشن همه عقب نشيني كنن آبادانيه كه خيلي حالش وخيم بوده تا يه جاهايي خودشو ميرسونه بعد كاپشنو عينك ريبن شو در مياره ميگه كا شما خودتونو برسونين پشت خط من ديگه نميتونم بيام | |||
|
ژاپني |
Mon May 09 2005 |
||
|
ژاپني ها به گوساله ميگن ني ني گاوا | |||
|
تقذيم به ساناز |
سعيذه |
Mon May 09 2005 |
|
|
يه روز يه ميره بيمارستان بهش ميگن همراه داري ميگه0917 .......... | |||
|
چيني |
پوريا اذ كازرون |
Mon May 09 2005 |
|
|
يه روز دوتاچيني بهم ميخورند ميشكنند | |||
|
زلزله و ترك |
Mon May 09 2005 |
||
|
تركه زنگ ميزنه دفتر رياست جمهوري مسئوليت زلزله بم رو بعهده ميگيره | |||
|
رشتيه |
محسن |
Mon May 09 2005 |
|
|
به رشتيه گفتن شما به گوساله چي ميگين گفت صبر ميكنيم بزرگ كه شد بش ميگيم گاو | |||
|
اسم نداره |
ساناز از كازرون(كازرلند سي تي ) |
Mon May 09 2005 |
|
|
از تركه مي پرسن به نظر شما اين همه فساد در جامعه تقصير كيه؟ميگه:والله ما كه تو اين چيزا نيستيم ولي تقصير هر كي هست انشا اله اون دستشم چلاق بشه | |||